بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
باتشکر از نقد پذیری شما نویسنده عزیز.
نویسنده: @یگانه بیات
منتقد شما: @Sweet
لازم به ذکر است که:
✔ پس از نقد، بر روی دلنوشته شما نظارت خواهر شد و در صورت عدم توجه به حرفها و راهنماییهای منتقد، با درخواستهای نقد بعدی شما، موافقت نخواهد شد!
✔ نقدها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبیست؛ و از بابت صحت نقد و راهنماییِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
✔ نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید. چرا که تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسندههاست.
✔ از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
* میتوانید دفاعیههای خود را در همین تاپیک ارائه دهید.
لینک دلنوشته:
نقد کلی: موضوع اصلی دلنوشته مربوط به عشق یک طرفهای است که در کنارش فضای غم انگیزی را هم ایجاد کرده است. ژانر غمگین در دلنوشته وجود ندارد پس باید به جایش ژانر تراژدی نوشته شود. به دلیل اینکه مفهوم اصلی متون عاشقانه است؛ بهتر است در ژانر عاشقانه هم ذکر شود. دلنوشته از احساسات واقعی و تجربه های نویسنده است که این نکته مثبتی است. برای جذب مخاطب، باید بر روی مقدمه و پارتها کار شود زیرا گاهی از جمله بندی درستی و کلمات زیبا و جذابی استفاده نشده است. در بعضی از پارتها متون، حالت داستانی و رمانی به خود گرفته است که این اشتباه است. بعضی از قسمتها از موضوع اصلی دور شده اند و ارتباطی به آن ندارند. پارتهای دلنوشته باید با موضوع، ارتباط مستقیمی داشته باشند.
کلمات فقط برای رساندن پیام کنار هم چیده شدهاند پس باید بعد از هر بار نوشتن اصلاحاتی صورت گیرد؛ این کار موجب میشود متن بهتری به دست آید. دلنوشته برای خطاب کردن، دستور دادن و امر کردن به صورت نامناسب به مخاطب نیست برای مثال در پارت ۷ به این صورت است. در دلنوشته ما نقاط قوی احساساتمان را با استفاده از آرایه، پردازش مناسب و.... به صورت زیبایی در می آوریم؛ پس باید تصحیح گردد.
-نقد نام: نام دلنوشته جملهوار و همچنین جذاب هست. نام با خلاقیت انتخاب شده است و حس تراژدی و عاشقانه که با ژانر و متون ارتباط دارد را القا میکند. با محتوا و مفهوم اصلی دلنوشته، که مربوط به عشق و علاقه ای به فردی است، همخوانی دارد. خواننده با دیدن اسم، به فکر فرو میرود و آن را بررسی میکند تا مفهومش را متوجه شود و جوری هست که خواننده مشتاق میشود تا پارتها را بخواند؛ نام با وجود سادگی، قشنگ است به همین دلیل میتوان گفت نویسنده در انتخاب نام، خوب و درست عمل کرده است.
- نقد مقدمه: مقدمه به دلیل اینکه بعد از اسم دومین چیزی است که مخاطب میبیند باید جذابیتی برای ادامه دادن، داشته باشد؛ اما این دلنوشته کمی در این مورد ضعیف عمل کرده است. بافت متن در اولین جمله با سایر جملات تفاوت دارد؛ یعنی ادبی هست و بقیه عامیانه هستند و امکان پذیر نیست که از هر دو آن استفاده شود. مقدمه فاقد علامتهای نگارشی است و همین از زیباییهای آن کاسته است.
مقدمه حال و هوای پارتها را دارد و و خواننده به طور کلی با خواندنش متوجه موضوع میشود و یک خلاصه کلی از دلنوشته است. اما نشد نذاشت روزگار که بگم
آوردن فعل اول جمله در دلنوشته گاهی باعث زیبایی میشود اما همیشه به این صورت نیست؛ در اینجا باعث مشکل در خوانش میشود برای مثال اگر به این صورت بود متن بهتری را تشکیل میداد:
اما نشد؛ روزگار نذاشت که بگم. مقدمه ما دارای آرایه خیلی کمی است و اگر از دید و نگرش دیگری بیان میشد مناسبتر بود اما به دلیل اینکه نویسنده قلمی روان و ساده دارد نیازی به آرایههای زیادی نیست. دلنوشتههای من یکی نیست یعنی هزاران هزار حرف را در آن گفتم
در اینجا، احساس خاصی به خواننده داده نمیشود نویسنده میتوانست اینکه در دلش هزاران حرف، احساسات و ناراحتی است را جور دیگری با استفاده از آرایهها(برای مثال تشبیه)، بیان کند. پس مینویسم یادگاری تا بماند روزگاری گر نباشد روزگاری این بماند یادگاری.
