در این نقطه زمانی کسی میخندید.
نفس میکشید در هوایی که حالا خالیست از حضورش نه قهر کرد، نه خداحافظ گفت فقط دیگر نرفت. باد که از روی این خاک میگذرد، نامش را نمیداند… و همین بزرگترین آرامش اوست.
روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید.
همه را مس*ت و خراب از می انگور کنید .
جای تلقین به بالای سرم دفع بزنید .
شاهدی رقص کنان جمله شما کف بزنید.
روی سنگم بنویسد وفا دار برفت.
آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت .
در گلزار بهشت علی دزفول، تنها یک قبر وجود دارد که بی نام، ساده و همسطح زمین است و آن قبر شهید "بهمن دُرولی" است که وصیت کرد: قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسد: پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی