اختصاصی فضاسازی روایت

زهرا سلطانزاده

مدیر آزمایشی تالار نویسندگان+گوینده آزمایشی
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ناظر همراه
ویراستار
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
کپیـست
داور آکادمی
رمان‌خـور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
447
پسندها
پسندها
2,798
امتیازها
امتیازها
203
سکه
3,574
#فضا_سازی

🌱.فضا‌سازی چیست؟
منظور از فضا سازی، فضای درون داستان هست که باید به شکل واضح توضیح داده بشه به طوری که مخاطب بتونه اون اتفاق، حادثه و حس رو کاملا درک و تصور کنه.

🌱.فضا‌سازی توی رمان و داستان کوتاه اهمیت زیادی داره، پس شما به عنوان یک‌ رمان‌نویس، باید قوه‌ی تخیل خوبی داشته باشید تا بتونید فضای قابل باور و قوی رو ایجاد کنید.

🌱.اما بچه‌ها توی فضا‌سازی باید به یه نکته‌‌ای خیلی توجه داشته باشید. به نوعی در توصیفِ: مکان، شخصیت، اتفاق، حالت ظاهری اشخاص و... زیاده روی نکنید. به قدری مطلب رو فضا‌سازی کنید که برای مخاطب قابل تصور باشه، فراتر از اون خسته کننده میشه.
یعنی شما باید یه حد وسطی داشته باشید تا مخاطب رو از دست ندید. نیازی هم نیست حالا مو به موی اتفاقات و خصوصیات اخلاقی یا شکل ظاهری رو توصیف کنید. پس به اندازه و استاندارد.


🌱. نمونه‌ای از فضا سازی:
سر چهار‌راه ولیعصر خشکم زده بود، بوق ممتد ماشین‌ها اجازه‌ی آرامش را به من نمی‌دادند. دخترک گل فروشی که لباس سرخ‌آبی و کهنه‌ای به تن‌داشت به سمتم قدم برداشت. موی سرش به قدری سیاه بود که می‌توانستی دانه‌های سفید برف را از موهایش تشخیص دهی، چشم‌هایش اما، شبیه به جنگل‌های گیلان بود؛ سبز و چشم‌نواز!
نگاهی به از سر تا پایم کرد و گفت: «چه پالتوی‌ خوش‌رنگی!»
به گمانم رنگ مشکی را خیلی دوست داشت، چون طوری به پالتوی من خیره شده بود که انگار زیبا‌ترین لباس دنیا را دیده.
آخرین دسته گل نرگسی‌اش را به من فروخت و آرام از دیدم محو شد...

🌱 خب الان بدون اینکه من شما رو خسته کنم بخشی از یه داستان کوتاه رو روایت کردم.
آیا شما تونستید اون صحنه رو به خوبی تصور کنید؟(👍👎) جواب بدید لطفا.

🌱.این یه نمونه‌ی ساده از توضیح مکان و شکل‌ظاهری افراد و اتفاقیه که رخ داده.
فضا‌سازی نیاز به فکر کردن و مهارت نسبتا بالایی داره، چون باید مخاطب رو در نظر بگیرید که داستان رو توی دو خط اول ول نکنه، چرا؟! چون شما توی فضا‌سازی و صحنه زیاده‌روی کردید.
مثلا: از خواب بیدار شدم، پتو رو کنار زدم، آروم به‌سمت آشپز‌خونه رفتم، لیوان رو از کابینت برداشتم و چایی ریختم. نشستم روی صندلی.
!چقدر کسل کننده شد!
چون دارم مو به مو کاری که انجام شده رو تعریف می‌کنم؛ بدون استفاده از آرایه یا حس.

🌱.فضا‌سازی با توجه به ژانر داستان یا حالا رمان شما باید در قالب‌های متفاوتی باشه.
مثلا یه رمان جنایی باید ترس و وحشت رو به مخاطب انتقال بده. اما چطور؟! با فضا‌سازی که توسط شما صورت می‌گیره.
یا ژانر عاشقانه، غمگین، هیجانی، معمایی و...
تک‌تک این ژانر‌ها برای اثر بخش بودن و جذب مخاطب باید به خوبی فضا‌سازی بشن که این موضوع به عهده‌ی منه نویسنده‌ست.
فضا‌سازی+ توصیف صحنه‌+ حس‌آمیزی
این فرمول باعث میشه که نوشته‌ی شما به دل مخاطب بشینه​
 
آخرین ویرایش:

📚 «چند نکته برای فضاسازی در نوشته»
«پنجره را باز کردم اما به هر چه نگاه می‌کردم چیزی نمی‌دیدم. سرما به پهلوهام چنگ زده بود و دندان‌هام را قفل کرده بود. صدای گاه و بی‌گاه سگ‌ها هیچ معنایی در آن تاریکی نداشت. گاهی سرفه‌ای می‌کردند، اعتراضی هم نداشتند. گویی بخشی از زندگی است؛ مثل نفس کشیدن، لاییدن، گریستن.
درخت‌ها از سی درجه زیر صفر قد کشیده بودند به امید این‌که آفتاب طلوع کند، به امید بهار که شاید بیاید، به امید پرندگان که شاید بخوانند و من هیچ امیدی نداشتم.»
[بخشی از کتاب: تماماً مخصوص-عباس معروفی.]

