آخرین محتوا توسط Emarat_BiTolo

  1. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    ببخشید این نوشتم خیلی طولانی میشد بخاطر همین خلاصش کردم امیدوارم راضی باشید🥰
  2. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    صبح روز بعد دیگر خبری از جادوگر و کلبه‌ی کوچکش نبود. مردمان دهکده او را در کلبه‌اش زندانی کردند و به آتش کشیدند چون فکر می‌کردند جادوگر پیر، شوم و پلید است و باران را از دهکده گرفته و زمین‌های کشاورزی‌شان را خشک کرده است. چند روز گذشت و خبری از باران نشد. زمین‌ها همچنان ترک می‌خوردند و چاه‌ها...
  3. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    ممنون بابت راهنماییتون🥰🫀
  4. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    سلام ببخشید شاید اینجا یا با شما نباید مشورت بگیرم اما خب... چطوری میتونم ی داستان طنز و ترسناک بنویسم؟؟ میشه ی خورده راهنمایم کنی؟
  5. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    صبح روز بعد دیگر خبری از آن دخترک شاد و بی‌دغدغه نبود. دختری که فکر می‌کرد ازدواج یعنی رسیدن به خوشبختی. از اینکه یک نفر را پیدا کنی که دوستت داشته باشد، بسیار خرسند می‌شوی و روی ابرها سیر می‌کنی. در فکر و خیال خود یک زندگی عاشقانه‌ی دونفره ترسیم می‌کنی یک زندگی پر از چالش، پر از هیجان و دوست...
  6. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    صبح روز بعد دیگر خبری از آن همه نوه نتیجه، دختر و پسر، درخانه مادربزرگ نبود. انگار با ب خاک سپردن مادربزرگ شادی و ذوق و شوق ما بچه ها هم با اون دفن شد. دیگر برادر با برادر غریبه شده است، دختر دایی ، پسر عموها، همان هم بازی های همیشگیمان باهم غریبه شده ایم، جوری ک انگار هیچوقت همدیگر را...
  7. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    یعنی همین نوشته صبح روز بعد... رو ادامه بدم؟
  8. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    ممنونم. بازم باید همون متن رو ادامه بدم؟
  9. Emarat_BiTolo

    مسابقه °•° مسابقه داستانک‌نویسی | روایت محصور°•°

    ببخشید درمورد قوانین میشه توضیح بدید رمان باید چند خطی باشه؟
  10. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    صبح روز بعد دیگرخبری از آن دخترو پسر هایی ک هر روز توی کوچه بازی میکردندنبود. چشم بهم زدنی قد کشیدیم و بزرگ شدیم. یادمه وقتی بارون می بارید، هممنون با ذوق میپریدیم توی کوچه، باکلی ذوق و خوشحالی بالا و پایین میپریدیم. چاله های کوچیک کوچه ک پر از اب بارون شده بودن رو از عمد لگد میکردیم، کلی...
  11. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    ممنونم چشم حتما انجام میدم. باید براتون ارسالش کنم؟
  12. Emarat_BiTolo

    مشاوره فعال مشاوره رمان |HIIIS

    دلم میخاد همه چیزایی ک تو ذهنم میگذره رو کاغذ بیارم و بنویسم ولی همین ک میخام شروع کنم ب نوشتن نمیتونم ذهنم خالی میشه نوشتن رو دوست دارم دوست دارم اما نمیتونم بنویسم نمیتونم کلامت رو بزارم کنار هم
  13. Emarat_BiTolo

    اطلاعیه اطلاعیه اعلام و درخواست مشاور -1405

    درخواست مشواره
عقب
بالا پایین