Asemoon
مدیر روابط عمومی
پرسنل مدیریت
مدیر روابط عمومی
گرافیست
ناظر همراه
ژورنالیست
سوشالمدیا
تیمتعیینسطح
بنام پروردگار قلم
نام اثر: جنون یاس
ژانر: سورئال، عاشقانه
نویسنده: سارا سجادیان
خلاصه:
- از آینده بگو.
- ترس، تمام داشتههایت را میبلعد. با این سه حرف پر از رمز و راز، آنقدر زندگی میکنی تا تمام وجودت به سمت او سوق پیدا میکند.
تو ترس میشوی. روحت را به زباله میاندازی و هرگز به یاد نخواهی آورد این پوستین وحشتناک و دروغین هیچگاه بخشی از تو نبود.
گم خواهی شد؛ گم شده و سردرگم در دنیایی که هرگز وجود نداشت.
وابسته خواهی شد؛ با کوچکترین محبت.
باور خواهی کرد؛ خزعبلترین حرفها از دیوانه ترین انسان ها را.
تو دیگر خود نیستی.
تو خود جنونی.
جنونِ یاس
نام اثر: جنون یاس
ژانر: سورئال، عاشقانه
نویسنده: سارا سجادیان
خلاصه:
- از آینده بگو.
- ترس، تمام داشتههایت را میبلعد. با این سه حرف پر از رمز و راز، آنقدر زندگی میکنی تا تمام وجودت به سمت او سوق پیدا میکند.
تو ترس میشوی. روحت را به زباله میاندازی و هرگز به یاد نخواهی آورد این پوستین وحشتناک و دروغین هیچگاه بخشی از تو نبود.
گم خواهی شد؛ گم شده و سردرگم در دنیایی که هرگز وجود نداشت.
وابسته خواهی شد؛ با کوچکترین محبت.
باور خواهی کرد؛ خزعبلترین حرفها از دیوانه ترین انسان ها را.
تو دیگر خود نیستی.
تو خود جنونی.
جنونِ یاس
در حال تایپ موضوع 'رمان جنونِ یاس| سارا سجادیان'
بنام پروردگار قلم
نام اثر: جنون یاس
ژانر: روانشناختی، عاشقانه
نویسنده: سارا سجادیان
ناظر: @ستاره سربیی
خلاصه:
- از آینده بگو.
- ترس، تمام داشتههایت را میبلعد. با این سه حرف پر از رمز و راز، آنقدر زندگی میکنی تا تمام وجودت به سمت او سوق پیدا میکند.
تو ترس میشوی. روحت را به زباله میاندازی و هرگز به یاد نخواهی آورد این پوستین وحشتناک و دروغین هیچگاه بخشی از تو نبود.
گم خواهی شد؛ گم شده و سردرگم در دنیایی که هرگز وجود نداشت.
وابسته خواهی شد؛ با کوچکترین محبت.
باور خواهی کرد؛ خزعبلترین حرفها از دیوانه ترین انسان ها را.
تو دیگر خود نیستی.
تو خود جنونی.
جنونِ...
نام اثر: جنون یاس
ژانر: روانشناختی، عاشقانه
نویسنده: سارا سجادیان
ناظر: @ستاره سربیی
خلاصه:
- از آینده بگو.
- ترس، تمام داشتههایت را میبلعد. با این سه حرف پر از رمز و راز، آنقدر زندگی میکنی تا تمام وجودت به سمت او سوق پیدا میکند.
تو ترس میشوی. روحت را به زباله میاندازی و هرگز به یاد نخواهی آورد این پوستین وحشتناک و دروغین هیچگاه بخشی از تو نبود.
گم خواهی شد؛ گم شده و سردرگم در دنیایی که هرگز وجود نداشت.
وابسته خواهی شد؛ با کوچکترین محبت.
باور خواهی کرد؛ خزعبلترین حرفها از دیوانه ترین انسان ها را.
تو دیگر خود نیستی.
تو خود جنونی.
جنونِ...
- Asemoon
- پاسخها: 18
- تالار: رمانهای درحال تایپ