خیلی هم عالی.
حالا طبق چیزایی که میگم، مشخص کن هر شخصیت توی ساختار داستانت چه جایگاهی داره
قهرمان:
کژال
ضد قهرمان خان و پسر خان و اکثر اهالی ده میتوانن باشن ولی پدر بزرگ و مادر بزرگ تایه به دلیل اتفاقی که برای مادرش افتاده سعی میکنن جلوش رو بگیرن
دلربا، مادرش، عروس خان، چند شخصی که هنوز اضافه نشدن
شخصیتهای کاتالیز« کسایی که تأثیر گذارن و باعث روند داستان میشن»:
خود کژال، برادرش، پارتنر کژال قراره اضافه بشه که همون پسر کوچیک خان هستش، باپیر، پدر کژال، خان، پسر خان، مادر اصلی مادر کژال
«هدف شخصیت رو برام مشخص کن
فهمیدن رازهایی که باپیر میدونه که چه اتفاقی برای مادرش افتاده، چرا مرده، جنگل ممنوعه چرا ممنوعه است؟ و در آخر نجات یک ده از دست ظلم و ستم خان
موانع و چیزایی که باعث میشن به اون هدف نرسه رو هم برام مشخص کن»
موانع برای نفهمیدم رازها: باپیر، خان
برای نرسیدن و سختی در راه آزادی ده: خان، باپیر، اتفاقات، اکثر اهالی ده
برای نرسیدن به عشق: باپیر، پدر کژال، خان
مرحله دوم:
هویت شخصیت رو تعریف کن
ببین یه شخصیت فقط اسم و ظاهر و شغل و این چیزا نیست
هویت پایه:
اسم: کژال
سن: ۲۳
ظاهرش: موهای حنای، چشمهای درشت، کک و مک های ریز، اندامی توپر، ابروهای کشیده، چشمهای عسلی
شغل: نداره
هویت روانی:
ترسهاش: یاس و ناامیدی ده از دست او، نفهمیدم راز مادرش، نرسیدن به یار
خواستههاش: رسیدن به رازهای مادرش، نجات و آزاد شدن ده، داشتن عشق پاک
عقده و خاطرات تلخش«زخمی که داره»: دوست نداشته شدن توسط پدرش، کتک خوردن توسط پدرش، مرگ مادرش، ترد شدن توسط پدرش از خانه
باورهاش:
باور داره میتونه از خیلی مرزها عبور کنه، میتونه ده رو به سمت آزادی بکشونه، میتونه ظلم و ستم رو از بین ببره، میتونه عشق پاک رو تجربه کنه
هویت رفتاری:
نحوه حرف زدن: موداب، مهربان، گاهی عصبی و خشن
عادتها: عادتهای خاصی نداره
واکنشهاش به بحران: عصبی شدن، کنترل شرایط، تغییر موقعیت فعلی
مرحله سوم:
گذشته شخصیت، یه بخش مهم تو شخصیت پردازیه
چون ما باید بدونیم
شخصیت توی گذشته چه تجربهای داشته؟
خب قبلا توسط پدرش کتک میخورده، پدرش اون رو دوست نداشته، به گفته دروغین پدرش مادرش به خاطر داشتن بیماری مرده، یک بار هم شکست عشقی خورده
چه اتفاقی باعث شده اون به شکل فعلی تبدیل بشه؟
محکم بودنش به خاطر پدرش
متنفر از ستم بودنش هم به خاطر خان و ده
بزرگترین شکست یا ضربهای که خورده چی بوده؟
شکست از پارتنر قبلی، دوست داشته نشدن توسط پدر، مرگ مادر
قوس شخصیت« ارک»
شخصیت باید توی طول داستان تغییر کنه
سه مدل رایج وجود داره که اون رو به شخصیت سه بعدی تبدیل کنه
قوس مثبت: رشد
قوس منفی: سقوط شخصیت
قوس ثابت: شخصیت تغییر نمیکنه ولی یه عمل خیلی مهم انجام میده
«قوس شخصیتی نباشه کاراکتر مفهومی نداره و صرفا یه شخصیت توضیحیه»
رشد داره و گاهی هم تغییر نمیکنه و یک عمل خوب انجام میده
مرحله پنجم:
تضاد رفتاری شخصیت
یعنی چی؟ یعنی شخص مثلا رفتار درونیش با بیرونیش یکی نباشه یا ...
انواع تضاد:
تضاد درونی« ترس یا وظیفه؟»
تضاد با شخصیت دیگه
تضاد با جامعه
تضاد با شرایط
تضاد با شرایط رو داره
«موتور حرکت شخصیت توی داستان، داشتن تضاده!»
مرحله ششم:
جداسازی شخصیتها
باید از شبیه شدن شخصیتها به هم جلوگیری بشه.
هر شخصیت باید نوع خاص حرف زدن خودش رو داشته باشه.
ارزش و دیدگاهش متفاوت باشه
شیوه تصمیم گیریش متفاوت باشه.
مثلا اگه شخصیت اصلی منطقی تصمیم میگیره، یهو همه شخصیتها منطقی نباشن،
یکی احساسی تصمیم بگیره.
همه منطقی نیستن
تا اینجا باپیر طبق اتفاقات گذشته تصمیم میگیره
تایه مطیع پدربزرگ کژاله و نگران و احساسی
خان عصبی و غیر منطقی
اکثر مردم احساسی
اکثر مردم هم منطقی و اکثر غیر منطقی هستن