1. چه عنوانی می تونه گویای چیزی باشه که هستی؟
|سایهنشین.|
2. ژانرت چیه؟
اجتماعی...
3. عنوان فصل های زندگيت چیه؟
پنجتا فصل براش در نظر میگیرم.
فصلِاول(کودکی)، به قصدِ ماجراجویی.
فصلِدوم(نوجوانی)، در پیِ یافتنِ گمشده.
فصلِسوم(جوانی)، جنگیدن برایِ رویایِسوخته.
فصلِچهارم(پیری)، کویرِ بارانزده.
فصلِپنجم(پس از مرگ)، از من چه خواهد ماند؟
4. عکس روی جلد و پیش گفتارت چطور؟
جلد: یک آدمیزادِتنها و یک جادهی پر پیچ و خم.
پیش گفتار: داستانِ آدمی که میخواست متفاوت باشد اما...
5. آیا افراد به خوندنت جلب می شن، این جلب شدن چجوريه؟
شاید کمی وجهِ شباهت باعث بشه.
6. سه جمله اول و سه جمله آخر كتابت رو بگو؟
نمیدانستم کجا هستم و چه هستم؟ دور و برم هیجچیز دیده و حس نمیشد. تنها چیزی که میفهمیدم این بود که در جای غریبی در خودم جمع شدهام.
جادهی زندگیام خیلیوقت بود به پایان رسیده بود اما من هنوز ادامه داشتم. در خاکستری از وجودم که حاوی خاطرات و حالِخوشی بود که به دیگران هدیه داده بودم و زندگی چیزی جز عشق نبود...
7. نوشتن کدوم فصل ها از سایر فصول دشوارتر بود؟
فصلِ پنجم، چون نمیدونم بعد من، از من چی باقی میمونه.
8. کدام فصل ها را می خواهيد از کتاب حذف کنید؟
شاید فصل چهارم، کویرِ بارانزده.
۹. وقتی اشخاصی تو رو از اول تا آخر بخونن، فکر می کنی چه نظري دارن؟
یارو دیوونه بودها، به چه چیزهایی فکر میکرد!
10.بنظرت چند نفر تو رو مي پسندن و با چه سليقه اي؟
شاید عدهی کمی. با سلیقهی عجیبغریب.
11.اگر بخواي صفحه اول كتاب چيزي نوشته بشه و اون رو به چه كسي به جز پدر، مادر، خواهر و برادر تقديم مي كني؟ يه نفر خاص؟
به خوانندهیکتاب، به هرحال خاصه دیگه.
12.اگر بخواي يك بيت در صفحات نخست نوشته بشه كه گوياي حالت باشه، اون چيه؟
بیتِاولشو یادم نمیاد ولی همون که میگه ایهیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ.
13.دوست داري اولين نفر چه كسي بخوندت؟
خودم با یک دیدِ تازه.
14.اگر بخواي كتاب رو به پنج نفر تقديم كني، اونها كي هستن؟
پدر، مادر، خودم، همسفرم، خواننده.
15.شخصيت هاي اصلي اين كتاب؟
تنها شخصيت اصلیش خودمم، شاید همسفرم هم حساب بشه.
16.تو ، بعنوان يه شخص ثالث، شخص اول داستان رو كه خودت باشي چجور آدمي مي بيني؟
یک آدمِ دیوونه.
17.از كدوم خصوصيت شخص اول بدت مياد؟
خودشو فراموش کرده.
18.دوست داري كدوم يك از اتفاق هاي توي داستان رو حذف كني؟
اینکه پایانِزندگیش به درد نخور باشه.
19.فرد موردعلاقه ات توي داستان چيه؟ بغير از خانواده و فاميل؟
همسفرم.
20.يكي از ماجراهايي كه توي داستان دوست داري رو تعريف كن.
