«بنام شاعر زندگی»
عنوان اثر: رُهابِ تَعَشُّق
کاتب: سحر راد (آشوب)
در موضوعِ: عاشقانه، مدح و ستایش، اندوه
به قالبِ: غزل
دیباچهای بر اثرِ:
به محرمی نرسیدیم و حکایت آغاز شد
نوشیدنی وصل نیامد، غم جداییساز شد
🥀
هزار پرده فتاد از نگاه شور مرا
ولی نگاه تو همچون حریر اعجاز شد
🥀
به مشک نام تو، این جان شکوفه میریزد
که باغ روح به دستت همیشه سرافراز شد
🥀
اگرچه سودای تو ممتنع مینماید
دل از پرستش رویت، چهسان به احتراز شد؟
🥀
به هر کجا که روم، طوف شوق توست مرا
تو قبلهای که دلم را، مسیر پرواز شد
🥀
بنشست بر شکن زلفت، آهسته نگاه من
تو بگو با من که کی این شعر آغاز شد؟
کاتب: سحر راد (آشوب)
در موضوعِ: عاشقانه، مدح و ستایش، اندوه
به قالبِ: غزل
دیباچهای بر اثرِ:
به محرمی نرسیدیم و حکایت آغاز شد
نوشیدنی وصل نیامد، غم جداییساز شد
🥀
هزار پرده فتاد از نگاه شور مرا
ولی نگاه تو همچون حریر اعجاز شد
🥀
به مشک نام تو، این جان شکوفه میریزد
که باغ روح به دستت همیشه سرافراز شد
🥀
اگرچه سودای تو ممتنع مینماید
دل از پرستش رویت، چهسان به احتراز شد؟
🥀
به هر کجا که روم، طوف شوق توست مرا
تو قبلهای که دلم را، مسیر پرواز شد
🥀
بنشست بر شکن زلفت، آهسته نگاه من
تو بگو با من که کی این شعر آغاز شد؟
پ.ن: رهاب به معنای ترس غیرمنطقی از موقعیتها یا چیزهای خاص است که میتواند زندگی روزمره فرد را تحت تأثیر قرار دهد. رُهابِ تَعَشُّق به معنای « ترس از بسیار عاشقشدن یا غرق در عشق بودن».
آخرین ویرایش: