نتایح جستجو

  1. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    لبخندی از لفظ«راپنزل»گفتن‌اش زدم و گفتم: «دست‌شویی بودم دیگه!» خندید و بعد خنده‌اش را جمع نمود و لبخندی در لب‌هایش تراشید و با همان لبخند به نیم‌رخم نگاه کرد و چیزی نگفت. من هم که دیگر چیزی نگفتم و به انگشترم خیره شدم. *** سبحان با خوشحالی، لبخندی به مهشید زد که لبخندی به هر دوی آن‌ها زدم...
  2. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی برای چاپ رمان اول‌تان چه معیارهایی دارید؟

    آنلاین در این انجمن عزیزم عاشقانه، درام و روانشناختی
  3. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی برای چاپ رمان اول‌تان چه معیارهایی دارید؟

    «زمانی دلم مدام بخواد و داستانم قوی‌طور بشه و رمانم خیلی خوب تونسته باشه، مردم رو جذب خودش کنه! البته هنوز دومین رمانم دیده نشده. بله، مجموعه رمان من باید بالا ۲۰۰ تا ۶۰۰ صفحه باشه. جستجو توی گوگل و مشغولیت ذهنی. سعی میکنم قلمی رو خلق کنم که هم قوی باشه هم مفید و هم انگیزشی و مفهومی چون همیشه...
  4. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی [ یک تیکه از آهنگ مورد علاقت ... ]

    دریا اولین عشق مرا بردی، دنیا دم به دم مرا تو آزردی...
  5. . سیده نرگس مرادی .

    همگانی ●▪︎ ختمـ ِصلواتــ برای ِلنــا و آرامِشــ قَلبــ مامــان ِمهربونِشــ ▪︎●

    ۱۰۰ صلوات+ فاتحه امروز می‌فرستم. «ولی خدایا حق یک مادر، ترک کردن بچه‌اش نبود» 952351097998_1 :broken_heart:
  6. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «مرا هزار امید است، از خانم سیمین بهبهانی» https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/voices/voice_43b7f087f9_1787209956.webm
  7. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «شعر خواهی نباشم، از خانم سیمین بهبهانی» https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/voices/voice_c6e9ee23a0_1787209389.webm
  8. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «دوباره می‌سازمت ای طن! از خانم سیمین بهبهانی» https://dl.cafewriters.xyz/cafeuploads/voices/voice_ecff6e98a1_1787209156.webm
  9. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «این دفعه با شعری از قیصر امین‌پور اومدم» https://uploadkon.ir/uploads/c2af20_26گویندگی-۲.mp3
  10. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ دلنوشته‌ی جاودانگی غم | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    «اندوه غبار گرفته» هوای دود و دم دلم، غبار گرفته از حرف‌های اطرافیانم است. مه‌آلود و دردناک! رهایی یابم از حرف‌هایی که پشت‌سرم گفته شد. رهایی یابم از سر تفسیر گفته‌های دردآلودشان! دور شوم از زندگی تکراری‌ام! دور شوم از آدمیان تکراری زندگی‌ام! خسته‌ام و درحین نفس‌نفس‌ زدن‌های بی‌گمان! نفس‌نفس...
  11. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ دلنوشته‌ی جاودانگی غم | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    «تقدیر زخم» به قول محتشم کاشانی که می‌گوید: - زخم جفای که بر سینه مرهم است از بخت من زیاده و از لطف او کم است... همان روایت مرا تفسیر می‌کرد. همان تفسیری که در تقدیر من نوشته شده بود؛ اما یک نشانه‌گذاری برای من شده بود. همان زخم که اسمش زخم تقدیر است که تا اسمش می‌آید درد و اندوه بر...
  12. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ دلنوشته‌ی جاودانگی غم | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    «سکوت مرگ‌بار» این دلنوشته‌ی سکوت مرگ‌بار، هروقت می‌نویسمش، جور دیگری بغض سرکشم گشوده می‌شود. سکوت! کلمه‌ای که نه آن را فرا می‌گیرم و نه آن را می‌نگرم. فقط تماشا می‌نمایم و می‌گذرم. غم است دیگر! غم نیز سکوت می‌خواهد که نشانه‌اش هویدا است. می‌شود فقط آن را نوشت و سنجاقش کرد. بر روی کاغذهای...
  13. . سیده نرگس مرادی .

    در حال تایپ دلنوشته‌ی جاودانگی غم | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه

    مرده و زنده‌اش فرقی نمی‌کرد، وقتی‌که اجازه‌ای از او صادر نبود. گهگاهی بر لبالب دیار می‌گریم و می‌نویسم. می‌نویسم و درذ می‌کشم و آه! از تمامی قلب‌هایی که شکسته شد و هیچ‌گاه دمی از آن زده نشد. آه! از تمامی سکوتی که فقط سکوتش از غم است و دم نزدن!
  14. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ضبط نوای ژیکان [. سیده نرگس مرادی . ]

    «شعر: ای آنکه دوست دارمت، از آقای سعید بیابانکی» https://cdn.imgurl.ir/uploads/h070616__.mp3
  15. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    لبخندی زدم و چای را به لبان رژلب‌زده‌ام نزدیک کردم و روبه مهشید که با خوشحالی به من می‌نگریست خیره شدم. عمو احمد می‌خواست چه بگوید که هیچ‌کس خبری از آن نداشت؟ مهشید، پایش را روی پای دیگرش انداخت و با ذوق گفت: «چطوری دخترعمو؟» چشم‌هایم را کوچک کردم و اندکی نگاهش کردم و با لبخند مصنوعی پاسخش را...
  16. . سیده نرگس مرادی .

    در حال ویرایش رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه

    با شتاب گفت: «نه‌نه! با همدیگه این‌کار رو می‌کنیم!» لبخندی زدم و چیزی نگفتم. صدای نفس کشیدن‌هایش را در همین فاصله‌ی کمی می‌شنیدم و این برایم لذت‌بخش‌ترین صدایی بود که در گوشم به نجوا می‌آمد. به‌سوی سینک ظرف‌شویی رفت و اسکاج را برداشت و مایع ظرف‌شویی را داخل آن ریخت و شروع به کفی کردن ظروف شد...
عقب
بالا پایین