نفسی بیرون دادم: «ممنون، حتما.»
لبخند کوتاهی زد و از من خداحافظی کرد و چند لحظه بعد میان جمعیت خیابان گم شد؛ اما من هنوز همانجا ایستاده بودم و نمیدانستم چرا از میان تمام حرفهایی که زده بود، فقط یک جمله در ذهنم مانده بود: «علوی معمولا آخرین انتخاب بچههاست.»
نمیدانستم منظورش فقط سخت بودن...
خوش اومدی. در همیشه برای تو بازه :bouquet: همیشه بیا تاپیک رو آپ کن 15cb28_25512
فعلا هر چی تو یخچال پیدا بشه Popcorn ته چین داریم
جنگل. جای خوبیه تنها بین اون همه درخت و دور از آدما
چون هیشکی نمیاد همه داستانش رو تعریف کنه...
خب فک کنم دوست اون دختره هستین.. اسمش evil girl بود آره؟ یا همون seti قدیم Dandoon
خب احتمالا میرم یه جای آروم و یه هدفون میذارم و یه قهوه درست میکنم و شروع میکنم به نوشتن. این سه تا همیشه حالم رو بهتر میکنن Tea
سلام به شما
داشتن مواد اولیه باکیفیت. توی خیلی از کلیپهای آشپزی که نگاه میکنم (مثلا کرهای ها) اصن این مواد انگار از سیاره دیگه میان. گوجهشون ۱۰ برابر بزرگتر و قرمز. گوشتشون صورتیتر و بزرگتر از گوشتای تریاکی قهوهای ما Lagh
کیک و شیرینی رو بیشتر دوس دارم
کباب
این -2-35-
قرار بود رو*ن...
سلام پاگنده Tea
آنا د آرماس
اون دوران که فکر میکردم عکس گرفتن از هر چیزی و گذاشتنش تو استوری خیلی باحاله. الان که نگاه میکنم میگم چرا؟p31022_
به ننه یکی از دوستای دوران مدرسم Lagh2 «پسرت دستش خراب شده، یکم بیشتر مراقبش باش.»
اگه بگم که دیگه رار نیست Dandoon
شاید بزرگترین ناامیدی هام این...
بهبه سلام به منتقد انجمن Smoke
چون به من گفتن مدت زیادیه که پروفایلت همینجوری مونده و فسیل شده یه چیز جدید بزار عوض کن و منم این عکس رو گذاشتم -2-37-=}
عه سلام روباه -2-37-=} خوش اومدی
آروم، کنجکاو، مسئولیتپذیر
شوخیهای ناگهانی و موقعیتهایی که هیشکی انتظارش رو نداره
خب اولش چند ساعت شهر رو بدون شلوغی و تو آرامش میگردم و بعد میرم کتابخونه، موزهها و جاهایی که همیشه شلوغ بودن رو با خیال راحت ببینم. آخر شب هم غروب خورشید رو از یه جای خیلی...
سلیطهی انجمن بیشتر بهت میاد 252927_25228
اینقد اصرار کردی واسه گرفتن مدال آقای نمونه که قاطی شد مشخص نیس چی به چیه Dandoon
نه، نهایتش میگن از اون دخترای همهفن حریفه ولی قانون مدال هنوزم تغییر نکرده 15cb28_25512
اوکی من منتظرم هر وقت تونستی مدرک و شواهد و مستندات رو ارائه بده smilies
بهبه ببین کی اومده. سلام آقا کوچولوی نمونه Watermelon
اگه یه روز معاملهی خوبی پیشنهاد بدی شاید بشه مذاکره کرد pesar_{" پشت هر مدالی یه خاطره هست جوجو، نمیشه به این سادگی عوضش کرد
چون هنوز ارزش واقعی مدالهامون رو کشف نکردی 15cb28_25512 ما اینا رو با خون دل بدست آوردیم راحت به هر کسی واگذار...
راستش بیشتر با دیدن دستورهای توی اینستا و البته خراب کردن چند تا غذا یاد گرفتم Dandoon هر بار یه چیز جدید امتحان کردم تا کمکم دستم راه افتاد
دفتر مخصوص واسه آشپزی یا دفتر نقاشی رو میگین؟ -65-{} نه اتفاقا برعکس. دستورهام رو یا توی گوشی ذخیره میکنم یا توی ذهنم. هر بار هم یه کم تغییرشون میدم برای...
لبخند کوتاهی زد: «هر وقت خواستی بیا. تا وقتی پروژهت تموم نشده، اینجا غریبه نیستی.»
تشکر کردم و دستم را برای خداحافظی جلو بردم. دستم را فشرد؛ اما درست پیش از آنکه برگردد، انگار چیزی یادش آمده باشد، مکث کوتاهی کرد: «راستی...»
نگاهش برای لحظهای از روی صورتم گذشت و به انتهای راهرو افتاد: «اگه یه...
سلام به شاعر زحمتکش انجمن Popcorn
۱- آره ۱۰۰٪ Dandoon انیمیشن کورالین رو دیدی؟ باباش با ذوق و شوق میگفت: «دختر عزیزززز بابا، پختم براش صد مدل غذا، میخوره همشو اون با اشتها..» منم تقریبا همون مدلیام. وقتی حال و حوصله داشته باشم دلم میخواد هی چیزای جدید امتحان کنم و از آشپزی لذت ببرم، نه...
کریمی نگاهی به محتویات آن انداخت و خیلی آرام سری تکان داد. در همان لحظه که انگار حضورم را حس کرده باشند، هر دو تقریبا همزمان سرشان را بالا آوردند و نگاه استاد مختاری مستقیم روی من نشست. چند ثانیه سکوت برقرار شد و بعد گوشهی لبش آرام بالا رفت. نه از روی تعجب... بلکه انگار از قبل میدانست دیر یا...
نگاهش برای لحظهای روی جای خالی تابلو ثابت ماند؛ نه تعجب کرد و نه اخم. فقط سکوت کرد و چند ثانیه بعد، نگاهش را از تابلو گرفت و آرام روی صورتم نشاند: «شما دانشجویین؟»
نفس آرامی بیرون دادم: «بله... بهداشت محیط.»
لبخند خیلی محوی زد؛ از آن لبخندهایی که بیشتر شبیه پنهان کردن یک فکر بود تا نشانهی...
سری به نشانهی تایید تکان داد: «خوش به حالتون. من هنوز بیشتر اطلاعاتم مونده و احتمالا چندین بار باید برم.»
لبخند کمرنگی روی لبم نشست: «فکر کنم آخر ترم همهمون چند بار مسیر بیمارستانها رو حفظ بشیم.»
چند لحظه سکوت بینمان افتاد. بعد اینکه انگار چیزی یادش آمده باشد، نگاهم کرد: «یه چیزی... علوی...
نگاهش آرام روی صورتم ثابت ماند: «بیشترتون فقط همون چیزایی رو مینویسین که بهتون گفته میشه.»
چند ثانیه طول کشید تا منظورش را بفهمم. ادامه داد: «بهداشت محیط فقط حفظ کردن دستورالعملها و نوشتن گزارش نیست. باید ببینی، دقت کنی و سوال بپرسی. بعضی وقتها مهمترین نکته همون چیزیه که هیچکس دربارهش حرفی...