مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد
بیچاره را ببین: چه خیال محال کرد؟

کی می رسد خیال طبیبان بدرد من؟
دردم بدان رسید که نتوان خیال کرد
 
دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی

به شوخی می برند از من سیه چشمان شیرازی
 
یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
عقب
بالا پایین