دیدم که برنداشت کسی نَعشم از زمین
خود نعشِ خود به شانه گرفتم گریستم
 
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Farzane
منکه یک بار به وصل تو رسیدم همه عمر
کی توانم که شوم از تو به یک بار جدا؟
 
منکه یک بار به وصل تو رسیدم همه عمر
کی توانم که شوم از تو به یک بار جدا؟
ای بحر حقایق که زمین موج و کف توست
پنهانی و در فعل چه پیدا و پدیدی
 
یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
ررقم مهر تو بر چهرهٔ ما پیدا بود
 
درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما
مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا بی‌شما
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
آنکه بی یار کند، یار شود باز تویی
آنکه دل داده شود، دل ببرد باز تویی

آنکه عشقش به نفس باده دهد باز تویی
آنکه بی باده کند جان مرا مس*ت تویی
 
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 73)
عقب
بالا پایین