نظارت همراه «رمان تلنگر منحوس |ناظر:MELORIN»

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

serena

مدیر تالار نظارت+ مترجم آزمایشی+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
967
پسندها
پسندها
5,744
امتیازها
امتیازها
348
سکه
3,301

نویسنده عزیز، از اینکه انجمن کافه نویسندگان را برای ارتقای قلم خود و انتشار آثار ارزشمندتان انتخاب کردید، نهایت تشکر را داریم.
لطفا پس از هر پارت گذاری در گپ نظارت اعلام کنید. تعداد مجاز پارت در روز ۱۰ پارت می باشد. در غیر این صورت جریمه خواهید شد.
پس از هر ده پارت، رمان شما باید طبق گفته های ناظر ویرایش گردد وگرنه رمان قفل می شود.
پس از ویرایش هر پستی که ناظر در این تاپیک ارسال کرده است، آن را نقل قول زده و اعلام کنید که ویرایش انجام شده است.
از دادن اسپم و چت بی مربوط جدا خودداری کنید
نویسنده: @A M I R E L
ناظر: @melorin
 
@A M I R E L
درود لطفا بعد اینکه پارت گذاری کردید اینجا اعلام کنید
 
سلام وقت بخیر
پارت گذاشته شده
 
ازاین به بعد اعلام کنید پارتای گذاشته شده هم چک میشن
 
اصلاح مقدمه :
مقدمه:

"من محکومم به نابودی!" - این جمله درست است، اما اگر منظور شما از "محکومم" احساس اجبار و ناچاری است، می‌توان آن را با "مجبورم" یا "ناگزیرم" جایگزین کرد تا حس قوی‌تری منتقل شود. با این حال، "محکومم" نیز کاملاً صحیح است.
"نه، نابودی نه، من محکومم به بقا در این مرگ احساسات!"
"مرگ احساسات" ترکیب خوبی است.
"بقا در این مرگ احساسات" کمی گنگ است. منظور این است که در میان احساساتی که مرده‌اند، باید زنده بماند؟ یا احساساتی که در حال مردن هستند؟ اگر منظور این است که باید با وجود احساسات مرده زنده بماند، شاید بتوان گفت: "من محکومم به بقا، در حالی که احساساتم مرده‌اند!" یا "من محکومم به بقا در میان مرگ احساساتم!". اما شکل فعلی نیز قابل قبول است و ابهام آن می‌تواند هنری باشد.
"عدالت؟ از عدالت می‌گویی؟ از قانون کارما می‌پرسی؟" - کاملاً درست و با علائم نگارشی صحیح.
"اما من گناهی نکردم!" - درست است.
"به هر چه می‌پرستی نکردم!"
این جمله کمی نامفهوم است. آیا منظور این است که به آنچه دیگران می‌پرستند، عمل نکرده است؟ یا به آنها اعتقاد نداشته است؟ اگر منظور عمل نکردن است، شاید بتوان گفت: "به آنچه می‌پرستی (یا می‌پرستید)، عمل نکردم." اگر منظور اعتقاد نداشتن است: "به آنچه می‌پرستی (یا می‌پرستید)، باور نداشتم."
استفاده از "می‌پرستی" (مفرد) در مقابل "دیگران" (جمع) کمی تناقض دارد. اگر منظور خدایان یا مفاهیم کلی است، مناسب است. اگر منظور افراد است، بهتر است جمع به کار رود.
"به هر چه می‌پرستم نکردم!"

مشابه جمله قبل، این جمله نیز نیاز به شفاف‌سازی دارد. اگر منظور این است که به آنچه خودش می‌پرستد عمل نکرده، باید مشخص شود.
"می‌پرستم" (مفرد) و "نکردم" (اول شخص مفرد) از نظر دستوری درست است، اما معنی و ارتباطش با جملات قبل نیاز به دقت دارد.
"من تاوان گناهی را پس می‌دهم که دیگران کردند!"- کاملاً درست.
"جرمی که دیگران مرتکب شدند!" - کاملاً درست.
"لعنت بر عدالت!" - درست.
"کجاست این عدالت؟"- درست.
"در کدام می خانه و پی کیست این عدالت؟" "پی کیست" به معنی "در پی چیست" یا "برای کیست" است. اگر منظور "در پی چیست" باشد، بهتر است به این صورت نوشته شود: "در کدام میخانه و در پی چیست این عدالت؟"

اگر منظور "برای کیست" باشد، بهتر است نوشته شود: "در کدام میخانه و برای کیست این عدالت؟"
هر دو برداشت ممکن است. انتخاب بین این دو بستگی به منظور دقیق نویسنده دارد.
"لعنت بر تمام قوانین خلقت!" - درست.
"لعنت بر پوسایدون و آفرودیت!" - درست .
"لعنت بر خدایان، شیاطین، فرشتگان!"- درست.
و لعنت بر انسان ها!"- درست.

نکات کلی:

املای کلمات:املای کلمات در کل متن صحیح است.
علائم نگارشی: علائم نگارشی (علامت سوال، علامت تعجب، ویرگول) تا حد زیادی درست استفاده شده‌اند. تنها نکته در جمله "در کدام می خانه و پی کیست این عدالت؟" بود که نیاز به شفاف‌سازی دارد.
ساختار جملات:جملات کوتاه و بریده بریده هستند که حس خشم، ناامیدی و فریاد را به خوبی منتقل می‌کند و این سبک برای این مقدمه مناسب به نظر می‌رسد.
"نکردم": فعل "نکردم" در دو جمله "به هر چه می‌پرستی نکردم!" و "به هر چه می‌پرستم نکردم!" کمی مبهم است. اگر منظور "کاری نکردم" یا "گناهی نکردم" است، بهتر است این معنی را منتقل کند.
 
اصلاح مقدمه :
مقدمه:

"من محکومم به نابودی!" - این جمله درست است، اما اگر منظور شما از "محکومم" احساس اجبار و ناچاری است، می‌توان آن را با "مجبورم" یا "ناگزیرم" جایگزین کرد تا حس قوی‌تری منتقل شود. با این حال، "محکومم" نیز کاملاً صحیح است.
"نه، نابودی نه، من محکومم به بقا در این مرگ احساسات!"
"مرگ احساسات" ترکیب خوبی است.
"بقا در این مرگ احساسات" کمی گنگ است. منظور این است که در میان احساساتی که مرده‌اند، باید زنده بماند؟ یا احساساتی که در حال مردن هستند؟ اگر منظور این است که باید با وجود احساسات مرده زنده بماند، شاید بتوان گفت: "من محکومم به بقا، در حالی که احساساتم مرده‌اند!" یا "من محکومم به بقا در میان مرگ احساساتم!". اما شکل فعلی نیز قابل قبول است و ابهام آن می‌تواند هنری باشد.
"عدالت؟ از عدالت می‌گویی؟ از قانون کارما می‌پرسی؟" - کاملاً درست و با علائم نگارشی صحیح.
"اما من گناهی نکردم!" - درست است.
"به هر چه می‌پرستی نکردم!"
این جمله کمی نامفهوم است. آیا منظور این است که به آنچه دیگران می‌پرستند، عمل نکرده است؟ یا به آنها اعتقاد نداشته است؟ اگر منظور عمل نکردن است، شاید بتوان گفت: "به آنچه می‌پرستی (یا می‌پرستید)، عمل نکردم." اگر منظور اعتقاد نداشتن است: "به آنچه می‌پرستی (یا می‌پرستید)، باور نداشتم."
استفاده از "می‌پرستی" (مفرد) در مقابل "دیگران" (جمع) کمی تناقض دارد. اگر منظور خدایان یا مفاهیم کلی است، مناسب است. اگر منظور افراد است، بهتر است جمع به کار رود.
"به هر چه می‌پرستم نکردم!"

