سلام سلام
سلام عزیزم خوش اومدی 🥰
معمولاً چه چیزی باعث میشه که به اوج عصبانیت برسین؟
میگن آدم نباید نقط ِضعفش رو بگه ولی خب در تلاشم روی اینم کار کنم و برام مهم نباشه :))
چیزی که خیلی اذیتم میکنه درویی هست یا پیچوندن موضوع به سمت اینکه تو داری دروغ میگی یا تقصیر تو هست و تقصیر تو بوده در صورتی که در حقیقت این نیست .. (اینجور موقع ها با یه باشه مقصر منم کار و جمع میکنم و میریزم تو خودم که بحث بالا نگیره ولی خب از تو در حال فورانم :دی)
یا برداشت دلخواه آدمها از حرفهایی که میزنم و پرت کردنش سمتم که تو اینجوری گفتی در صورتی که منظور و حرف من چیز دیگه ای بود ..
یا تمسخر آدمها و اداشون رو در اوردن در مقابلم ..
قبلا یکی از موضوعاتی که خیلی اذیتم میکرد این بود با آدمهایی بحث کنم که هیچ ارزشی برای تعامل و گفت و گو قائل نیستن و مدام حرفهای خودشون رو بدون تفکر روی حرفای طرف مقابل تکرار میکنن ..
خلاصه دروووغ بدترین حس ِدنیا رو بهم القا میکنه و منن به شدت ازش متنفرم و علت جدایی آدمها از هم دیگه رو همین موضوع میدونم ..
کلا اگر بفهمم یک نفر فقط یه بار باهام صادق نبوده مخصوصا افراد درجه یک زندگیم ممکنه نگاهم بهشون مثل ِقبل نشه و چه بدتر چند بار تکرار بشه حتی اگر بخاطر این باشه که من از فهمیدن حقیقت ناراحت بشم ..
حاضرم حقیقت هر چند تلخ رو بشنوم ولی دروغی که باعث خوشحالی من بشه رو اصلا ..
اینو باید بگم که طرف رو میبخشم و کینه ای به دل نمیگیرم ازش
ولی انگار اثری که روی روحم میزاره رو نمیتونم پاک کنم ..
خلاصه که ببخشید که پاسخ طولانی شد :دی
مهمترین اصل تو زندگیتون چیه؟ همیشه بهش پایبند هستین؟
مهمترین اصل تو زندگیم رو فانی بودن دنیا میدونم و اینکه هیچ کار ِخدا بی حکمت نیست سختی های زندگی برای رشد آدمهاست و هر کسی تو مسیر الهی ادعای ِخداباوری داره سختی های بیشتری رو ممکنه تجربه کنه .. هر اتفاق سختی که تو زندگی میافته قطعا متناسب با ظرفیت ماست و باید محکم تو آغوشمون بگیریم و بگیم من از پسش بر میام ..
چی باعث میشه از عزیزترین فرد تو زندگیتون دلسرد بشین؟
مواردی هست ولی خب اگر اشکالی نداره به پاسخ سوال اول ارجاعتون بدم :)♡
شده ناخواسته سر آقا کوچولو به خاطر ناراحتی از مسئله یا شخص دیگه داد بزنید یا دعواش کنید؟
چیکار کردین از دلش درآوردین؟
تا جایی که تونستم سعی کردم نشه ولی بعضی وقتها واقعا نتونستم
بلافاصله بغلش میکنم و بوس میکنم و ازش عذرخواهی میکنم میگم مامان رو میبخشی :) تا نگه بخشیدم ولش نمیکنم :دی
مصرف هلههوله خونتون چجوریه؟ (چه ربطی داره زنننن

)
دست رو دلم نزار که خون ِ
من خب به چیپس و کرانچی بسیار علاقه دارم :دی
یعنی یکی از فانتزیای من اینکه یه کارتون چیپس از انواع و اقسام طعم ها بگیرم بزارم گوشه خونه تا امنیت روانیم حفظ بشه :دی (شوخی)
ولی خب امان از ناسالم بودنش ..
