اطلاعیه [درخواست] نشر آثار نویسندگان در صفحه اصلی سایت



نویسندگان عزیز توجه کنید زین پس طبق فرم زیر درخواست اثر خود را ثبت می‌کنید.
درصورتی که حتی یکی از فیلدهای پایین خالی بماند با درخواست شما مخالفت می‌شود.

دسته بندی:
* (رمان،دلنوشته،مجموعه شعر،فیلنامه و...)
عنوان:
اسم نویسنده:

*(نام کاربری انگلیسی مورد قبول نخواهد بود.)
ژانر:
سطح اثر:

* (پایه، شاخص، حرفه‌ای، به کمک هوش مصنوعی)
لینک دانلود جلد:
نام ناظر همراه:
نام ویراستار:
نام طراح جلد:
لینک تاپیک تایپ اثر:
بخشی از اثر:

*(اگر اثر شما رمان، داستان کوتاه و داستانک می‌باشد ارسال یک پارت کافی است و اگر مجموعه دلنوشته و شعر می‌باشد بین 2 تا 3 پارت مجاز هستید.)

تنها نویسندگان 405 به بعد که اثر آن‌ها اتمام یافته است طبق این شیوه پیش بروند.
درصورتی که درخواست شما ثبت نشود اثر پس از اتمام مرحله ویراستاری وارد تالار اثار اتمام یافته می‎‌شود.( اثر کپی نخواهد شد.)
 
دسته بندی: داستانک
عنوان: هشت دم و دو بال
اسم نویسنده: هستی جباری
ژانر: اجتماعی
سطح اثر: شاخص
لینک دانلود جلد: [کلیک کنید]
نام ناظر همراه: -
نام ویراستار: نقره
نام طراح جلد: آتوسا
لینک تاپیک تایپ اثر: [کلیک کنید]
بخشی از اثر:
من روباه‌ام؛ نه از آن‌هایی که در قصه‌ها می‌دوند و دنبال شکارند؛ من انسانی‌ام که جهان را روباه‌وار می‌بیند.
برای من آدم‌ها شکل ثابتی ندارند؛ اخلاق، ترس و غرورشان مدام آن‌ها را تغییر می‌دهد.
هر کسی که از کنارم رد می‌شود در ذهنم چیزی بیش از یک انسان است؛ موجودی که دُم دارد، بال دارد یا پنجه‌هایی که ناخواسته از آستینش بیرون می‌زنند.
مدت‌هاست فهمیده‌ام انسان‌ها خودشان را آن‌گونه که هستند نشان نمی‌دهند، اما رفتارشان آن‌ها را لو می‌دهد. یکی با شانه‌های صاف و نگاهی طلبکار راه می‌رود و بی‌آنکه بداند، پرهای طاووس از پشتش بیرون زده است.
دیگری همه‌چیز را جمع می‌کند، حتی چیزهایی را که به کارش نمی‌آیند؛ او سنجابی‌ است با دلی لرزان که همیشه در انتظار خطر است. بعضی‌ها نیز از تصمیم‌های ساده می‌هراسند مانند خرگوش‌هایی که مدام آماده‌ی گریختن‌ند.
برخی نیز فقط تقلید می‌کنند و می‌خندند، ادا درمی‌آورند و بی‌آنکه بدانند خودشان را گم کرده‌اند. من نگاهشان می‌کنم؛ نه از بالا و نه با قضاوت، بلکه از سر کنجکاوی. می‌خواهم بفهمم چرا آدم‌ها این‌قدر شبیه هم می‌شوند و در عین حال، این‌گونه متفاوت رفتار می‌کنند.
چرا یکی حاضر است همه‌چیز را فدای دیده شدن کند و دیگری در سکوت فرسوده شود؟ چرا بعضی‌ها شجاعت را فریاد می‌زنند و برخی دیگر، بی‌صدا آن را زندگی می‌کنند؟
راستش را بخواهی من فقط تماشاگر نیستم؛ خودم هم در این آینه‌ها گیر افتاده‌ام.
گاهی طاووس می‌شوم، گاهی خرگوش و گاهی سنجاب. روباه بودن یعنی همین دیدن، فهمیدن و هم‌زمان شک کردن در عین زیرکی.
یعنی پذیرفتن این‌که زیرکی همیشه نجات‌بخش نیست و آگاهی، گاهی سنگین‌ترین بار دنیاست.
این جنگل از درخت و خاک نیست؛ جنگلِ آدم‌هاست. پر از دم‌هایی که پنهان می‌شوند، بال‌هایی که هر چشمی آن‌ها را نمی‌بیند و پنجه‌هایی که ردشان را بر زندگی جا می‌گذارند.
من فقط روایت می‌کنم؛ نه برای آن‌که حقیقتی را تحمیل کنم، بلکه برای درکِ عمیق‌تر این جامعهٔ انسانی.
اگر خوب نگاه کنی، شاید در یکی از این دم‌ها یا بال‌ها، انعکاس خودت را می‌ببینی.
 
آخرین ویرایش:
دسته بندی: دلنوشته
عنوان: شکارچی لحظه‌ها
اسم نویسنده: @علی یزدانی
ژانر: معنوی
سطح اثر: پایه
لینک دانلود جلد: [کلیک کنید]
نام ناظر همراه: -
نام ویراستار: @علی یزدانی
نام طراح جلد: آتوسا
لینک تاپیک تایپ اثر:
بخشی از اثر:
پارت ۱۵
تنها راه راست
آیا چیزی غیر از من می‌تواند وجود داشته باشد؟
تنها قدرت مسلّط بر تمام جهانیان، از کل به ذرّه منم، با نشانه‌های واضح و روشن در برابر تو، برای خبر خوش به خوبی و هشدار از بدی، ساده و آسان و بدون زحمت...
 
آخرین ویرایش:
آخرین ویرایش:
دسته بندی: دلنوشته
عنوان: ایران سرزمین زخمی‌ام
نویسنده: نقره
سطح: شاخص
ویراستار: @shirin_s
لینک دانلود جلد: https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/cw_1776698458_6112da7e.png
طراح: @ماهنآزماهنآز عضو تأیید شده است.
لینک تاپیک اثر:

بخشی از اثر:

تو را با زخم‌هایت شناختم.
با کوه‌هایی که مثل سربازان پیر در مرزهای آسمانت ایستاده‌اند.
با دشت‌هایی که بوی قدم‌های دلیرانت را می‌دهند و با شهرهایی که زیر هر آجرشان
نبضی از هزار سال مقاومت می‌تپد.
ایران…
ای مادر صبور قرن‌ها، ای شعله‌ای که از دل خاکستر خویش همیشه بلند می‌شوی.
قصه‌ای هستی که پهلوانانش هرگز تمام نمی‌شوند.
فصل‌های سختت به‌ جای آن‌که تو را خاموش کنند، تو را به شعله‌ای رساتر تبدیل می‌کنند.
و چه عجیب که هر جا غباری بر نامت نشست از دل همان غبار، خورشیدی برخاست و راه را روشن کرد
 
آخرین ویرایش:
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: EMMA
نام اثر: دلنوشته شکارچی لحظه‌ها
نویسنده: علی یزدانی @علی یزدانی
لینک اثر:

نام اثر: تکثیر ، جغرافیای عشق

نام نویسنده: سونیا بینا
لینک اثر:
طبق فرم ذکر شده در پست اول مجدد درخواست برای هر اثر ثبت کنید
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 70)
عقب
بالا پایین