همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع :)MAHAK
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
خنده هایت میبرد دل از کف هر غنچه ای ،
با نگاهت درد را بی نسخه درمان میکنی.
 
وقتی می‌خواهید به گنجشکی غذا بدهید ،
فرار می‌کند ، زیرا او می‌داند آزادی با ارزش تر از نان است .
فریدون‌فرخزاد
 
.بدنم غمی رو احساس میکنه که ذهنم قادر به بیانش نیست)
 
خطاب به مهربون ترین آدمِ زندگیم:
خیلی حرفه که با تمومِ دلشکستگی‌هات، بازم مهربون بمونی. دلت باید دریا باشه که هر بار بی‌معرفتیِ آدم‌ها رو، تویِ خودش غرق کنه. خیلی وجود می‌خواد که با همه یِ بی‌وجودی‌ها، به روشون لبخند بزنی.ولی خواهشاً عوض نشو و همین بمون.

تو خوب بمون، چون دنیا با تو خیلی قشنگ‌تره، باشه؟

ای کاش می‌گفتی باشه
 
.بعضی وقت ها...
انقدر دلتنگ خنده ها و صدایت میشوم
که از شدت دلتنگی،
رگ به رگ قلبم درد میکند :)
 
چـو رنـج بـوده فقـط سهمم از جهـان شمـا
"خوشا به کنج اتاقم، خوشا جهان خودم"
 
« در موردِ بعد . .
بعد از
تو هیچ‌کس را دوست نخواهم داشت
و در موردِ قبل . .
من اساساً
عشق را بدونِ تو نمی شناختم...!»
 
رو سیاهم میکند هر کس که میپرسد ز من
آنکه ازجان دوست‌تر میداشتی‌؛حالا‌ کجاست؟
 
فکر میکنم،فکر میکنم،بی‌وقفه فکر میکنم و حتی وقتی سعی میکنم فکر نکنم،باز هم فکر میکنم.
 
آخرش هیچکس نفهمید ناخوشی من چیست...
صادق‌_هدایت
 
عقب
بالا پایین