در همین چند خط: سرما، تاریکی، دندان‌های قفل‌شده، بی‌اعتنایی و نادیده گرفتن زیبایی‌ها حس ناامیدی را برایمان زنده کرد.
سرتاسر کتاب «تماماً مخصوص عباس معروفی» پر بود از این فضاسازی‌ها طوری که با او همراه می‌شدم در گریه‌ها، شکست‌ها، استیصال و خستگی‌ها و انگار من هم در قطب شمال از سرما یخ زده‌ام.

📗برای همه‌ی ما پیش آمده وقتی می‌خواهیم خبر بد یا خوشی را به کسی بدهیم یا رویدادی را تعریف کنیم زمینه‌سازی می‌کنیم و یکباره وارد اصل موضوع نمی‌شویم.

📘در نوشتن هم ماجرا از همین قرار است. نویسنده برای این‌که کلام تأثیرگذارتری داشته باشد و بتواند مخاطب را با خود همراه کند، فضای مناسبی را ایجاد می‌کند.

📙فضا سایه‌ای است که داستان در اثر ترکیب عناصرش بر ذهن خواننده می‌افکند. به‌این‌ترتیب خواننده با حال‌وهوای حاکم بر نوشته درمی‌آمیزد؛ یعنی با مقدمه فرق دارد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: eli74

چند توصیه برای فضا سازی بهتر:
🍂1. حواس پنج‌گانه
استفاده از بوها، صداها، جلوه‌های بصری یا سایر چیزهایی که به حواس پنج‌گانه‌ی ما ربط دارند می‌تواند صحنه‌های آشنا و زنده‌ای ایجاد کند. کافی است بدانیم برای نشان دادن چیزی که می‌خواهیم، نگرانی یا ترس یا عشق و شادی از کدام حواس می‌توانیم بهره بگیریم. برای مثال ترس را با صدای به هم خوردن در یا در هم پیچیدن باد میان شاخه‌های درختان حس می‌کنیم.

🍂2. تصویر
با داشتن یک تصویر مشخص در ذهن برای توصیف جزئیات آن قدرت بیشتری داریم؛ یعنی زمانی که فضای صحنه و شخصیت‌ها در ذهن ما شفاف باشد در نشان دادن آن به مخاطب و استفاده از کلمات، حس‌ها، عبارات و تجربه‌های مشابه موفق‌تریم.

🍂3. محدودیت
برای این‌که مخاطب خسته و دل‌زده نشود و خودش را در فضای آشفته‌ی قصه گم نکند بهتر است توصیفات اضافه که کمکی به نوشته نمی‌کند را حذف کنیم. نیازی نیست چیزی که در ذهن داریم را موبه‌مو و نقطه‌به‌نقطه پیش ببریم. یک محدوده‌ی مشخص را با توجه به ایده‌ی مرکزی نوشته در نظر بگیریم و با توجه به آن کلمه‌ها را برگزینیم و جزئیات بصری را شکل دهیم.

🍂4. زمان
گردش میان زمان‌های مختلف را با خواندن کتاب «شب طولانی تیزدندان» حس کردم. این مورد چنان مرا با قصه همراه کرد که نمی‌توانستم لحظه‌ای چشم از آن بردارم. وقتی وقایع مختلف را در فصل‌ها و روزهای مختلف سال به تصویر می‌کشیم تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت و البته باید بین این رفت‌وآمدها هنرمندانه ارتباط برقرار کرد.

🍂5. بازی با زبان
فضاسازی فقط شرح دادن نیست. برای توصیف بهتر، انتخاب کلمه‌های مناسب، استفاده از عبارات و ترکیب‌های بکر، کوتاه و بلند نوشتن جمله‌ها با توجه به موضوع فضا، ساختار متن و… اهمیت دارد. همه‌ی این‌ها می‌توانند روند و بار احساسی نوشته را تحت تأثیر قرار دهند. ساختن واژه برای توصیف آنچه در ذهن داریم خیلی لذت‌بخش است.

🍂6. گفت‌وگو
پیش می‌آید که برای توصیف شخصیت‌ها یا ترسیم فضایی با مشکل مواجه شویم. گاهی در این موارد گفت‌وگو راه‌گشا است. البته قبل از آن باید مطمئن شویم که گفت‌وگو به پیش بردن موضوع اصلی کمک می‌کند.

📍علاوه‌بر این‌ها می‌توان از تمام ابزارهای شاعرانه مثلا استعاره، نماد، تشبیه و… برای فضاسازی استفاده کرد.

📚نمونه کتاب برای آشنایی با فضاسازی قوی:
سمفونی مردگان عباس معروفی_ جای خالی سلوچ کتاب محمود دولت‌آبادی.
چیز‌هایی هست که نمی‌دانی مجموعه داستان کوتاه نوشته‌ی علی سلطانی.

 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: -ALI-
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 4)
عقب
بالا پایین