اختصاصی ~ معرفی کتاب جهت پرورش قلم و ارتقای سواد نویسندگی ~

* * *

معرفی کتابهای ایرانی و خارجی جهت پرورش قلم و ارتقای سواد نویسندگی
تاپیک همگانی میباشد.
لطفا در کنار معرفی کتاب توضیح دهید که کدام رکن ساختاری و اصول نویسندگی در این کتاب به خوبی قابل لمس بوده یا ضعف داشته
و از این جهت مطالعه ی آن را برای تمامی نویسندگان پیشنهاد میدهید.
 
یکی از ما دروغ می‌گوید
نویسنده: کارن ام مک منس
مترجم: فائزه ابراهیمی



رمانی هیجان انگیز و معمایی درباره ماجرای قتلی در دبیرستان است. سایمون پسری دبیرستانی و گوشه گیر است که به طرز مشکوکی میمیرد. برانوین، اَدی، نیت و کوپر دوستان نزدیک سایمون متهمین اصلی این قتل هستند. تحقیقات میگوید مرگ سایمون تصادفی نبوده است و این آغاز ماجرای شگفت انگیز کتاب است. داستان در هر فصل از زبان یک نفر روایت میشود اما یکی از این راوی ها دروغ میگوید.
با این کتاب میشه حضور راوی غیر قابل اعتماد در زاویه دید اول شخص رو به خوبی متوجه شد. زاویه دید اول شخص به سبب فضای جانبدارانه ای که ایجاد میکنه میتونه غیر قابل اعتماد هم باشه و احساسات خواننده رو با خودش همراه کنه. مطالعه ی این کتاب جهت یادگیری همچین پوئن مثبتی از زاویه دید اول شخص به دردتون میخوره.
رمان خیلی خوبیه و سرگرمش میشید. من آخراشم دیگه. بعدشم میتونید "یکی از ما نفر بعد است" رو بخونید که ادامه ی همین کتاب و از همین نویسندست.
 
گربه زیر باران
نویسنده: ارنست همینگوی
ترجمه: زهرا تدین



یه داستان کوتاه ۸صفحه ای مفهومی. زن خیلی رمانتیک و مرد بی تفاوت، قصه خیلی از زندگیهای امروزی.
دیالوگ های کوتاه و طبیعی با فضاسازی خوب که همگی هدفشون پیشبرد داستان بود نه صرفا زیاده گویی.
اگر خواستید بخونیدش تو طاقچه این کتاب رایگانه.
 
اندوه
نویسنده: آنتوان چخوف



دوباره یه داستان کوتاه با مضمون تنهایی و درک نشدن انسان.
شخصیت‌ها، فضاسازی و حتی دیالوگ‌ها همه هم‌راستا و درجهت پیشبرد داستان.
 
کلاغ سفید
نویسنده: فریبا خزائی



خلاصشو تو این تاپیک گفتم.
این رمان در مورد افسانه‌ها و داستان‌های محلی بهتون اطلاعات خوبی میده. البته اون چیزی که توجه منو تو این رمان جلب کرد، معرفی اسم شخصیته. مخصوصا شخصیت اصلی که داستان از زاویه دید اون داره روایت میشه.
پیمان از هم سن‌های خودش درشت‌تر بود؛ اما من مانند مادرم بودم. چه چهره‌ام و چه هیکلم. پیمان و بچه‌ها به خاطر ریز بودنم مسخره‌ام می‌کردند؛ اما مهم نبود که چه می‌گویند. در عوض چهره‌ای زیبا داشتم. وقتی این حرف را توی روی آن‌ها می‌گفتم، جواب می‌دادند: «مرد باید چهره‌اش خشن و هیکلی باشه.» و بعد بهم می‌خندیدند و اسمم را اینطوری صدا می‌زدند: «ایمان خوشگله!»
تا قبل اینکه نویسنده این اطلاعاتو بده از اسم شخصیت اطلاعی نداشتم ولی اسمشو طوری توصیف کرد که هم جذاب بود و هم تو ذهنم ‌موند. و بعد مشخص شد که این توصیف حتی در جهت پیشبرد داستان هم بوده! دیگه اسپویل نمیکنم چرا. خودتون بخونید متوجه میشید.
 
خانه‌ی خاکستر
نویسنده: انهاراد واکر
مترجم: ندا بهرامی نژاد



کتابی در ژانر وحشت و تعلیق داستان پسری به نام سالیتیود(تنهایی) یا سال هست که او را به آسایشگاهی عجیب و مرموز میبرند. در آنجا کودکانی وجود دارند که مدتهاست به حال خود رها شده اند. سال برای فرار از آنجا باید اسرار این خانه را پیدا کند.
هنوز اولاشم و درکل کتاب خوبیه.
بیشتر از همه از اسم بچه ها ممکنه خوشتون بیاد. و یک جورایی در رابطه با اسمها و کاراکترها نمادپردازی اتفاق افتاده.


زاویه دید کتاب سوم شخص محدوده ولی با صداهای مختلف. اگر میخواید تفاوت صدای روایت و زاویه دید و چگونگی کارکرد هر دو رو متوجه بشید، کتاب خوبیه.
 
عقب
بالا پایین