مشابه جمله قبل، این جمله نیز نیاز به شفاف‌سازی دارد. اگر منظور این است که به آنچه خودش می‌پرستد عمل نکرده، باید مشخص شود.
"می‌پرستم" (مفرد) و "نکردم" (اول شخص مفرد) از نظر دستوری درست است، اما معنی و ارتباطش با جملات قبل نیاز به دقت دارد.
"من تاوان گناهی را پس می‌دهم که دیگران کردند!"- کاملاً درست.
"جرمی که دیگران مرتکب شدند!" - کاملاً درست.
"لعنت بر عدالت!" - درست.
"کجاست این عدالت؟"- درست.
"در کدام می خانه و پی کیست این عدالت؟" "پی کیست" به معنی "در پی چیست" یا "برای کیست" است. اگر منظور "در پی چیست" باشد، بهتر است به این صورت نوشته شود: "در کدام میخانه و در پی چیست این عدالت؟"

اگر منظور "برای کیست" باشد، بهتر است نوشته شود: "در کدام میخانه و برای کیست این عدالت؟"
هر دو برداشت ممکن است. انتخاب بین این دو بستگی به منظور دقیق نویسنده دارد.
"لعنت بر تمام قوانین خلقت!" - درست.
"لعنت بر پوسایدون و آفرودیت!" - درست .
"لعنت بر خدایان، شیاطین، فرشتگان!"- درست.
و لعنت بر انسان ها!"- درست.

نکات کلی:

املای کلمات:املای کلمات در کل متن صحیح است.
علائم نگارشی: علائم نگارشی (علامت سوال، علامت تعجب، ویرگول) تا حد زیادی درست استفاده شده‌اند. تنها نکته در جمله "در کدام می خانه و پی کیست این عدالت؟" بود که نیاز به شفاف‌سازی دارد.
ساختار جملات:جملات کوتاه و بریده بریده هستند که حس خشم، ناامیدی و فریاد را به خوبی منتقل می‌کند و این سبک برای این مقدمه مناسب به نظر می‌رسد.
"نکردم": فعل "نکردم" در دو جمله "به هر چه می‌پرستی نکردم!" و "به هر چه می‌پرستم نکردم!" کمی مبهم است. اگر منظور "کاری نکردم" یا "گناهی نکردم" است، بهتر است این معنی را منتقل کند.
ویرایش شد عزیزم
چک کن لطفا.
 
بررسی پارت اول

"چشمانم از ترس دودو می‌‎زد."
"دودو زدن" برای چشم معمولاً به معنی تاری دید یا لرزش در دید است. اگر منظور این است که چشم‌ها از شدت ترس باز و بسته می‌شدند یا پر از وحشت بود، شاید بتوان از عباراتی مانند "چشمانم از ترس گرد شده بود" یا "چشمانم از شدت ترس می‌لرزید" استفاده کرد. اما "دودو می‌زد" هم می‌تواند حس نگران‌کننده و ناآرامی را منتقل کند.
"سرانگشتانم یخ کرده‌ بودند و عرق سردی برجانم نشسته بود."
- کاملاً درست و با تصویرسازی قوی.
"با زانوهایی لرزان به در اتاق نزدیک شدم تا در را باز کنم."- درست است.
"می‌خواستم بدانم دوباره چه خاکی بر سرمان شده‌است!" - اصطلاح درست و بجا.
"دستم را به سمت دست‌گیره بردم که ناگهان در اتاق با صدای مهیبی به دیوار پشتش برخورد کرد و صدای ناهنجاری درآورد."
"به دیوار پشتش برخورد کرد" کمی تکراری است. چون در به دیوار پشتش برخورد می‌کند. می‌توان گفت: "به دیوار برخورد کرد".
"صدای ناهنجاری درآورد" کاملاً درست است.
"از ترس هین بلندی کشیدم و به عقب پریدم." - درست.

"مادرم درحالی که نفس نفس می‌‎زد و چشمانش از ترس سرمه‌ای شده بودند با رنگ و روی زرد شده وارد اتاق شد:"
"سرمه‌ای شده بودند" برای چشمان از شدت ترس، کمی نامعمول است. معمولاً ترس باعث گشاد شدن مردمک و گاهی کبود شدن دور چشم (اگر خستگی یا بیماری باشد) می‌شود. شاید منظور "گرد شده بودند" یا "از حدقه بیرون زده بودند" باشد؟ یا اگر منظور رنگ‌پریدگی اطراف چشم است، این عبارت می‌تواند به کار رود. اما اگر منظور رنگ خاصی از چشم است، شاید باید بازنگری شود.
"با رنگ و روی زرد شده" کمی تکرار "رنگ و رو" است. می‌توان گفت: "با رنگ پریده وارد اتاق شد" یا "با روی زرد وارد اتاق شد".
"-تو چرا وایسادی من رو نگاه می‌کنی؟ هی! کجایی چرا ماتت برده؟"- لهجه و گفتار عامیانه به خوبی رعایت شده است.
"وقتی جوابی از من متعجب و شوک زده دریافت نکرد چنگی به بازویم انداخت و مرا کشان کشان از اتاق بیرون برد."- درست.
"مغز من هنوز در حال حلاجی بود و قدرت واکنش از من گرفته شده بود."
- "حلاجی کردن" (غربال کردن) برای مغز کمی نامعمول است. شاید منظور "در حال پردازش" یا "در حال هضم کردن" باشد؟ یا "گیج و منگ بود".
"شوک دوم بر من وارد شد!"- درست.
"چه بلایی بر سر خانه آمده بود؟ هال کوچک خانه بهم ریخته بود؛ کاناپه های شکلاتی رنگ هرکدام یک سمت بودند."
"شکلاتی رنگ" صفت خوبی است.
"هرکدام یک سمت بودند" کمی کلی است. شاید بهتر باشد کمی جزئی‌تر باشد، مثلاً "هر کدام به سمتی پرت شده بودند" یا "در گوشه‌های متفاوتی افتاده بودند".
"در چوبی خانه ترک برداشته بود و در مرز شکستن بود."- درست.
"دیگر به بقیه جاهای خانه نگاه نکردم."
- درست.
"به خودم نهیب زدم! دختر احمق الان وقت کنکاش است؟"
"نهیب زدم" کاملاً درست است.
"کنکاش" به معنی جستجو و کاوش است. در این موقعیت، شاید کلماتی مانند "وقت بررسی جزئیات است؟" یا "وقت سرک کشیدن است؟" مناسب‌تر باشد. اما "کنکاش" هم کاملاً غلط نیست.
"تازه داشتم اتفاقات اطراف را درک می‌کردم، دوباره جنگ؟! انگار این بار شدت بیشتری داشته که چنین اسیبی به خانه وارد کرده است."
"اسیبی" باید "آسیبی" نوشته شود.
جمله "انگار این بار شدت بیشتری داشته که چنین آسیبی به خانه وارد کرده است" کمی طولانی است. می‌توان آن را تفکیک کرد یا ساده‌تر نوشت: "انگار این بار شدت جنگ بیشتر بوده که چنین آسیبی به خانه وارد شده است."
"کی می‌خواهند دست از سر ما بردارند؟"
- درست.
"مادرم را درحال جمع‌وجور کردن وسایل پیدا کردم، حتما بازهم می‌خواست با مردم شهر به پناهگاه خودشان که یک تونل در زیر قصر بود، بروند.
"جمع‌وجور کردن" صحیح است.
"خودشان" که به مردم شهر اشاره دارد، درست است.
"یک تونل در زیر قصر" درست
"من که هیچ وقت به آنجا سر‌ هم نزدم، چون در وقت جنگ بسیار شلوغ می‌شد و حتی جای نفس کشیدن هم به زور بود."
"سر هم نزدم" به معنی "سر نزدم" است. "سر هم" در اینجا اضافی است.
"در وقت جنگ" را می‌توان به "هنگام جنگ" یا "در زمان جنگ" تغییر داد.
"جای نفس کشیدن هم به زور بود" عالی است.
"آهی خسته و نالان سر دادم و خسته از این پیکار های پی در پی پاهای بی جان خود را به کار وا داشتم:"
"پیکار های" باید "پیکارهای" نوشته شود.
"پاهای بی جان خود را به کار وا داشتم" عبارت خوبی است.
"-مادر من به جنگل می‌رم تا پناه بگیرم."
- لهجه عامیانه رعایت شده.
"یکه ای خوردم" درست است.
"-کدوم گوری می‌خوای بری الان؟ مگه وضع رو نمی‌بینی؟ صبرکن باهم به پناهگاه بریم."
- لهجه کاملاً درست.
"نگاهی به صورت چروکیده‌اش انداختم، این اخم روی پیشانی با آن چشم‌های درشت آبی مهربانش زمین تا آسمان فرق داشت."- درست.
"گونه‌هایش سرخ شده بودند و لبان باریکش از فرط نگرانی و استرس مدام گاز گرفته می‌شدند."
- کاملاً درست.
"دودل بودم اما در نهایت حرف خود را زدم:"
- "دودل" به معنی مردد یا در شک و تردید است. درست است.
"-از اونجا خوشم نمیاد شلوغه! خودم جای امنی رو سراغ دارم." - درست.
"دستی به پیشانی‌اش به نشانه کلافگی کشید و با چشمانی ریز شده نگاهم کرد:" - درست.
"-پس وقتی این بساط جمع شد زود برگرد و من و پدرتو نگران نکن."
"پدرتو" باید "پدرت را" یا "پدرتو" (در لهجه عامیانه) باشد. اگر قصد استفاده از لهجه عامیانه را دارید، "پدرتو" صحیح است.
"با سر تکان دادنی جواب دادم."- درست.
"سریع کفش‌های چوبی‌ام را از جاکفشی کنار در برداشته و پوشیدم."- درست.
"از مادر خداحافظی سرسری کردم؛ حتی منتظر جوابش هم نماندم چون می‌دانستم وقتی نگران است مدام غر می‌زند."- درست.
"هوای سرد و تاریک شبانگاه لرزه‌ای به جانم انداخت؛ اما آتش‌هایی که از سوی مالالند به سوی شهر پرتاب می‌‎شد کمی از تاریکی شب کاسته بود.
"شبانگاه" درست است.
"مالالند" نامی است که به نظر می‌رسد.
"کمی از تاریکی شب کاسته بود" عبارت خوبی است.
"مگر من چه قدر خوابیده بودم که هوا تاریک شده بود؟
- بیانگر تعجب و گیجی شخصیت. درست.
"مردم با هول‌وولا به این‌سو و آن‌سو می‌رفتند و سعی در پیداکردن جایی برای پناه گرفتن داشتند."
- درست.
"زنی با صورتی خونی را دیدم که از ترس دندان هایش بهم می‌خورد و دوان دوان به سمت پناهگاه می‌رفت."
"دندان هایش" باید "دندان‌هایش" باشد.
"بهم می‌خورد" را می‌توان به "به هم می‌خورد" یا "به هم می‌سایید" تغییر داد. "به هم خوردن دندان" معمولاً نشانه سرما یا ترس شدید است.
"با گذشتن از راه خاکی‌ای منتهی به جنگل به آن وارد شدم." - "ای" در "خاکی‌ای" اضافی است. "راه خاکی منتهی به جنگل" کافی است.
"بالاخره از هیاهوی جمعیت دور شدم و به دل تاریکی پناه بردم." - درست.
"قدم‌هایم را آهسته‌تر کردم و با ترس و لرز گوش‌هایم را تیز کردم تا مبادا با حمله حیوانی غافل‌گیر شوم." - درست.
* "تا رسیدن به پناهگاه راهی نمانده بود، پناهگاهی که فقط و فقط خودم از وجودش خبر داشتم چون خودم کشفش کرده بودم." - تأکید بر منحصر به فرد بودن پناهگاه. درست.
"نگاهی به آسمان انداختم؛ تازه سر شب بود و مالاها تا سپیده دم مهمان ناخوانده ما بودند." "مالاها" به نظر می‌رسد جمع "مالالند" باشد. درست.
"پا به شلوغ‌ترین قسمت جنگل گذاشتم، جایی که شاخ و برگ درختان آنقدر بزرگ و قدقامت بود که نور خورشید به سختی سایه‌اش را در زمین پیدا پیدا می‌کرد."
"قدقامت" معمولاً برای انسان به کار می‌رود. برای درختان شاید "بلند" یا "ستبر" مناسب‌تر باشد. اما "قدقامت" هم می‌تواند برای توصیف درختان بلند استفاده شود.
"پیدا پیدا می‌کرد" تکرار است. "به سختی سایه‌اش را در زمین می‌یافت" یا "به سختی در زمین پیدا می‌شد" مناسب‌تر است.
"زیر پاهایم، صدای خرد شدن خزه‌های وسیع و ضخیم با برگ‌های پوسیده می‌آمد و بوی نم خاک باران خورده به مشامم می‌رسید!" - تصویرسازی عالی.
"خزه‌ها و برگ‌‌ها زمین را فرش کرده بودند؛ درختان سربه فلک کشیده در آن تاریکی ترسم را بیشتر می‌کرد، با احتیاط اطرافم را نگاه می‌کردم و ناخن خود را در گوشت دستم فرو می‌کردم."
"درختان سربه فلک کشیده در آن تاریکی ترسم را بیشتر می‌کرد" - اگر "درختان" جمع است، فعل باید "می‌کردند" باشد. یا اگر منظور "منظره درختان..." است، فعل مفرد درست است. بهتر است "منظره درختان سربه فلک کشیده..." یا "تصویر درختان سربه فلک کشیده..." باشد.
"ناخن خود را در گوشت دستم فرو می‌کردم" - این عمل برای کنترل ترس یا درد است. جمله درست است.
"وحس" باید "و حس" نوشته شود.
"درمن" باید "در من" نوشته شود.

