همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خون در زمین فرو نرفت، روی زمین پخش شد،
از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد،
هرکس که آن را میدید
میفهمید ‹ جآیي بی‌گناهی را کشته اند .›
 
آشفتہ‌ام ، اغشتہ‌ام ، ۅیرانم ، ایراٰنم انگآري .
 
اکنون آرام تر به نظر میرسم، اما
چراغی در من خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند .
 
خونه همیشه یه‌ مکان نیست، مگه نه؟! ›
 
آهنگ گوش دادن تنها راه فراره، بدون اینکه
خونه رو ترک کنی.
 
اگه‌یه‌‌روزی‌من‌نبودم،‌با‌دیدن‌گربه‌ها یادم‌بیوفت).
 
دیگر کار از موهایش گذشته بود ؛
کار ِدخترکم به رگ‌های آبیِ دستانش رسیده بود .
 
جز تو ،
همه می‌خواهند با من حرف بزنند؛
من به سکوتِ تو گوش میدهم .
 
بعداز مرگم اگر نسیمی گونه‌ات‌را بوسید بدان‌منم؛
 
شاید نشون بدم که عادت‌ کردم
ولی‌همیشه یه‌گوشه‌از قلبم بابتش‌ درد میکنه؛
 
عقب
بالا پایین