همگانی گفتگو با طعم کتاب | چشم‌هایش و سمفونی مردگان

تا صفحه مقرر شده سوم مطالعه شد .
یکم عقب افتادم ولی میرسونم خودمو بهتون :gol narenji:

حس میکنم بخشی از زندگی من با فرنگیس گره خورده :))
یه سری از رو حیاتش شبیه خودم
جاهایی که توی فکر میره و جواب سوال دوست داشتن ماکان رو با حساسیت و وسواس زیاد پاسخ میده و هنوز اطمینان نداره c54c27_25ndke-hanghead
:)
و از طرفی حال استاد ماکان رو کاملا درک میکنمم ..
این تضاد درونی و جدال روح .. برای من خیلی آشناست

باز هم تصویر سازی قوی ِنویسنده ..
 
درود.
به نظر من فرنگیس از جایی که دچار سوءتفاهم شد و فهمید برای ماکان همه‌چیز آرمانش هست نه عشق؛ حتی ما جاهایی شاهد بودیم که فرنگیس منتظر بود یه رفتار یا حرف عاشقانه از استاد سر بزنه؛ اما مسائل سیاسی براش ارجح بود. چی می‌تونه یه زن رو اینقدر خرد کنه؟ و از اونجا به بعد بود که فرنگیس فقط زنده بود؛ اما زندگی نکرد چون با پوست و گوشت این درد رو حس کرد که دیگه اون فرنگیس مغرور و شاد نشد.
بخشی که فرنگیس پیش سرهنگ آرام می‌ره برام خیلی حس بدی ایجاد کرد.
ببنظرم شاید همه وقتی نقاشی رو می‌دیدن اون چشم‌ها رو چشم‌های یه فریبنده و ** رو برداشت می‌کردن؛ اما به رازی که پشتش بود و اون حس خلأ عشق، و خستگی و ناامیدی رو هیچ‌کس نتونست درک کنه. رفتار ماکان و اینکه یه جاهایی به فرنگیس مثل یه ابزار نگاه می‌کرد، با حال و هوای فرنگیس، که می‌خواست استاد رو عاشق خودش بکنه و نگهش داره یه تضاد درش بود که نمی‌تونم بگم دوستش داشتم؛ اما نمی‌تونستم باهاش ارتباط هم بگیرم. کلا استاد رو نفی نمی‌کنم ولی بعضی از رفتارهاش مطابق چیزی نبود که در خور یه عاشق باشه. باورپذیریش برام سخت بود.
 
آخرین ویرایش:
به نظرم بازم زوده در مورد استاد ماکان و احساس اصلیش به فرنگیس نظر بدیم
کسی که به یه سری اصول پایبند بوده و زنی تو زندگیش نبوده با این وجود در مقابل فرنگیس محبتش به مرحله ی بروز میرسه قطعا محبتی ارجح تر از مسائل سیاسی براش وجود داشته ..
اما بنا به منطقی نگاه کردن و آسیب ندیدن معشوق دوری علی میل باطنی ش بود ..
 
سلام و رحمت
اومدم ببینم چقدر از صفحه مقرری عقبم دیدم عه جلو هم هستم -53-؟"_}
تا صفحه مقرر شده مطالعه شد + ۱۰ صفحه بیشتر شد .‌.
 
درود دوستان شبتون بخیر -118-"{}
* * * دور پنجم
قسمت تعیین شده برای مطالعه: صفحه ۱۸۱ تا پایان کتاب
زمان: 3 روز

تحلیل‌هاتون رو توی همین تاپیک ارسال کنید.

لینک فایل:
 
درود دوستان شبتون بخیر -118-"{}
* * * دور پنجم
قسمت تعیین شده برای مطالعه: صفحه ۱۸۱ تا پایان کتاب
زمان: 3 روز

تحلیل‌هاتون رو توی همین تاپیک ارسال کنید.

لینک فایل:
بنده هم تمام :)
تجربه ی جدید و جالبی بود ..
ممنون که فرصت مطالعه این کتاب فراهم کردین ..
 
فقط کاش نویسنده اینقدر ابهام در ذهن مخاطبش نمینشوند ..
احساس میکنم بیشتر هدف نویسنده چینش کلمات و تصویرسازی در ذهن مخاطب بود تا هدف مشخص برای نظم دهی به ذهن مخاطب داشته باشه
 
درود دوستان شبتون بخیر -118-"{}
* * * دور پنجم
قسمت تعیین شده برای مطالعه: صفحه ۱۸۱ تا پایان کتاب
زمان: 3 روز

تحلیل‌هاتون رو توی همین تاپیک ارسال کنید.

لینک فایل:
پایان کتاب برای من با نهایت حسرت تموم شد. فکر می‌کنم حسرتِ فرنگیس، در واقع اجابتِ همون عشقِ بزرگی بود که توی دلش داشت انگار تنها راهی که تونست اون عشق رو به انتها برسونه، همین حسرتِ موندگار بود. اما برای استاد ماکان… ماجرا خیلی گرون‌تر تموم شد. از نگاه من، اون نقاشی و اون ابهام‌های توی چشمانِ تابلو، فریادِ کسی بود که معشوقش رو «فروخته‌شده» در آغوشِ شرایط و سرنوشت می‌بینه. به نظرم این تراژدیِ مشترکِ کتابه: عشق برای فرنگیس در «حسرت» به اجابت رسید، و برای استاد، با پرداختِ بهای سنگینِ از دست دادنِ کسی که حس می‌کرد دیگه به او تعلق نداره، تموم شد.
 
عقب
بالا پایین