نکات کلی:

روان‌نویسی: متن بسیار روان و جذاب است و خواننده را با خود همراه می‌کند.
تصویرسازی: تصویرسازی‌ها قوی و دقیق هستند و فضا را به خوبی ترسیم می‌کنند.
لهجه: استفاده از لهجه عامیانه در دیالوگ‌ها به شخصیت‌پردازی کمک کرده است.
املای کلمات: اکثر کلمات درست نوشته شده‌اند، اما چند مورد اصلاحی وجود دارد (آسیبی، پیکارهای، دندان‌هایش، پیدا می‌یافت، می‌کردند).
علائم نگارشی: استفاده از علائم نگارشی خوب است، اما در چند جا نیاز به دقت بیشتر دارد (مانند فاصله گذاری).
انتخاب واژگان: برخی واژگان مانند "دودو می‌زد"، "حلاجی"، "براق شد"، "کنکاش"، "تیره کمرم" نیاز به بررسی دقیق‌تر دارند تا مطمئن شویم منظور دقیق نویسنده را منتقل می‌کنند.
 
پارت دوم:

"چشمانم تا آخرین درجه گشاد شده بودند و کل جانم گوش شده بود.
"تا آخرین درجه گشاد شده بودند" بیان قوی و درستی است.
"کل جانم گوش شده بود" اصطلاح عامیانه و بجایی است که به معنی تمرکز شدید و گوش به زنگ بودن است.
"در دلم مدام از الهه‌ها کمک می‌خواستم."
- "الهه‌ها" جمع است، منظور خدایان زن است، درست است.
"نگاهی به شهر که از اینجا کوچک‌تر به‌نظر می‌آمد انداختم؛ مردم از ترس جانشان بی‌توجه به دیگران تنه‌ای می‌زدند و رد می‌شدند."
- تصویرسازی خوب و بیانگر وحشت عمومی. درست.
"با پیدا کردن جای مورد نظرم پا تند کردم و با خوشحالی به سمت آن درخت که شکاف عمیقی در دل خود داشت رفتم!"
"پا تند کردم" صحیح است.
"با خوشحالی" در این شرایط کمی عجیب است. آیا منظور "با احساس یافتن پناهگاه" است؟ اگر واقعاً خوشحال بوده، دلیل آن باید کمی مشخص‌تر باشد. شاید منظور "با آسودگی خاطر" یا "با امید" بوده است.
"برای بی‌پناهانی چون من همین هم غنیمت بود."
- جمله تأمل‌برانگیز و درستی است.
"داخل درخت روی چوب‌ها نشستم." - آیا منظور "روی شاخه‌های خشک درخت" یا "روی تکه‌های چوب" است؟ اگر درخت توخالی بوده و داخلش چوب‌های پوسیده یا شکسته وجود داشته، جمله درست است.
"تشویش ونگرانی به دلم چنگ می‌زد، انگار در دلم رخت می‌شستند."
"ونگرانی" باید "و نگرانی" باشد.
"انگار در دلم رخت می‌شستند" اصطلاح قوی و درستی برای بیان اضطراب شدید است.
"موهایم در اثر عرق زیاد در هم تنیده شده بود و روی سرم سنگینی می‌کرد. بدی موی بلند هم همین بود."
- توصیف دقیق و ملموس. درست.
"چند روزی بود که مالاها آسایش را از ما گرفته بودند."- درست.
"علت و چرای این نزاع‌ها معلوم نبود، دربین مردم حرف‌های مختلفی رد و بدل می‌شد، هرکس چیزی می‌گفت، بعضی‌ها می‌گفتند آن‌ها درحال کشور گشایی‌اند، بعضی دیگر نیز می‌گفتند آن‌ها دنبال یکی از ما هستند که قدرت خاصی دارد."