همانطور که گفتم علامتهای نگارشی رعایت نشده، پس در اینجا خواننده کاملا در خوانشش مشکل پیدا میکند و درست متن را متوجه نمیشود. در مقدمه همه اطلاعات به خواننده داده شده و خواننده فکرش درگیر نمیشود.از لحاظ جمله بندی، علامتهای نگارشی و ملتهب کردن فضایش و دادن احساسات بیشتر به متن، مقدمه حتما باید ویرایش شود.
- نقد آرایه: نویسنده به دلیل اینکه میخواهد با جملات ساده و روان منظورش را بیان کند از آرایههای زیادی استفاده نکرده است. همچنین بعضی از جملات فقط نوشته شدهاند تا پارت را کامل کنند و ویرایشی بعد از آن انجام نشده است. آرایههای که به کار برده شده کلیشهای هستند مانند دریای چشمات، شکستن دل، سنگ بودن قلب و....... اگر در دلنوشته از آرایههای متنوعی و ترکیبهای زیباتری برای وصف احساسات و حالات استفاده میشد؛ متون قشنگتری به دست میآمد.
- نقد ساختمان: به دلیل رعایت نکردن ترتیب ارکان جمله، در برخی از جاها خواننده درست متوجه منظور نویسنده نمیشود و پس از چند بار خواندن ممکن است تازه متوجه شود. از زبان اول شخص پدیدهها بیان شده است و بافت متن عامیانه است.
نویسنده باید بر روی توصیفات خود بیشتر کار کند تا فضای بهتری به وجود آید.
- نقد واژگان: در دلنوشته از ترکیبات، واژگان نو و جدیدی استفاده نشده بود که بتوانند احساسات را خیلی زیباتر به خواننده انتقال بدهد؛ فقط واژگان ساده و تکراری مورد استفاده قرار گرفته بود. و همچنین در برخی موارد از واژگان انگلیسی( تکست، پروفایل و..) و واژههای نادرستی استفاده شده بود که برای به کاری گیری در دلنوشته مناسب نیست و بعد از هر نوشتن باید یک سری موارد ویرایش شود.
- نقد ایده و پردازش: موضوع و مفهوم اصلی دلنوشته کلیشهای است و مربوط به عشق یک طرفه، دلتنگی و...است و دیدگاه و نگرش به موضوعات هم کمی کلیشهای میباشد؛ یعنی دید و پردازشی که نویسنده داشته، ضعیف است؛ پردازشی که نسبت به این موضوع شده، مانند بقیه متنها است و متفاوت نیست اما در بعضی موارد به دلیل روراست بودن با خواننده؛ مخاطب های زیادی را جذب کرده است.
- نقد نگارش: نویسنده در بیشتر پارتها علامتهای نگارشی را درست رعایت نکرده است و اگر ویرایش شود؛ خیلی مناسبتر میشود:
❌با اینکه ندیدمت با اینکه دستهات رو نگرفتم با اینکه خودم رو تو بغلت مچاله نکردم با اینکه خودم رو تو دریای چشمهات ندیدم
✅با اینکه ندیدنت، با اینکه دستهات رو نگرفتم، با اینکه خودم رو توی بغلت مچاله نکردم، با اینکه خودم رو توی دریای چشمهات ندیدم،
❌مگه نمیگن تو از رگ گردن به ما آدمها نزدیکتری مگه میشه ببینی حالمون انقدر داغونه انقدر ناراحتیم و کاری نکنی؟!
✅مگه نمیگن تو از رگ گردن به ما آدمها نزدیکتری، مگه میشه ببینی حالمون اینقدر داغونه، اینقدر ناراحتیم و کاری نکنی؟!
❌اره خوب یادته میدونم میخواستم بگم من میترسیدم اگه یکمی بیشتر نگات کنم دیگه نفسم بالا نیاد چون تو منو میبینی و روت رو برمیگردونی من از اون قسمت طرد شدن میترسیدم
✅ آره خوب یادته میدونم، میخواستم بگم من میترسیدم اگه یکمی بیشتر نگات کنم دیگه نفسم بالا نیاد؛ چون تو منو میبینی و روت رو برمیگردونی، من از اون قسمت طرد شدن میترسیدم؛
در برخی از موارد هم نیم فاصله رعایت نشده بود:
❌میکنم، ✅میکنم/ ❌اونجاست، ✅اونجاست/ ❌میگذره، ✅ میگذره/و.........