:sisi3:به نام خدا سلطان سوتی وارد میشود :facepalm:
سوتی که خیلی زیاااد دادم ولی اونی که خودم خیلی بهش خندیدم این بود که :?
یه بار خونه تنها بودم
نشسته بودم واسه خودم آهنگ میخوندم
که یهو یه صدای خش خش اومد
بله بنده شروع کردم به فحش دادن:qmiedo:
که باز هی صدا میومد و هی من عصبانی تر و وحشتناک تر :sisi3:
بعد یهو صدا خیلی زیاد شد و پشت سرهم صدا میومد و قطع نمیشد
منم گفتم هر خ*ری هستی بیا بیرون تا آسفالتت نکردم:neng2kb::roto2gaydude::smiley_1140::angryyell::BangHead::cool1:
که یهو بابام از پشت اپن پاشد گف چی میگی چرا فحش میدی چته اخه?
گفتم عه تویی?
و بنده آ ب شدم از خجالت و همیشه سر این قضیه میترکم از خنده:cbiggrin:
تمام زندگی من، در سوتی دادن گذشته. خدا رو شکر که سالهاست تنها هستم. امروز ظهر همسایه یه مقدار غذا فرستاده بود. اومدم بگم خدا زیادترش کنه، گفتم خدا زیارتش کنه. بنده خدا خندید و رفت.