"دربین" باید "در میان" باشد.
"کشور گشایی" درست است.
"بعضی دیگر نیز می‌گفتند آن‌ها دنبال یکی از ما هستند که قدرت خاصی دارد."
- این قسمت به جمله قبلی وصل است. اگر منظور این است که مردم حرف‌های مختلفی می‌زدند از جمله این موارد، جمله بندی درست است.
"چه دلایل مسخره‌ای! مگر در هابیچوئلولند هم آدم خاص پیدا می‎شد؟ اینجا همه طبیعی بودند، جای فرا‌طبیعی‌ها درمیان ما نبود."
"هابیچوئلولند" نام مکان.
"پیدا می‎شد" باید "پیدا می‌شد" باشد.
"فرا‌طبیعی‌ها" باید "فراطبیعی‌ها" باشد
"درمیان" باید "در میان" باشد.
"پادشاه ویلیام هم آدمی نبود که بگذارد یک فراطبیعی در شهر بچرخد و سکوت کند."
"فراطبیعی" درست است.
"آرام تکه چوبی که به شکل دَر درست کرده بودم را به کناری هل دادم؛ نگاهی به آسمان انداختم."
- "دَر" در اینجا به معنی "درِ پناهگاه" است. اگر منظور "درِ ورودی" است، درست است.
"هنوز اوضاع خراب بود، آسمان قرمز، خونین وچشم گیر شده بود، در مواقع دیگر حتما این صحنه دلربا می‌شد، اما اکنون... آه!"
"خونین وچشم" باید "خونین و چشم‌گیر" باشد.
"دلربا" به معنی جذاب و زیباست. استفاده از آن برای آسمان قرمز و خونی، تضاد جالبی ایجاد می‌کند و نشان‌دهنده طعنه و تلخی وضعیت است.
"چقدر بدبخت بودم و نمی‌دانستم، آنقدر بدبخت که این صحنه های دلربا را باید در جنگ تجربه می‌کردم، البته آدمی هم نبودم که ضعف وناتوانی برمن غلبه کند اما از آینده نامعلوم خودم و مردم این شهر در این اوضاع وخیم می‌ترسیدم."
"صحنه های" باید "صحنه‌های" باشد.
"ضعف وناتوانی" باید "ضعف و ناتوانی" باشد.
"با بی‌قراری سرجایم نشستم و سرم را روی دوزانویم گذاشتم."
"دوزانویم" غلط است. منظور "دو زانویم" است.
"اضطراب حتی قدرت فکر کردن را هم از من گرفته بود."- درست.
"خداکند زودتر اوضاع آرام شود تا بتوانم به زندگی روزمره و معمولی‌ام ادامه دهم، هرچند تکراری بودند روزمره‎هایم ولی از جنگ که بهتر بود، نبود؟"
"روزمره‎هایم" باید "روزمرگی‌هایم" یا "روزهایم" باشد.
"ولی از جنگ که بهتر بود، نبود؟" - بیانگر تردید و پرسشی تأمل‌برانگیز. درست.
"چشمانم را بسته بودم و روی صداهای اطرافم تمرکز کرده بودم." - درست.
"هیاهوی جنگ حتی نمی‌گذاشت صداهای حیوانات درنده جنگل ر را هم بشنوم."
"جنگل ر" باید "جنگل را" باشد.
"دیگر چیزی به پایان شب و آغاز پادشاهی خورشید نمانده بود."
- تعبیر زیبایی برای سپیده دم. درست.
"جنگ هم همیشه در آغاز روز تمام می‌شد چون مالالندی‌ها از تاریکی تغذیه می‌کردند و در روز انرژیشان تمام می‎شد و مجبور بودند به سرزمین همیشه تاریک خودشان برگردند."