من واقعا چیپس رو ترررک کردما تررررک :دی
یعنی یه بازه ای با حسرت از کنار مغازه ها رد میشدم و صدای التماسی بیا منو بگیرشون رو میشنیدم ولی پا روی نفسم میذاشتم و عبور میکردم
ولی خب الانم گاهی هوس میکنم همینجوری میشه :))
الان نه اینکه اصلا سمت این چیزا نریم چرا میریم ولی محدود هستش مثلا شاید ماهی یه بار یا دو ماه یه بار اونم فقط یه بسته :دی
چون
زیاد نگرفتیم پسر هم خیلی راغب برای خریدن و این ها نیست و این حس خوبی به آدم میده
فقط وقتی تو جمعی باشیم که اون جمع توش ازین چیزا هست از بعد از ۲ و نیم سالگی بهش میدم که خب تجربه کنه و حریص نباشه که اینا چین که خودشون میخورن و به من نمیدن :))
و اما در مورد نوشابه
هم یه نکته بگم خودمون خیلی خیلی خیلی به ندرت پیش میاد بگیریم من تا الان تمام تلاشم رو کردم تا امیر حسین سمت خوردنش نره
نه اینکه با دعوا و اینها باشه نه اصلا
کلا بر این باورم که بچه ها تو این سن هم فهم و شعور دارن و مثل یه انسان بالغ میشه باهاشون حرف زد
از همون موقع که سنش به تشخیص رسید و میخواست نوشابه رو تجربه کنه بهش گفتم که مثلا مامان نوشابه گاز داره و برات خوب نیست بزرگتر که شدی میتونی بخوری .. و هر بار هم با همین لحن و با آرامش تکرار کردم
الان اطرافیان وقتی بخوان نوشابه بیارن و از من اجازه میگیرن که بیاریم یا نه میگم بیارید راحت باشید پسر سمتش نمیره :دی هم اونا راحتن هم خودم و این بازم حس خوبی به ادم میده :دی
کلا خودمم تو خوردن نوشابه محتاطم در حد ۱ پنجم لیوان شاید بخورم در مجموع
(البته باز بچه با بچه فرق داره و روش خاص خودش رو داره)
یکم از کارهای روزمرتون بگین، در طول روز دائم تو خونهاین؟ یا بیرونم میرین؟
فارغ از فعالیت های روتین زندگی مثل غذا درست کردن و رسیدگی به امور خونه و خانواده که یه مسئله ثابت زندگی هست
از وقتی انجمن گردی رو دوباره رو روتین زندگی آوردم کارای روزمره ام بیشترش معطوف به حوادث و اتفاقات انجمن شده ..
ولی در کل کارهایی که بیشتر تو طول روز انجام میداادم مطالعه و گوش کردن به دورهای مختلفی که شرکت میکردم بود
بیرون هم میرفتم ولی بیشتر برای کار یا فعالیت اجتماعی که داشتم ولی الان خب نه متاسفانه و این باعث شده یکم گوشه گیر بشم و از رفقای دنیای حقیقیم دور :دی
میدونم به شدت بده ولی یکی از مباحثی هست که روی روحیه ی بهتر خودم تو زندگی اثر گذاشته ..
همین مشورت و گفت و گو با بچه ها برای مباحث مختلف یا اینکه کاری از دستم بر بیاد و بتونم انجام بدم
کلا حس مفید بودن ِیکی از نکاتی هست که به شدت روی کارهایی که میکنم اثر میزاره
اگه بیرون میرین هر روزه؟ یا فقط روزهای خاص
الان نه :")
ولی قبلا هم هرروز نبود گاه گاهی مثلا پیش میومد که بیرون برم ..
در آخر یه بیت شعر برایِ من❤️
عشق مانند
نماز است که بعد از
نیّت
نادرست است نگاهی به
چپ و راست کنی
❤️🌿
حسین فاضلیان
ممنونم از حضورت
