مجموعه اشعار جغرافیای عشق | اثر ریپر

دوری کشیدم از خودم و از هوای تو
از شب گذشتم و نرسیدم به صدای تو
حالا تمام آرزوی منی و بس
هرجا که می‌روم، دل من در پی تو
 
آخرین ویرایش:
در من تمام شوق جهان با تو زنده است
نامت شبیه نور سحر، تابنده است
هر جا که پا گذاشته‌ام از خیال توست
بی‌تو تمام جان من آونده است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
با شعرها به سمت تو آمد دلم؛ ولی
دنیا به روی آمدنم تیره شد کمی
اما امید بودن تو جان مرا گرفت
این عشق بی‌تو کم نشود لحظه‌ای
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
خاموش می‌شود دل من با نبود تو
شب گریه می‌کند به هوای شنود تو
ای کاش یک نفس برسد مژدۀ حضورت
این جان من، شده‌است فدای وجود تو
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بغضی همیشه گوشۀ چشمان من نشست
دردی همیشه با نفس من به جانم‌ست
اما خوشم به اینکه تو روزی می‌رسی
این باور از تمام جهان باارزش است
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دلتنگی‌ام حریف خودش هم نمی‌شود
نامت که می‌رسد دل من کم نمی‌شود
هرچند دوری از تو جنون‌آور است و سخت
اما امید دیدنت از دم نمی‌شود
 
جانم به شوق بودنت آرام جان گرفت
چشمم به شور دیدنت از شب امان گرفت
یک روز می‌رسی و به آغوش می‌کشی
این وعده را دل از نفس بادبان گرفت
 
پایان
۱۴۰۵.۰۱.۲۵
۰۰:۱۱
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین