شایعه امضا: - لیدرِ خسته! | شایعه‌نویس سِودا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Z A H R A
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشته‌ها
نوشته‌ها
6,067
پسندها
پسندها
26,734
امتیازها
امتیازها
958
سکه
245
«به‌نامِ خالقِ خلاقیت»


نامِ داستان:

امضا: - لیدرِ خسته!

شایعه‌نویس:
@سِـــودا

سوژه:
@arisky

ژانر:
جنایی؛ ترسناک (گونی و این‌حرف‌ها!)

مقدمه:
روایتِ بانویی که به نقل از خودش، تو را به راهِ کج هدایت می‌کند؛ همراهمان باشید و بشنوید از هنرنماییِ وی در شبی که گونی بر سرش کشیدند و او فقط لبخندِ ملیح زد!​
 
سرهنگ با کلافگی پشتِ میز نشست و دستی به سرش کشید:
- بازم که تویی! چرا دست از سرِ ما برنمی‌داری دختر؟ این‌بارِ سومه آوردنت اینجا و بازم چیزِ خاصی به جز همون حرف‌های قبلی برای زدن نداری!
دستانش را بهم گره زد و لبخند بر لبانش نشاند:
- سلام جناب سرهنگ! حالِ شما؟ خانم بچه‌ها خوبن؟ دیگه چی‌کار کنیم از دل رحمی؟ با خودم میگم اگه یک‌وقت دلتون برام تنگ بشه چی؟ واسه همین زود به زود بهتون سر میزنم تا از دلتنگیم دق نکنین!
سرهنگ سری به تاسف تکان داد و برگه ی اعترافاتِ آرمیتا چشم دوخت:
- لیدرِ خسته؟ چرا هردفعه امضات عوض میشه؟ اول که لیدرِ نوشکفته بودی احتمالا و از دست ما در رفتی، بعدش شدی لیدرِ درحالِ پيشرفت! بعدترش لیدرِ بازنشسته! الان هم لیدرِ خسته؟ لیدرِ بعدی چیه؟
خندید و گفت:
- خب حقیقت همینه دیگه! اولش مثل یک غنچه‌ی نوشکفته، تازه استعدادم و کشف کرده بودم، بعدش پله پله در حال ترقی پله های پیشرفت بودم، بعدِ کارکشته شدنم خودم و بازنشست کردم و الانم تبدیل شدم به یک لیدرِ خسته از بازنشستگی و همه‌چی!
و درموردِ امضای سریِ بعد، حالا هروقت گرفتینم، درموردش متوجه میشین!
 
عقب
بالا پایین