آخرین محتوا توسط Frozen

  1. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    حالا ساعت از ده گذشته. او به ایستگاه پلیس بازگشته و هدایت تیم اشخاص مفقودی را بر عهده دارد. کارآگاه کیلگور و گروهی از مأموران یونیفرم‌پوش را برای انجام تحقیقات و کمک به بررسی دارد. - خوب، همه گوش کنید. جِین صدا می‌زند و تیم آرام می‌گیرد و ساکت می‌شود. پشت سر او یک وایت‌بورد است با عکس بزرگ شده‌ی...
  2. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    راوی اول آن‌ها را به واحد خالی طبقه دوم می‌برد. قفلش را باز می‌کند و داخل می‌شود، و جِین و کیلگور دنبالش می‌روند. بدون مبله است و صدای قدم‌هایشان روی کف صیقلی‌شده منعکس می‌شود. جست‌وجوی سریعی از هر اتاق، کمد و بالکن می‌کنند. هیچ چیز. آن‌ها می‌روند و دوباره به طبقه هشتم برمی‌گردند. در راهرو به...
  3. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    اما چیزی مفید برای گفتن ندارد. جِین در راهرو ادامه می‌دهد، اما هیچ یک از همسایه‌هایی که با آن‌ها صحبت می‌کند آن روز برایدن را ندیده یا چیز مشکوکی متوجه نشده‌اند. برخی درها پاسخ داده نمی‌شود؛ به مأموران خواهد گفت که آن‌ها را پیگیری کنند. جِین صدای پینگ می‌شنود و گوشی‌اش را چک می‌کند. یک پیامک از...
  4. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    این موضوع چه فشار زیادی بر رابطه‌شان وارد کرده است. هنری با آرامی می‌گوید: ببین، من هم خوشم نمی‌آید، اما چیزی برای نگرانی نداریم. به زودی این را خواهند فهمید و ما را تنها خواهند گذاشت. مثل دفعه قبل نخواهد بود. موهایش را نوازش می‌کند. رفقط دارند دربه‌در می‌روند، مثل این‌که مجبورند. فقط بدشانسی...
  5. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    تریسی هم بلند می‌شود. جِین می‌بیند که وقتی با همسرش صحبت می‌کند و چشمانش به او دوخته شده، گلویش را بالا می‌اندازد: - یک زن در ته راهرو، برایدن فراست، ناپدید شده. جِین متوجه می‌شود یک حالت عجیب و پرتنشی بین آن دو وجود دارد. تریسی از همسرش محافظت می‌کند، اما آیا می‌ترسد که او ارتباطی با ناپدید...
  6. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    فصل چهار جِین در واحد ۸۱۱ را می‌زند. زنی در را باز می‌کند که چهرهٔ دوستانه‌اش به محض معرفی خودِ جِین و نشان دادن نشان پلیسش، فوراً تغییر می‌کند. انگار که حالت دفاعی گرفته. تقریباً انگار منتظر دردسر است. جِین می‌پرسد: - می‌شود داخل بیایم؟ زن جِین را به داخل سرسرا راه می‌دهد و در را پشت سرش...
  7. Frozen

