ما اینجا هستیم تا صدای شما را به گوش مخاطبان برسانیم.
با ترانه هایی که از عمق جان بر خاسته آمد.
عمیق احساسی: توانایی برقراری ارتباط فوری با شنونده در مفاهیمی چون عشق، فقدان، هویت و چالشهای معاصر.
ساختار ادبی منسجم: استفاده از استعارههای نو، قافیههای خلاقانه و ساختاری که به راحتی توسط آهنگسازان قابل تطبیق با ژانرهای مختلف است.
تنوع ژانر: مجموعهای که شامل قطعات مناسب برای پاپ، راک، سنتی، و موسیقی تلفیقی است .
ترانه :بنبست
(بند اول)
تو نیستی و این شهر
بی تو شبیه یه زندونه
این کوچه، این خیابونا
همه از حال من بی خبر می مونه
(بند دوم)
صدای پاهات هنوز تو گوشمه
انگار که همین دیروز رفتی
اما سالهاست که چشمای من
منتظر شنیدن صدای پات تو خونمه
(کورس)
تنهایی و انتظار
حرفایی که نمیشه زد
این دل پر از درد
این بغض، دیگه نمیشکنه
هرچی کشیدم دیگه بسمه
(بند سوم)
هر روز میمیرم و زنده میشم
با یادِ تو، با خاطرههات
این خونه، این دیوارا
با درد و رنجِ قلب من پرشده جات
(بند چهارم)
کاش هیچوقت نمیشناختمت
کاش هیچوقت نمیدیدمت
کاش هیچوقت نمیرفتی
ولی مقصر خودم بودم
که از ته دلم می خواستمت
(کورس)
تنهایی و انتظار
حرفایی که نمیشه زد
این دل پر از درده
این بغض، دیگه نمیشکنه
هرچی شنیدم از خیانتات دیگه بسمه
(بند اول)
دستام تو دستِ تو، اما نگاهت بیخبره
انگار که صد سالِ نوری، از من دورتره
این آخرین دقیقهست، این آخرین نفس
بعد از تو، تمامِ این شهر، میشه یه قفس
(کورس)
خداحافظ… خداحافظ…
این بغضِ توی گلوم، دردِ بیحرفی
این آخرین خداحافظیِ تلخیه
که بعد از اون، دیگه هیچچیزی باقی نیست
(بند دوم)
یادِ اون روزای دور، که میخندیدیم
فکر نمیکردیم یه روز، از هم دل میبریدیم
حالا جادهمون شده، یه جاده یکطرفه
رو به غروبی که، از هم میگیریمش
کورس)
خداحافظ… آروز هام خداحافظ…دل آزارده ی من
این بغضِ توی گلوم، دردِ بیحرفی
این آخرین خداحافظیِ تلخیه
که بعد از اون، دیگه هیچچیزی باقی نیست
(پل)
این بغض… این بغضِ آخر
من موندم و این درد، این رنجِ مسافر
دیگه حرفی ندارم، دیگه حالی نمونده
(پایان)
خداحافظ… امیدم خداحافظ…باور من
اینجا، زیرِ بارونِ چشمای من، یه عشق مُرده
ترانه :بغض بی صدا
آهنگ، با صدایِ غمگین و ملایمِ پیانو)
(بخشِ اول، با صدایی آرام و پر از حس)
توویِ این شهرِ لعنتی، یه بغضِ بیصدا، تو سینهمه
یه چراغِ زردِ مُرده، تنها رفیقِ دیرینه مه
تویِ این کوچههایِ خالی، فقط ردِ پام میمونه
این شهر، هر شب، تنهاییِ منو، از بَر میخونه
هیچکی نمیدونه، شبام چقدر پر از فریاده
این زندگی، یه بازیِ بیرحمه، پر از انتقاده
توویِ این قصهیِ سرد، که پاییزش نفسگیره
دلِ من هر ثانیه، بیخوابیهاش رو پس میگیره..
ترجیعبند، با صدایِ اوجگرفته و سوزناکِ خواننده
آه ای دلِ بیقرارِ من، در این شبِ تار
در این هوایِ بارونی، در این کویرِ غمگین، چه میکنی ای یار؟
از پشتِ شیشهیِ این دل، جز اشکِ ماهِ من نیست
این غم، مرا از خودم گرفته، از خودم دور میکنه...
بخشِ دوم، با صدایی کمی تندتر و پر از ریتم
ساعتِ دیواره، باز آروم تیکتاک میکنه
ذهنِ من، توو خاطراتِ دور، پر از سنگلاخه
توویِ این دود و مه، توو این شهرِ پر از غریبه
من همون غریبهام که از خودم بیزارم، از همه جا بیزارم.
یه روز میخواستم باشم، یه روز میخواستم باشم
یه روزِ دیگه، مثلِ یه غبار، میخواستم محو شم
همون اولِ قصهمون، که پر از شور بود
فکر نمیکردم آخرش، اینقدر بینور بود.
ترجیعبند، با صدایِ اوجگرفته و با کمی تحریر
آه ای دلِ بیقرارِ من، در این شبِ تار
در این هوایِ بارونی، در این کویرِ غمگین، چه میکنی ای یار؟
از پشتِ شیشهیِ این دل، جز اشکِ ماهِ من نیست
این غم، مرا از خودم گرفته، از خودم دور میکنه...
پایان : با ترکیبی از صدایِ آرام و غمگین
(اول) از اینجا به بعد، دیگه هیچچی مهم نیست
(سکوت)
(دوم ) جز این بغضِ بیصدا...
دیگه هیچ نفسی تو سینم نیست.
(صدایِ پیانو و بارشِ باران