به نام سکوتی که فریاد میزند
نام اثر: مصاف
به قلم: سونیا ریپر
قالب: غزل
ژانر: اجتماعی
نوع ادبیات: غنایی
دیباچه
در این شهر، قامتِ درد خم نمیشود
فقط نفسِ آدمها تنگتر میشود
ریزهریزه خبر میآید از کوچهها
از گرسنگیِ حرف، از کمسو شدنِ شمعها
نه برای تماشا برای ایستادن است
نه برای فریاد برای شنیده شدن است
ما در صفِ بینامی، نامِ خود را مینویسیم
روی ورقِ ترس، امضا میچسبانیم
با هر نفسی که به دیوار میخورد
باز هم راهِ امید از میانِ خاک میگذرد
این غزلوارهها، نه مرثیهٔ صرفِ شباند
نه وعدهٔ نرمِ فردا که میلرزد
گفتنِ دردِ مردم است، بیپرده و بیپناه
با تیغِ زبان برای روشن کردنِ راه
«مصاف» یعنی روبهرو شدنِ بیتعارف با رنج
یعنی میانِ تلخی و امید، دست ندادن به خاموشی
اگر این صدا به سینهات نشست
بدان: ما تنها نیستیم و هنوز
میشود از دلِ غم، یک نجات ساخت
آخرین ویرایش: