نظارت همراه رمان تلازم | ناظر: shirin

#۱۰۷

زمان فعل ها درست بشه

می‌گوید:
«خیلی خب شیما! فقط هرکاری می‌کنی، سریع‌تر!»
دیالوگ باید جلوی "می‌گوید" باشه
خودم رو
می‌گوید:
«بی‌زحمت آدرس جایی
اینم همین‌طور
نباید یه خط بره پایین
خوب شیرین‌اش با شهاب
خوب و شیرین‌اش
روزی که برای بهترین یادگار در آن پانزده‌سال قبل بود‌.
"برای" رو حذف کن
کوچک که بودم، دوست داشتم تمام برف‌های زمین را ببلعم و از خوردن آن لذت ببرم؛ ولی برعکس کسی دوست ندارد که از آن برف‌ها چیزی بخورد؛ چون هیچ‌کس تا به حال آن را نخورده بود و آن را درک نمی‌کرد.
جمله بلنده
کوتاهش کن. جای نقطه ویرگول، نقطه بذار
بازگشتم که نیز مات او شدم.
"که نیز" رو حذف کن
سینی به دست که دو لیوان چای به همراه یک لیوان چای به همراه قندان منتظر نگاهم می‌کرد.
دو لیوان یا یک لیوان؟
سرافکنده
من چرا دیر فهمیده بودم که یکی مثل خودم، مانند خودم است که این دومی‌اش باشد.
متوجه جمله نمیشم
برداشتم و نیز تشکری کردم.
"نیز رو حذف کن
ببین عزیزم، "نیز، "ژیان"، "آزمند" ، "متمتع" و ... اینا توی دلنوشته و شعر خوبه وسط رمان مناسب نیستن.
فضای رمانت به این کلمات نمیاد و خواننده هم خیلی متوجه‌شون نمیشه
بودم!
با تمام شرمساری‌اش گفت:
«ببخشید مزاحم خلوت‌تون شدم!»
با تعجب نگاه‌اش کردم و گفتم:
«عیبی نداره دخترعمو!»
اینجا هم همین‌طور
دیالوگ ها رفته خط بعد
لطفا بیاد جلوی دو نقطه
گفتم:
«چه خوب که آمدی
اینم همین‌طور
 
#۱۰۸

فعل ها باید ویرایش و بازنگری بشه

لبخندی زدم و نیز به همراه پلک‌زدن
"نیز" حذف بشه
گفتم:
«اوم! چیکار کردی سرآشپز؟!»
دیالوگ بیاد جلوی فعل
کم‌کم داشتم امید پیدا می‌کردم که دارم خاله می‌شوم و این مرا ایجاب به یک لبخند آن هم از ته‌دل، بر لب‌هایم گوارا نمود.
خط دوم نامفهومه
ایجاب؟
بر لب هایم گوارا نمود؟
نمیخوره به هم
شهاب: منم مهنا، در رو باز می‌کنی؟»
پرانتز اول دیالوگ جا افتادا
چیزی نشنیدم و نیز به سوی اتاقم
"نیز" حذف بشه
پذیرایی انداخت و نیز بر روی مبل که روبه‌روی
"نیز" حذف بشه
"نیز" حذف بشه
ببین عزیزم وقتی واو حرف ربط جمله اس اصلا نیازی به نیز نداری
به سمت راهی آشپزخانه راهی می‌شوم و در همان م
"راهی" اول حذف بشه
آب کردم و نیز بر روی گاز گذاشتم.
"نیز" حذف بشه
دیدن‌اش که با پوزخندش مرا می‌دید
با پوزخند مرا می‌دید
"ش" حذف
 
#۱۰۹

فعل ها بازنگری و اصلاح بشه

می‌گوید:
«تو تا حالا عاشق یک‌نفر شدی؟!»
دیالوگ بره خط بالا
اخمی کردم و نیز زیر گاز
نیز حذف بشه
به سویش بازگشتم و یک پلک‌زدن گفتم
با یک پلک زدن
پلک‌زدن گفتم:
«نمی‌خوام دروغ بگم پسرعمو، اما
دیالوگ بره بالا
گفت:
«تو می‌فهمی
دیالوگ بره خط بالا
گفتم:
«خودم فقط می‌دونم که چه
دیالوگ بره خط بالا
آشپزخانه نمود و نیز با کمی
نیز حذف بشه
گفت:
«بسیار خب،
دیالوگ بره خط بالا
دست و پاهاتو گم کردی دخترعمو
پاهات رو
حرف رو
خواسته‌ای ازدواج با اونو رد کردم
خواسته‌ی
اون رو
 
#۱۱۰

فعل ها بازبینی و ویرایش بشه

سپس از نگاه بهت‌زده‌اش، به سوی اتاقم به راه افتادم و نیز در را قفل کردم و آغاز گریه‌هایم شروع شد.
سپس رو بردار به جاش " جلوی" بذار
نیز حذف بشه
آغاز گریه هایم شروع شد، غلطه، "زیر گریه زدم" بنویس
او حتی مرا درک نمی‌کرد که این دومی‌اش باشد
درک به دومی چه ربطی داره؟ تغییرش بده
نگاه کرد و نیز اخمی کرد و به‌طور تقریبی فریاد زد
نیز حذف بشه
تقریبا فریاد زد، درسته
گفتم:
«شیما، من و شهاب
دیالوگ بره خط بالا
فریاد زد:
«معلوم هست حواست کجاست
دیالوگ بره خط بالا
گفت:
«حداقل توضیح بده که
دیالوگ بره خط بالا
به‌طور تقریبی فریاد زدم:
«شیما، دست از سرم
تقریبا فریاد زدم
دیالوگ بره بالا
این هم
گفت:
«باشه، میرم؛ اما من
دیالوگ بره خط بالا
توپیدم:
«تو غلط می‌کنی! اگر نری،
دیالوگ بره خط بالا
شیما بغض کرد و نیز گفت:
«داری دست می‌ذاری
نیز حذف بشه
دیالوگ بره خط بالا
 
عقب
بالا پایین