"می‎شد" باید "می‌شد" باشد.
"هوا گرگ و میش و سروصداها خیلی کم شده بود."
- درست.
"به آرامی تکه چوب جلوی در را کنار زدم و سرک کشیدم." - درست.
"در روشنایی جنگل بسیار خودنمایی می‌کرد، با آن درختان بلند و سربه فلک کشیده و گل های رنگارنگ که مانند فرش روی زمین جنگل پخش شده بودند و بوی نم خاک، سرسبزی نشاط آور جنگل، همه و همه حس طراوت و تازگی را به آدم می‌داد."
"گل های" باید "گل‌های" باشد.
"همه و همه حس طراوت و تازگی را به آدم می‌داد." - جمله پایانی عالی برای توصیف جنگل.
"چشمانم را بستم و نفس عمیقی کشیدم انگار روح‌ و روانم با این کار ریکاوری می‌شدند."
"روح‌ و روانم" باید "روح و روانم" باشد.
"ریکاوری می‌شدند" - واژه انگلیسی است. اگر منظور "بازیابی می‌شدند" یا "بهبود می‌یافتند" است، بهتر است از معادل فارسی استفاده شود، مگر اینکه بخواهید حس مدرن بودن را القا کنید.
"چشم از جنگل گرفتم و به آرامی از پناهگاهم خارج شدم و با ریزبینی اطراف را زیر نظر گرفتم، وقتی از تمام شدن جنگ مطمئن شدم به سمت شهر راه افتادم." - درست.
"در راه شهر بودم. صبح شده بود و هوای تازه انرژی به جان آدمی می‌بخشید." - درست.
"خود را به دست نوازش‌های ملایم نسیم صبحگاهی سپرده و از این هوا و عطر گل‌هایش سرخوش شده بودم که حرکت چیزی را از پشت بوته‌هایی که چندمتری جلوتر بودند احساس کردم، کمی خیره شدم اما دیگر چیزی ندیدم."
"گل‌هایش" باید "گل‌هایش" باشد.
"با خود گفتم حتما اشتباه شده و خواستم حرکت کنم که این‌بار هم بوته‌ها تکان خوردند، دیگر یقین پیدا کردم که چیزی پشت آن بوته‌هاست."
- تنش و انتظار را به خوبی ایجاد می‌کند. درست.

نکات کلی:
قواعد زبان فارسی: املای کلمات و فاصله‌گذاری‌ها در چند مورد نیاز به اصلاح دارد (مانند "ونگرانی"، "دربین"، "می‎شد"، "پیدا می‎شد"، "فرا‌طبیعی‌ها"، "دوزانویم"، "جنگل ر"، "صحنه های"، "ضعف وناتوانی"، "خونین وچشم"، "گل های").
علامات نگارشی:استفاده از علائم نگارشی عمدتاً درست است، اما در برخی جاها نیاز به دقت بیشتر (مانند فاصله‌گذاری) دارد.
انتخاب واژگان:واژگان "خوشحالی" در ابتدای بند، "حلاجی" (در بند قبل)، "براق شد" (در بند قبل)، "دودو زدن" (در بند قبل) و "تیره کمرم" (در بند قبل) نیاز به بررسی دقیق‌تر از نظر انتقال منظور نویسنده دارند. همچنین استفاده از کلمه انگلیسی "ریکاوری" می‌تواند با معادل فارسی جایگزین شود.
روان‌نویسی و تصویرسازی:متن همچنان بسیار روان و گیراست و تصویرسازی‌ها قوی هستند.
 
عقب
بالا پایین