شروع شدنش. وقتی که یکآن واردِ جهانی شدم که هیچی از ازش نمیدونستم و تصوراتمو معادلاتمو کلا بهم ریخت. جهانِ جالبی بود و آدمهای تو اون جهان، ازون جالبتر بودن.
21.قيمت کتابت چنده؟!
به نسبت قیمت الان شاید ۲۰۰.
22.ممكنه بهش مجوز چاپ ندن؟ چرا؟
بله، تکراری بودن.
23.اسم مستعار انتخاب ميكني براي نويسنده يانه؟ اگه اسم مستعار انتخاب كني اون رو چي ميگذاري؟
شاید، میذاشتم نحیط.
24.از كتابت راضي هستي؟
هم آره هم نه،
25.اتاق شخصيت اول داستان رو توصيف كن؟
یک انسانِماجراجو، مهربون و تنها.
26.يک جمله خطاب به كتاب و نويسنده اش بگو.
هیرفیق؛ دمتگرم که موندی.
27.اگر یک نفر اين كتاب رو بخره، اولين جمله اي كه بعد از تمومش شدنش ميگه ممكنه چي باشه؟
عععععجب؛ که اینطور!
28.براي نوشتن اين كتاب از كسي كمك هم مي گيري؟ اون فرد چه کسی هست؟
نمیگیرم.
29.يک اتفاق كه دوست داري واست توي داستا
ن زندگيت بيفته و هنوز رخ نداده رو تعريف كن. با همه جزئيات.
اینکه مثل همهی آدمهای دیگه اینطور نباشه که به دنیا بیام، درس بخونم، ازدواج کنم، بچهداری کنم، پیر بشم و بعد بمیرم و البته یکسری اتفاقات مابینش. شروعش که دست من نبود و عادی بود اما چیزی که در نهایت میخوام اتفاق بیفته اینه که بتونم با حالِ خوب زندگی کنم و آخرش الکی الکی نمیرم، یک مرگِ قشنگ داشته باشم، جزئيات خاصی نداره فقط... یک مرگ که فقط مرگ نباشه!
|سایهنشین.|
2. ژانرت چیه؟
اجتماعی...
3. عنوان فصل های زندگيت چیه؟
پنجتا فصل براش در نظر میگیرم.
فصلِاول(کودکی)، به قصدِ ماجراجویی.
فصلِدوم(نوجوانی)، در پیِ یافتنِ گمشده.
فصلِسوم(جوانی)، جنگیدن برایِ رویایِسوخته.
فصلِچهارم(پیری)، کویرِ بارانزده.
فصلِپنجم(پس از مرگ)، از من چه خواهد ماند؟
4. عکس روی جلد و پیش گفتارت چطور؟
جلد: یک آدمیزادِتنها و یک جادهی پر پیچ و خم.
پیش گفتار: داستانِ آدمی که میخواست متفاوت باشد اما...
5. آیا افراد به خوندنت جلب می شن، این جلب شدن چجوريه؟
شاید کمی وجهِ شباهت باعث بشه.
6. سه جمله اول و سه جمله آخر كتابت رو بگو؟
نمیدانستم کجا هستم و چه هستم؟ دور و برم هیجچیز دیده و حس نمیشد. تنها چیزی که میفهمیدم این بود که در جای غریبی در خودم جمع شدهام.
جادهی زندگیام خیلیوقت بود به پایان رسیده بود اما من هنوز ادامه داشتم. در خاکستری از وجودم که حاوی خاطرات و حالِخوشی بود که به دیگران هدیه داده بودم و زندگی چیزی جز عشق نبود...
7. نوشتن کدوم فصل ها از سایر فصول دشوارتر بود؟
فصلِ پنجم، چون نمیدونم بعد من، از من چی باقی میمونه.
8. کدام فصل ها را می خواهيد از کتاب حذف کنید؟
شاید فصل چهارم، کویرِ بارانزده.
