مشاعره | مشاعره با اشعار سعدی |

اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است.

مدیرتالارعلوم‌+شایعه‌نویس+آز مترجم
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
کاربر VIP
منتقد ادبی
ژورنالیست
رمان‌خـور
گوینده
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
5,090
پسندها
پسندها
24,699
امتیازها
امتیازها
868
سکه
12,352

| مشاعره با اشعار سعدی |

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره‌ی درمان تو نیست

- ‌سعدی ‌
 
خبرت هست که بی‌روی تو آرامم نیست؟
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست؟

- ‌سعدی ‌
 
بیا که نوبت صلح است و دوستی و عنایت
‏به شرط آن که نگوییم از آن چه رفت حکایت

- ‌سعدی
 
گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
من نه حریف رفتنم از در تو به هر دری

- ‌سعدی
 
به دریایِ غمت غرقم
گریزان از همه خلقم.

- ‌سعدی
 
با لشکرت چه حاجت رفتن به جنگ دشمن؟
تو خود به چَشم و اَبرو برهم زنی سپاهی...

- ‌سعدی
 
هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی
ز خاک نعره برآرم که "مرحبا ای دوست"

- ‌سعدی
 
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست

- ‌سعدی
 
چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتد
تو صَبر از من توانی کرد و من صَبر از تو نتوانم...

- ‌سعدی
 
«پیشِ قدمت مردن، بهتر که به هجرانت»

- ‌سعدی
 
عقب
بالا پایین