سلام از داستانتون خوشم اومد وحشت رو به خوبی توصیف کردین کنجکاوم آخر داستان چی میشه شخصیت پردازی عالی بود نگارش هم به خوبی رعایت شده بود جوری ترس رو به خواننده القا کردین که جای شخصیت خودم رو تصور کردم.
عاشق داستانای ماجرا جویی هستم. ناراحت شدم که پدر بزرگ ایموژن فوت کرد. لحنتون هم عالی بود.
اسم داستان: شیشه قلب من
ژانر رمان: عاشقانه، اجتماعی
اسم نویسنده: رقیه کروشاتی
خلاصه داستان: درمورد دختری که بیماری ام اس داره تحت درمان قرار میگیره عاشق دکتر بیماریش میشه دکتره آیا عاشق میشه؟ آیا به دختره اهمیت میده؟
داستان عمر زودگذر
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
رده سنی: بزرگ سالان
خلاصه: روزها میگذرند و عمر من بدون تو تمام نمیشود زندگی خوابهایی برایمان دیده است.
دلم تنگ نبودنته زودتر بیا که فردا از دست نرود برای زیستن.
شعر جالبیه ازش خوشم اومد حرفه ایی نوشته شده موفق باشی. کلمات رو قشنگ دور هم چیدین میتونستین از نیما یوشیج بهره بگیرین اما بازم جالبه واسم قالبتون خوبه اگه احساسی میکردین بهتر بود من تجربه ندارم در زمینه ی نقد اولین بار شعر می خونم اما به مزاقم خوش اومد. دوست دارم شعرای بیشتری ازتون بخونم...