نتایح جستجو

  1. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    ترسم این قوم که بر دُردکشان می‌خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را
  2. Mansi

    عالی داستان کوتاه قرار است بمیرم | منصوره صادقی

    أحضنی و کأنی سأموت غداً، و ماذا عن الغد؟ أحضنی و کاننی عدتُ… مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم، و فردا چطور؟ جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام… «نزار قبانی» (تقدیم به کسانی که ذلت فرار را به سختی ماندن ترجیح می‌دهند…) (۱) «مرگ» امروز صبح وقتی از خواب بیدار می‌شوم،...
  3. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    تیغه ی زنجان بخزد بر تنت خون دل منزویان گردنت شاعر اگر رب غزل خوانی است عاقبتش نصرت رحمانی است
  4. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    تو شمعِ انجمنی، یک‌زبان و یک‌دل شو خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
  5. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
  6. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    از همان بن بست باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم آرام، گفتی: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم
  7. Mansi

    عالی داستان کوتاه قرار است بمیرم | منصوره صادقی

    «به نام یزدان» نام داستان کوتاه: قرار است بمیرم نویسنده: منصوره صادقی ژانر: معمایی، علمی- تخیلی ( sci-fi ) خلاصه: ما هم به نوعی کارمند خدماتی کفن و دفنیم. اما نه از آن عادی‌هایش. وقتی مرگ از نوع تصادف شدید یا حادثه‌های دهشتناک باشد؛ آن جسدهای آش و لاش شده، با مغزهای متلاشی و صورتی که دیگر...
  8. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    آتشی بودی و هروقت تو را می ديدم مثل اسپند دلم جاي خودش بند نبود مثل يک غنچه که از چيده شدن می ترسيد خيره بودم به تو و جرأت لبخند نبود
  9. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
  10. Mansi

    همگانی ~آخرین کتابی که خواندی چی بود؟~

    آخرین کتابی که کامل خوندم (شنیدم) کتاب «وقتی نیچه گریست» به قلم اروین یالوم بود اروین یالوم که خودش از بزرگان ادبیات و روانشناسیه سبک خیلی عجیب و خاصی برای نوشتن این کتاب انتخاب کرده بود و اون اتفاقات خیالی با شخصیت های کاملا واقعی بود. همه شخصیت‌های این داستان که مهم تریناشون فردریش نیچه...
  11. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم در گوشهٔ باغی می نابی نکشیدیم
  12. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

    این نان و آب چرخ، چو سیل است بی‌ وفا من ماهی‌ام، نهنگم و عمانم آرزوست
  13. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
  14. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    من از آن روز که در بند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
  15. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

    ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
  16. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
  17. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت: «آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
  18. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

    راه دهید یار را، آن مه ده چهار را کز رخ نور بخش او، نور نثار می رسد
  19. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
  20. Mansi

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    من نشستم بروی مِی بخری برگردی... ترسم این است مسلمان شده باشی جایی!
عقب
بالا پایین