عاشقانه

  1. HananehKH

    عالی رمان بایش | نویسنده HananehKH

    به نام خدا عنوان: بایش نویسنده: HananehKH ژانر: عاشقانه، معمایی ناظر: @serena خلاصه: به بهشت اعتقاد داری؟ به زندگی دوباره چی؟ درست لحظه‌ای که فکر می‌کردم اختاپوس مرگ به تنم چمبره زده و به ایستگاه آخر رسیدم، قطار زندگی من رو توی دنیای دیگه‌ای پیاده کرد. با این شانس وارد واگن خاطرات شدم تا با...
  2. Farzane

    عکس زبان عشق ღ

  3. دختر خوشگل انجمن

    در حال تایپ دلنوشته تاریخی دیگر | نویسنده کیاناز تربتی نژاد

    به وقت آذر ماهِ هفتاد و نه، شاید خانم آقای مهری یک چیزی می‌دانست که با ناخوشی نگاهمان می‌کرد. شاید بچه‌های تابستان‌ ندیده‌ی کوچه‌ی خانه‌یتان می‌دانستند که این شیرینی دل را می‌زند و در همان روزهای اول پایم زیر دوچرخه‌ی قرمز رنگ محمد، پسرِ حیدر آقا رفت. در این میان به من بگو، منتظرت بمانم؟ یا تو...
  4. ب

    اتمام یافته دلنوشته تُنگ بلوری | نویسنده بلوط

    می‌دانی؟! من عادت کردم. خیالم تو را میهمان است. روزمره من از مرور شروع تا انتهای بینهایت ماست. از پرواز فراز آسمان به الوار های کهنه‌ی غرق در گِل به انتظار بنا شدن. از درخت های سر به فلک کشیده به پیچ تاب توپ:گلللل از نگاه ها به انکار ها از نگرانی ها به بی قراری ها به دیروز به امروز به فردا من...
  5. Sarkook

    در حال تایپ دلنوشته دریایِ آسمان | نویسنده سارا عسکریان

    لحظه‌ای که دل باختم، سقوط کردم یا غرق شدم؟ تفاوتی هم نمی‌کند، هردو در نهایت آدمی را به کام مرگ می‌کشاند و عشق هم مرگِ روح و روان است عشق، نابودگرِ جسم و جان است... .
  6. IVI

    معرفی دانلود کتاب جین ایر| شارلوت برونته

    دانلود pdf رمان جین ایر اثر شارلوت برونته
  7. IVI

    عکس نوشته عکس نوشته عاشقانه و غمگین

  8. زینب کدخدا

    در حال تایپ مجموعه شعر قلب زمخت| به قلم زینب کدخدا

    عاشق چشمانت شده ام شب همه شب به مستی می‌برد فکر آن عشقه ناعاشق من به فکرت بگو بردارد دست از سر من دیوانه شدم بس همه شب از سر درد ینی انقدر بی وفایی عشق من که دل به دل داده ای جز دل من
  9. E

    در حال تایپ دلنوشته‌ی پرده پوشی نگاه | MahsaMHP

    جالب بود . بهش برسی الهی
  10. Fareh

    در حال تایپ رمان ساوانا | فآرح کاربر انجمن کافه نویسندگان

    * به نام ایزد دانآ * [ این رمان جهت چاپ نوشته میشود پس لطفا فقط در کافه نویسندگان آن را مطالعه و نظرات ارزشمند خود را با ما همراه کنید و از کپی برداری و ذخیره رمان و انتشار آن حتی با ذکر نام نویسنده خودداری فرمایید با تشکر. ] fateme bahramchi
  11. مَـهـوا

    در حال تایپ مجموعه شعر غـایـب از نـظـر | به قلم ح _ وفا

    پناه می‌برم به تو پناهِ قلب کوچکم قرارمان نبود گریز ز کوچه‌های ناگریز دهکده‌ی پلک‌های خیس به نیستی می‌کشد مرا پلاک کوچه‌ها که نیست چگونه می‌جویی مرا؟ ز تو پیغامی نیست که نیست
  12. 8

    در حال تایپ مجموعه شعر آغاز فراق| به قلم نیک

    هرگز ننالم از رنج و محنت خلق که هرچه به سرم آمد، از دست خالق بود هرگز نگویم پیش غیر، شکایت کولی که هرچه بهتان شنیدم، از دهان اغیار بود خواستم روزی از تو و خیالت، میان جمعی اجنبی سخن گویم شهره‌ی یک شهر بودی؛ چاره‌ام سکوت بود هرگز خرج نکنم مهر بر مترسکی که هرچه محبت کردم، حرام مشتی پوشال بود
  13. M

    نقد کاربر نقد رمان آگرین | فاطمه عطایی

    بسم‌تعالی نویسنده عزیز از شما بابت انتقاد‌پذیری و احترام به نظرات دنبال‌کنندگان رمانتون سپاس‌گذاریم. خواهش‌مندیم پس از ایجاد تاپیک نقد کاربران مروری بر قوانین ساب نقد کاربران داشته باشید؛ ?️قوانین ساب نقد کاربران همچنین در صورت بروز هرگونه پرسش یا سوالی می‌توانید در تاپیک زیر مطرح کنید؛ ?️تاپیک...
  14. Azaliya

    در حال تایپ رمان ضعف پنهان | Zahra

    به ساعت نگاه کردم که ده رو نشون می‌داد. خوبه همیشه می‌گفتم بیست و چهار ساعت خیلی کمه و نصف کارام رو نمی‌تونم انجام بدم؛ الان می‌فهمم که توی بیست‌وچهار ساعت میشه کلی اتفاق بی‌افته که به اندازه بیست و چهار روز شایدم بیشتر خسته کننده باشه. باورم نمیشه‌ توی یه روز این همه اتفاق افتاده باشه و من هنوز...
  15. جوجـــه طـــلا

    اتمام یافته دلنوشته تورم احساس | KIAnaz کاربر انجمن کافه نویسندگان

  16. جوجـــه طـــلا

    اتمام یافته رمان مگانور | سارا عسکریان کاربر انجمن کافه نویسندگان

  17. L

    در حال تایپ دلنوشته آن آدمِ همیشگی |نوژان پارسیان فرد

    [ساحل] ساده بودی، ساده اما پیچیده. حرف‌هایت کوتاه و خلاصه بود و صدایت حکایت موج های دریا؛ حرف که می‌زدی چشم‌هایم را می‌بستم و آرامش پشت پلک هایم را می‌بوسید.
  18. L

    [من + تو = "ما"]

    بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند بدون کلامی جویایِ حالت می شوند بدون کلامی " دوستت دارم " را می گویند، بدون کلامی آرامش و اطمینان را به قلبت بر می گردانند بعضی از نگاه ها صدایِ قشنگی دارند دُرست مانندِ نگاهِ تو ...
  19. L

    [به تو می اندیشم...]

    بـه تـو می‌ اندیشم اي سراپا همه ی خوبی تک وتنها بـه تـو می‌ اندیشم هـمه وقت همـه جا مـن بـه هرحال کـه باشم بـه تـو می‌اندیشم تـو بدان این را تنها تـو بدان تـو بیا تـو بمان با مـن، تنها تـو بمان
عقب
بالا پایین