د دِلکَـــــش کاربر ویژه کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 2,474 پسندها پسندها 3,781 امتیازها امتیازها 328 سکه 119 1/16/24 #21 اسطوره، لحظه مرگ دایی آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
آناشید نویسنده رسمی ادبیات نویسنده رسمی ادبیات مدیر بازنشسته بررسی مدیریتی از تالار خانم نمونه نویسنده رسمی نوشتهها نوشتهها 3,350 پسندها پسندها 7,181 امتیازها امتیازها 338 سکه 834 1/16/24 #22 یک اسم مس آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/16/24
S SAGHYOM کاربر انجمن کاربر انجمن نوشتهها نوشتهها 142 پسندها پسندها 149 امتیازها امتیازها 43 سکه 129 1/15/24 #23 بی قرار اگه اشتباه نکنم:/ آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/15/24
زهرارمضانیزهرارمضانی عضو تأیید شده است. نویسنده رسمی رمان نویسنده رسمی رمان مدیر بازنشسته فرشته زمینی مدال فرشته زمینی نویسنده رسمی برتر سال نوشتهها نوشتهها 1,233 پسندها پسندها 4,345 امتیازها امتیازها 378 سکه 689 1/15/24 #24 اولین رمانی که یادم میاد تقاص بود آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/15/24
ZiziZizi عضو تأیید شده است. کاربر ویژه کاربر انجمن وفاداری نوشتهها نوشتهها 3,587 پسندها پسندها 11,317 امتیازها امتیازها 588 سکه 1,117 1/15/24 #25 رمان پرشان، پایانش تلخ بود : ( آخرین ویرایش توسط مدیر: 1/15/24
یاسمن بهادرییاسمن بهادری عضو تأیید شده است. شاعـر شاعـر مدیر بازنشسته رتبه دوم مسابقات شاعر برتر سال وفاداری فعال مدیر رسمی نوشتهها نوشتهها 2,716 پسندها پسندها 6,575 امتیازها امتیازها 763 سکه 1,545 7/6/24 #26 تقاص
Mansi مدیر تالار نقد + جادوگر سپید پرسنل مدیریت مدیر رسـمی تالار منتقد منتقد ادبی داور آکادمی نویسنده نوقلـم مسئولیت پذیر داوری برتر فصل برتر فصل مدیر رسمی برتر سال پشتکار خوب نوشتهها نوشتهها 903 پسندها پسندها 3,386 امتیازها امتیازها 288 سکه 3,243 6/21/26 #27 با شاهپری حجله بچه بودم خیلی گریه کردم با ارباب حلقهها تهش که همه حالشون خوب شد ولی فرودو روحش زخمی و فرسوده بود. با متن آخرش که میگفت چطور میتوان به زندگی ادامه داد... اشکم در اومد. یه رمان هم بود دختره اسمش یهدا بود شوهرش روز عروسی مرد
با شاهپری حجله بچه بودم خیلی گریه کردم با ارباب حلقهها تهش که همه حالشون خوب شد ولی فرودو روحش زخمی و فرسوده بود. با متن آخرش که میگفت چطور میتوان به زندگی ادامه داد... اشکم در اومد. یه رمان هم بود دختره اسمش یهدا بود شوهرش روز عروسی مرد