مُردم و خود را ز غمهای جهان کردم خلاص
عالمی را هم ز فریاد و فغان کردم خلاص
 
صبا بگذر به آسایش‌سرای دل،
خبر از یارم آور، ای خدای دل.
 
دل از غمِ تو خسته شد ولی هنوز

به یادِ چشمت است و بی‌قرارِ روز
 
  • Love
واکنش‌ها[ی پسندها]: Frozen
زلالِ عشق، در دلِ شب می‌تابد،

زخمِ دل، از مهربانی می‌خوابد.

زبانِ باد، خبرِ بهار آورَد،

زیرِ نورِ ماه، دلم بی‌تابَد
 
عقب
بالا پایین