محفل ادبی [ دردِ نزیـستن‌ها... ]

آن‌که همه عمر، با اندوه صدایش کردیم.
آن‌که همه شب، میل نگاهش کردیم.
آن‌که همه وقت، سر سجاده دعایش کردیم.
بگذاشت و برفت باز نگاهش کردیم.

( ح _ وفا )
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
گاهی وقت‌ها
دادن یک شانس دوباره به کسی
مثل دادن یک گلوله اضافست
برای این که
بار اول نتونست
تو رو خوب هدف بگیره…
 
وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما چونان که بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
و حرف آخرم را با بغض می‌خورم
عمری‌ست لبخندهای لاغر خود را
در دل ذخیره می‌کنم
باشد برای روز مبادا...
اما در صفحه‌های تقویم،
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز، روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می‌داند
شاید...
امروز نیز روز مبادا باشد!
وقتی تو نیستی
نه هست‌های ما چونان که بایدند
نه بایدها...
هر روز بی‌تو روز مباداست!

قیصر_امین‌پور
 
عقب
بالا پایین