۹. وقتی اشخاصی تو رو از اول تا آخر بخونن، فکر می کنی چه نظري دارن؟
یارو دیوونه بودها، به چه چیزهایی فکر میکرد!
10.بنظرت چند نفر تو رو مي پسندن و با چه سليقه اي؟
شاید عدهی کمی. با سلیقهی عجیبغریب.
11.اگر بخواي صفحه اول كتاب چيزي نوشته بشه و اون رو به چه كسي به جز پدر، مادر، خواهر و برادر تقديم مي كني؟ يه نفر خاص؟
به خوانندهیکتاب، به هرحال خاصه دیگه.
12.اگر بخواي يك بيت در صفحات نخست نوشته بشه كه گوياي حالت باشه، اون چيه؟
بیتِاولشو یادم نمیاد ولی همون که میگه ایهیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ.
13.دوست داري اولين نفر چه كسي بخوندت؟
خودم با یک دیدِ تازه.
14.اگر بخواي كتاب رو به پنج نفر تقديم كني، اونها كي هستن؟
پدر، مادر، خودم، همسفرم، خواننده.
15.شخصيت هاي اصلي اين كتاب؟
تنها شخصيت اصلیش خودمم، شاید همسفرم هم حساب بشه.
16.تو ، بعنوان يه شخص ثالث، شخص اول داستان رو كه خودت باشي چجور آدمي مي بيني؟
یک آدمِ دیوونه.
17.از كدوم خصوصيت شخص اول بدت مياد؟
خودشو فراموش کرده.
18.دوست داري كدوم يك از اتفاق هاي توي داستان رو حذف كني؟
اینکه پایانِزندگیش به درد نخور باشه.
19.فرد موردعلاقه ات توي داستان چيه؟ بغير از خانواده و فاميل؟
همسفرم.
20.يكي از ماجراهايي كه توي داستان دوست داري رو تعريف كن.
شروع شدنش. وقتی که یکآن واردِ جهانی شدم که هیچی از ازش نمیدونستم و تصوراتمو معادلاتمو کلا بهم ریخت. جهانِ جالبی بود و آدمهای تو اون جهان، ازون جالبتر بودن.
21.قيمت کتابت چنده؟!
به نسبت قیمت الان شاید ۲۰۰.
22.ممكنه بهش مجوز چاپ ندن؟ چرا؟
بله، تکراری بودن.
23.اسم مستعار انتخاب ميكني براي نويسنده يانه؟ اگه اسم مستعار انتخاب كني اون رو چي ميگذاري؟
شاید، میذاشتم نحیط.
24.از كتابت راضي هستي؟
هم آره هم نه،
25.اتاق شخصيت اول داستان رو توصيف كن؟
یک انسانِماجراجو، مهربون و تنها.
26.يک جمله خطاب به كتاب و نويسنده اش بگو.
هیرفیق؛ دمتگرم که موندی.
27.اگر یک نفر اين كتاب رو بخره، اولين جمله اي كه بعد از تمومش شدنش ميگه ممكنه چي باشه؟
عععععجب؛ که اینطور!
28.براي نوشتن اين كتاب از كسي كمك هم مي گيري؟ اون فرد چه کسی هست؟
نمیگیرم.
29.يک اتفاق كه دوست داري واست توي داستا
ن زندگيت بيفته و هنوز رخ نداده رو تعريف كن. با همه جزئيات.
اینکه مثل همهی آدمهای دیگه اینطور نباشه که به دنیا بیام، درس بخونم، ازدواج کنم، بچهداری کنم، پیر بشم و بعد بمیرم و البته یکسری اتفاقات مابینش. شروعش که دست من نبود و عادی بود اما چیزی که در نهایت میخوام اتفاق بیفته اینه که بتونم با حالِ خوب زندگی کنم و آخرش الکی الکی نمیرم، یک مرگِ قشنگ داشته باشم، جزئيات خاصی نداره فقط... یک مرگ که فقط مرگ نباشه!