نظارت همراه رمان ققنوس خونین| ناظر:MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت جدید:
«بدبختانه دخترمم این هذیان گفتن‌ها در خواب را از من به ارث برده بود.»
✓هذیان‌گفتن‌ها» بهتر است با نیم‌فاصله نوشته شود.
❌ «من یک زن سی و دو ساله»
✓«من یک زن سی‌ودو ساله»
فاصله اضافی دارد.
اعداد ترکیبی در متن بهتر است با نیم‌فاصله نوشته شوند.
❌اسباب بازی‌هایش»
✓«اسباب‌بازی‌هایش»
شماره ناشناس بود»
«شماره ناشناس بود و همین باعث شد…»
این بخش خوب است، فقط می‌شود روان‌ترش کرد:
«شماره ناشناس بود؛ همین هم باعث شد ناخودآگاه…»
«صدای نفس‌ کشیدن‌های مردانه‌ای را که می‌شنوم، ابروهایم از تعجب بالا برود.»
✓«با شنیدن صدای نفس‌کشیدن‌های مردانه، ابروهایم از تعجب بالا می‌رود.»
جمله از نظر زمانی و ساختار دستوری مشکل دارد.
«بالا برود» با زمان جمله هماهنگ نیست.
«تیره رنگش»
بهتر:
«تیره‌رنگش»
«گوش‌زد»
بهتر:
«گوشزد»
«قدم بر می‌دارم»
بهتر:
«قدم برمی‌دارم»
«خارج میشوم»
بهتر:
«خارج می‌شوم»
«باور پذیر»
بهتر:
«باورپذیر»
«هرچیزی»
بهتر:
«هر چیزی»
«به پایین بیوفتد»
بهتر:
«به پایین بیفتد»
پایان صحنه خوب دراومده
ورود ناگهانی امیر کشش خوبی ایجاد کرده و ریتم را حفظ کرده.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
❌ «صدای مهران که مرا صدا می‌زد درون گوشم پیچید»
✓«در همان لحظه صدای مهران که صدایم می‌زد در گوشم پیچید»
❌«چند قدمی دور هیکلش دور میخورم.»
مشکل تکرار و املا دارد.

پیشنهادی:
«چند قدم دور هیکلش می‌چرخم.»
یا
«چند قدم دورش می‌چرخم.»
❌«سلام میرسونه»
✓ «سلام می‌رسونه»
«تمامی نداشتن»
✓«تمامی نداشتند»
«چرا که هیچکدام»
✓ «چرا که هیچ‌کدام»
«ضرب میگیرم»
✓ «ضرب می‌گیرم»
«ماموریت»
✓«مأموریت»
«همانطور»
✓«همان‌طور»
«گیج منگ»
✓«گیج‌ومنگ»
«به سمت دستشویی راهم را کج می‌کنم.»
✓«راهم را به سمت دستشویی کج می‌کنم.»
«مشکی رنگ»
✓ «مشکی‌رنگ»
«هیچی مشخص نبود»
✓ «هیچ‌چیز مشخص نبود»
«بهم گره زده بود»
✓ «به هم گره زده بود»
«نیم نگاهی»
✓ «نیم‌نگاهی»
دیالوگ‌ها طبیعی‌اند.
حس تردید و شک شخصیت اصلی خوب منتقل شده.
ریتم روایت خوب است.
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: NOGHRE
پارت جدید
«دروغ نگو! خوب نیستی.»
علامت تعجب تبدیل کن به ویرگول
«دروغ نگو، خوب نیستی.»
انگار تلاش می‌کردم یک کتاب بدون خط را بخوانم.»
بهتر: «انگار می‌خواستم کتابی بی‌خط را بخوانم.»
زیباتر و طبیعی‌تره از نظر ساخت جمله
«آرام می‌خندد؛ دستش را روی کمرم نوازش‌وار می‌کشد و زمزمه می‌کند.»
بهتر است نیم‌فاصله رعایت بشه و لحن منظم‌تر بشه:
«آرام می‌خندد، دستش را نوازش‌وار روی کمرم می‌کشد و زمزمه می‌کند:»
که من را روی کاناپه می‌اندازد و صورتم را قاب می‌گیرد…»
مشکل اتصال جمله داره و را حذف کن ویرگول بذار
بهتر: «ناگهان من را روی کاناپه می‌اندازد، صورتم را قاب می‌گیرد…»
«دست‌هایم را روی ران‌هایم قرار دادم…»
باید هماهنگ با زمان گذشته باقی بمونه یا یکدست بشه:
«دست‌هایم را روی ران‌هایم می‌گذارم و انگشت‌هایم را با پشیمانی و خجالت در هم گره می‌کنم.»
(زمان گذشته/حال یکنواخت میشه.)
 
پارت جدید:
«توئم بیا.»
✓«تو هم بیا.»
«لبخند شیطنت‌آلودش»
✓«لبخند شیطنت‌آمیزش»
«پیاز هم خورد کنه»
✓ «پیاز هم خرد کنه»
می‌تونم لجت رو در بیارم.»
✓ «در بیارم → دربیارم»
«پلک میزنم»
✓«پلک می‌زنم»
«حس آزار دهنده‌ای که همیشه از آن بدم می‌آمد زیر پوستم بالا می‌رفت.»
فقط نیم‌فاصله:
✓ «آزاردهنده‌ای»
 
«تن صدایش این‌ بار بلند بود.»
بهتر:
«تنِ صدایش این‌بار بلند بود.»
(نیم‌فاصله و اضافه)
«چانه‌ام را بالا می‌آورم، دست‌هایم را مشت شده کنار بدنم به پایین می‌اندازم»
درست است، فقط کمی روان‌تر می‌شود:
«چانه‌ام را بالا می‌آورم و دست‌هایم را مشت‌شده کنار بدنم پایین می‌اندازم.»
«فکش می‌جنبند»
✓ «فکش می‌جنبَد»
لحظه‌ای پلک می‌زنم. گلویم خشک شده بود»
✓ زمان‌ها بهتر است یکدست باشد:
«لحظه‌ای پلک می‌زنم. گلویم خشک شده است»
یا اگر روایت گذشته است:
«پلک زدم. گلویم خشک شده بود.»
«اجازهٔ عقب نشینی»
✓ «اجازهٔ عقب‌نشینی»
«دستش ناگهان بالا می‌آید و انگشت‌ اشاره‌اش روی لب هایش قرار می‌گیرند.»
✓«دستش ناگهان بالا می‌آید و انگشت اشاره‌اش روی لب‌هایش قرار می‌گیرد.»
«این‌که جلوت کوتاه میام دلیل نمیشه سرم سوار بشی.»
✓«این‌که جلوت کوتاه میام دلیل نمی‌شه سوار سرم بشی.»
«دستم لرزش خفیفی داشت، سعی می‌کنم عقب نروم»
زمان فعل ناهماهنگ است.
«دستم لرزش خفیفی داشت. سعی می‌کنم عقب نروم…»
«سوزانده‌‌تر»
«سوزان‌تر»
«او را به عقب هل داده»
«او را به عقب هل می‌دهم.»
(زمان جمله باید هماهنگ باشد.)
«دستی به چانه‌ام میکشم»
✓ «می‌کشم»
«قدم بر می‌دارم»
✓ «قدم برمی‌دارم»
«بازویم را با خشم از بین انگشت‌های دستش خارج کرده»
زمان ناهماهنگ
✓ «بازویم را با خشم از بین انگشت‌هایش بیرون می‌کشم.»
«صدای کوبش مشتی به دیوار یا پیشخوان آشپزخانه می‌شوم.»
جمله اشتباه ساختاری دارد.
بهتر:
«صدای کوبیده شدن مشت او به دیوار یا پیشخوان آشپزخانه را می‌شنوم.»
 
به نظرم این چند پارت واقعاً کشش خوبی داشتن و مهم‌ترین نقطه قوتشون اینه که احساسات بین مروارید و امیر مصنوعی نیست؛ دعوا، شک، عصبانیت و حتی لحظه‌های عاشقانه طبیعی درمیاد و خواننده راحت باهاش درگیر میشه. مخصوصاً تغییر رفتار امیر و اون بخش آخر که مروارید متوجه اسپانیایی میشه، خیلی خوب تعلیق ساخته و آدم را کنجکاو می‌کنه ادامه داستان رو بخونه. دیالوگ‌ها هم عموماً زنده و قابل‌باورن و شخصیت‌ها لحن مخصوص خودشون رو دارن. فقط ایراد اصلی متن بیشتر نگارشی تا داستانی؛ یعنی غلط‌های ریز املایی، نیم‌فاصله‌ها، فاصله‌های اضافی و بعضی جمله‌ها که زمان فعلشون با بقیه متن هماهنگ نیست . بعضی جاها هم میشه جملات رو روان‌تر کرد تا ضربه احساسی‌شون قوی‌تر بشه. ولی از نظر فضاسازی، تنش و نگه داشتن مخاطب، متن خیلی خوب عمل کرده و حس رمان‌های احساسی-معمایی قوی رو میده.
 
عقب
بالا پایین