    دنباله دار ツ حاضری کاری که نفر قبل میگه رو انجام بدی؟ ツ

    آره حتی اگه بازم ضربه بخورم دوست داری ازدواج کنی؟
  8. Frozen

    دنباله دار ツ حاضری کاری که نفر قبل میگه رو انجام بدی؟ ツ

    نه اصلا😂 حاظری آدمی رو که دوست داری رها کنی؟
  9. Frozen

    دنباله دار ツ حاضری کاری که نفر قبل میگه رو انجام بدی؟ ツ

    اره توش استادم حاظری تنها زندگی کنی و کسی رو توی خلوت تنهاییت راه ندی؟
  10. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    - ایده‌ای دارید که کجا ممکنه باشه؟ سرش را تکان می‌دهد. نه. آیا اخیراً چیز غیرعادی بهتون گفته؟ بازم سرش را تکان می‌دهد. نه، هیچی. مشکلی با کسی داشته؟این‌جا توی ساختمان؟ نه. مشکلی با هیچ کس دیگه‌ای؟شاید سر کار؟ نه.او واقعاً کارش و آدم‌های اون‌جا رو دوست داره. به شما اعتماد می‌کنه و راز می‌گه؟...
  11. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    جِین از قبل می‌داند که واحد برایدن فراست بالکن ندارد، آن‌ها به خاطر نگرانی‌های امنیتی برای دختر کوچک‌شان، بالکن نمی‌خواستند. کیلگور تیم جستجو را همراهی خواهد کرد. در همین حال، جِین درِ به در را شروع می‌کند. اول با ساکنان طبقه هشتم مصاحبه می‌کند. او به راوی توصیه می‌کند که اگر برایدن به سرعت پیدا...
  12. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    او جواب نمی‌دهد. می‌داند که گاهی اوقات مردم فرار می‌کنند. در واقع، دائم این کار را می‌کنند. به نقطه‌ای می‌رسند که دیگر طاقت‌شان تمام می‌شود و ناگهان از کوره در می‌روند. یا با دقت برنامه‌ریزی می‌کنند و او هیچ چیز در مورد این زن و خانواده‌اش نمی‌داند. همه چیز کاملاً خوب به نظر می‌رسد، اما این به...
  13. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    می‌گوید، در حالی که خواهرزن او هم با سر تکان دادن موافقت می‌کند. اخیراً متوجه تغییری در خلق و خو یا رفتارش نشدید؟ نه. مشکل مالی نداشتید؟ می‌پرسد. نه. و شما دو نفر اخیراً تو ازدواج‌تون مشکلی نداشتید؟ نه. او سرش را تکان می‌دهد. - اصلاً. ما خیلی خوشبختیم. او در جایش به جلو خم می‌شود. -...
  14. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    او با نگرانی آب دهانش را قورت می‌دهد و می‌گوید: از مهدکودک با من تماس گرفتند. برایدن دنبال کلارا نیومده بود. حدود ساعت پنج و سی دقیقه بود. او معمولاً ساعت پنج دنبالش می‌آید. آن‌ها مدام زنگ زده بودند و پیامک داده بودند، اما جوابی نیامده بود. من هم سعی کردم باهاش تماس بگیرم، اما جواب نداد...
  15. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    فصل دوم او کُت و کیفش را برمی‌دارد. - تو بخور، من وقتی برگشتم مال خودمو گرم می‌کنم. اضافه می‌کند: - سعی می‌کنم دیر نکنم. او با لبخندی تلخ می‌گوید: - باشه. من جلوی تلویزیون می‌خورم. مطمئنم یه چیز خوب تو نتفلیکس هست. جِین در کمتر از ده دقیقه می‌رسد. یک ماشین گشت پلیس در خیابان بیرون ساختمان...
  16. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    - نمی‌دونم عزیزم، اما مطمئنم به زودی برمی‌گرده. احتمالاً یه قرار ملاقات داشته و من یادم رفته که قرار بود خودم دنبالت بیام. بابای خنگ. پیداش می‌کنیم، قول می‌دم. او دختر کوچک را در آغوش می‌گیرد و آپارتمان را ترک می‌کند و در واحد ۸۰۸، دو در آن طرف‌تر، در می‌زند. متوجه می‌شود که دارد تقریباً در را...
  17. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    - مطمئنم همه چیز خوبه. می‌گوید: - حتماً چیزی برایدن رو معطل کرده. او به برایدن پیامک می‌دهد: - حالت خوبه؟ یک لحظه به گوشی‌اش نگاه می‌کند، اما پاسخی نمی‌آید. به او زنگ می‌زند، اما مستقیماً به پست صوتی می‌رود. - باید توی ماشین باشه، داره دیر می‌کنه. به کانی می‌گوید. او به جلسه‌اش برمی‌گردد، که...
  18. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    فصل اول: اکنون برایدن، کلارا را تشویق می‌کند تا صبحانه‌اش که شامل کورن‌فلکس چریوز و موز است را بخورد. او باید کلارا را برای مهدکودک آماده کند. امروز، سه‌شنبه، او از خانه در کاندوی خودشان در باکینگهام لیک کار می‌کند. چون کارهای زیادی برای انجام دارد، و دور از حواس‌پرتی‌ها، در خانه بیشتر از دفتر...
  19. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    او به راحتی می‌گوید: - بیا خسارت را بررسی کنیم، موافقی؟ سپس از او روی برمی‌گرداند و به صندوق عقب ماشینش نگاه می‌کند. خم می‌شود و آن را بررسی می‌کند. سپر تو رفته است. روی ماشین زیبای او بسیار زننده به نظر می‌رسد؛ انگار همین الان آن را از نمایشگاه خریده است. او با تمام وجود امیدوار است که این‌طور...
  20. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    مقدمه: شش هفته پیش ترافیک دوباره شروع به حرکت می‌کند و او در سمت راستش شکافی می‌بیند. او به سرعت وارد می‌شود، به این امید که از پشت کامیون بلند خارج شود و کمی وقت بخرد. درست جلویش یک چهارراه است و او دعا می‌کند که چراغ قبل از عبور او قرمز نشود. یک تسلای مشکی شیک جلوی اوست. صدای پیامکی را...
  21. Frozen

    در حال ترجمه هرگز انتظارش نداشت به ترجمه ریحانا20

    عنوان: هرگز انتظارش نداشت نویسنده: شری لاپنا مترجم:ریحانا۲۰ ژانر: جنایی، معمایی خلاصه: همسر و مادری محبوب ناپدید شده است و یک آپارتمان لوکس، ناگهان صحنه‌ی احتمالی یک جرم می‌شود. برایدن و سم همه چیز دارند: شغل‌های خوب، زندگی شیک، یک دختر دوست‌داشتنی. زندگی ایده‌آل… تا وقتی که سم از دفترش تماس...
  22. Frozen

    تبریک میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر و مرد مبارک 💚

    من دختری را می‌شناسم که با دستان کوچک اما قلبی بزرگ، به جای تکیه کردن، تکیه‌گاه شده است. برای پدرش، پسر شده، برای مادرش، شانه‌ای آرام در شب‌های بی‌خوابی. من خواهری را می‌شناسم که مردانه کنار رنج برادر ایستاده، با لبخندی نرم، سنگینی روزگار را تاب آورده است. من زنی را می‌شناسم که در...
  23. Frozen

    تبریک میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر و مرد مبارک 💚

    @PerS!aN این شعر فقط تقدیم داداش خودم😂😂😂 ای تکیه‌گاه محکم ای مرد روزگار ای قامت استوار در اوج کوهسار در چشم تو نگاهی از جنس صبر بود در قامتی که هرگز او را خزان نبود ای پابه جای عشق، ای ریشهٔ وجود سایه‌ات خداگونه بر جان ما گشود تو کیستی؟ که هستی‌ات چونان کویر و دشت هم در سخاوت رود، هم...
  24. Frozen

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    زلالِ عشق، در دلِ شب می‌تابد، زخمِ دل، از مهربانی می‌خوابد. زبانِ باد، خبرِ بهار آورَد، زیرِ نورِ ماه، دلم بی‌تابَد
  25. Frozen

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    صبا بگذر به آسایش‌سرای دل، خبر از یارم آور، ای خدای دل.
عقب
بالا پایین