بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
باتشکر از نقد پذیری شما نویسنده عزیز.
نویسنده: @Madiheh
منتقد شما: @آســـــام
لازم به ذکر است که:
✔ پس از نقد، بر روی دلنوشته شما نظارت خواهر شد و در صورت عدم توجه به حرفها و راهنماییهای منتقد، با درخواستهای نقد بعدی شما، موافقت نخواهد شد!
✔ نقدها در کمال انصاف بوده و منتقد فرد وارد به مباحث ادبیست؛ و از بابت صحت نقد و راهنماییِ منتقد، نگرانی نداشته باشید.
✔ نقدپذیر باشید و در برابر نقد خود، جبهه نگیرید. چرا که تمام تلاش ما در جهت پیشرفت نویسندههاست.
✔ از ارسال پست اسپم، تشکر و... خودداری فرمائید.
* میتوانید دفاعیههای خود را در همین تاپیک ارائه دهید.
لینک دلنوشته:
نقدنام:
نام دلنوشته "بطله الکربلا" به معنی امامحسین و شیرزن کربلا و قیام کربلا و حوادث بعد آن است که با ژانر دلنوشته و پارتها مرتبط است. عبارت (بطله) و (الکربلا) ترکیب خوبی را ایجاد نکرده زیرا بهتر است از واژه (کربلا) استفاده شود.این نام با قسمتهایی که درباره بانو ذکر میشد مرتبط است در معنی اسم هم "شیرزن کربلا" ذکر شده است.
نقد مقدمه:
مقدمه یکی از مهمترین بخشهای اثر است و بعد از عنوان اولین چیزی که خواننده را مجذوب میکند،مقدمه است.
مقدمه دلنوشته هماهنگ با ژانر و نام ، و با بیان غمگینی و سعی در توصیف حال و هوای کربلا رسم شده است.خلاصه با موضوع و دلنوشته همخوانی دارد اما بهتر است به ژانر نزدیکتر باشد.
"نخیل بر فراز تپهی استدام خجل سر به زیر میاندازد"
این قسمت منظور از نخل، درختهای نخل کربلا هست که به موضوع مرتبط است.اما قسمت بعدی که به معنی مقابل عظمت صبر خجالت زده هست،کمی از موضوع دور شده و چون خلاصه باید کاملا با ژانر و پارتها همخوانی داشته باشد،بهتر است نزدیکتر باشد با موضوع.
"و تو بیرق شکیبایی بر دوش قلهی نمامی را به مشتی گرد دگش مینمایی"
این قسمت به معنی این هست که تو با شکیبایی بدگویی و تهمت را دور میکنی و به موضوع که امام حسین هست مرتبط است.
"گردههای کرب به دل بلا میپیچد و صیتش را رایت مقصود تو ذمهدار است!"
این قسمت هم به معنی اندوه و غم به دل بلا میپیچد، و شهرتش را مدیون تو است، هست که بازهم بهتر است دقیقتر به موضوع بیاد.
در کل مقدمه مناسبی بود از نظر بیان و ساختمان و واژه و.. اما با توجه قوت قلم شما،بهتر هم میتواند باشد تا بتواند خلاصه بهتری برای جذب خواننده باشد.
نقد جلد:
جلد با ژانر همخوانی دارد و از کیفیت خوبی برخورد دار است اما بهتر است از رنگی متفاوت استفاده کرد و حس و حال بیشتری به عکس داد؛ مانند قرمز به رنگ خونِ شهادت،مشکی به معنی غمگینی.زیرا بهتر است جلد تعویض شود.
نقد ساختمان:
کلمات استفاده شده متنها،نشان دهنده وسعت دایره لغت نویسنده میشود زیرا چینش عبارات به خوبی بوده است.دلنوشته یکپارچه به سبک ادبی نوشته شده است اما بهتر است ساختمان دلنوشته، لحن شیرینتری را در کنار ادبی بودن به کار گیرد و از خستگیِ خواننده در موقع خواندن اثر جلوگیری کند؛در بعضی قسمتها منظور را واضحتر بیان کند و بر اساس تخیلاتش صحنه را دقیقتر توصیف کند طوری که خواننده بتواند کاملا صحنه و موقعیت را تصور کند و کمتر از کلمات گنگ استفاده کند.
نقد نگارشی:
نویسنده علائمنگارشی را رعایت کرده است اما بهتر است در موقعیتهایی که جمله بعدی مرتبط با جمله قبلی است، کمتر از (.)استفاده، و بیشتر از (؛)استفاده کنند. مثال:
چهکنم که کینهی خیمهها آتش به پردهی دلم میزند و خاکستر تلخش جز کاروان لعن را به زبانم نمیچشاند.چه کنم که گیسوان زخمیات در نبرد با گربز، چشمان مرا به خون مینشاند؟
در این قسمت بهتر است بین دو جمله از این علامت (؛) استفاده شود.
غلطهای املایی:
پارت دوم:
رسوخ گر❌
رسوخگر✔️
واژ گونی❌
واژگونی✔️
پارت پنجم:
چه کنم؟❌
چهکنم؟✔️
می گذارم❌
میگذارم✔️
در پارت هفت، بهتر است در قسمت (نه،) از علامت تعجب استفاده شود.
نقد کلی دلنوشته:
دلنوشته گاهی از موضوع اصلی دور میشد و باید بیشتر اشاره شود؛ از عبارت (بانوی من) بارها تکرار شده و بهتر است از عباراتی شبه این کلمه استفاده کنید.به طور کلی،ژانر مذهبی نسبت به دیگر ژانرها طرفدار کمتری دارد و باید سعی در زیبایی بخشیدن به اثر داشته باشید تا خواننده جذب شود؛میتوانید بیشتر از سختیهای امام حسین بگویید تا تصور آنها برای خواننده راحت باشد.
نکات کلیدی برای دلنگار:
منظور خود را واضحتر بیانکنید و کمتر از کلمات گنگ استفاده کنید.این تعادل بین ادبی بودن اثر و واضح بودن، یکی از مهمترین عاملهاست.جزئیات را بیشتر بگویید و صحنه و موقعیت را واضحتر توصیف کنید.بیشتر از سختیها بگویید و سعی در دردناک کردنش داشته باشید.