محفل ادبی {دیالوگ‌‌های دلنشین}

- کاش میشد نبود...
+ زندگی تو آرزوی منه قدرشو بدون
 
توی کتاب پلنگ های کافکا نوشته بود:
'از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود در حالی که من با چهره واقعی ام در آن حاضر بودم...'
 
عقب
بالا پایین