نظارت همراه «رمان هویت اجاره‌ای| ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت بعدی:
نگارشی: «دهن‌کجی» (نیم‌فاصله).
متن: مرد که انتظار همچین رفتاری را داشت، بی‌حرکت و کاملاً حساب‌شده به من خیره ماند. احتمالاً منتظر بود تا دست از کارای احماقانه‌ام بردارم تا بالاخره تکانی به خود بدهد.
نگارشی: «همچین» (محاوره‌ای است، در متن رسمی «چنین» بنویسید). «کارای» (محاوره‌ای: کارهای). «احماقانه‌ام» (املایی: احمقانه‌ام).
جمله پیشنهادی: «مرد که انتظار چنین رفتاری را داشت، بی‌حرکت و حساب‌شده به من خیره ماند. احتمالاً منتظر بود تا دست از کارهای احمقانه‌ام بردارم و بالاخره تکانی به خود بدهد.
متن: انگار که برایش این حجم عصبانیت من معنا نداشت، با لحن جدی و عاری از حسی گفتم: «نفهمیدی چی گفتم؟ گفتم که… .»
نگارشی: «عاری از حسی» (عاری از احساس).
ساختار جمله: جمله کمی گنگ است؛ بهتر است بگویید «با لحنی که انگار عصبانیتم برایش بی‌اهمیت بود، گفتم: …».
جمله پیشنهادی: «انگار که شدت عصبانیتم برایش هیچ اهمیتی نداشت؛ با لحنی جدی و خالی از احساس گفتم: «نفهمیدی چی گفتم؟ گفتم که…»»
پاراگراف بعدی:
پای گچ‌ گرفته‌ام: پای گچ‌گرفته‌ام» (نیم‌فاصله).
 
پارت بعدی:
پاراگراف اول: «به‌کندیِ یک لاک‌پشت» (نیم‌فاصله).
متن: امروزه مگر کسی تتوی بارکددار که به راحتی شناسایی یا تحلیل شود، می‌گذاشت؟ مگر اینکه هدفی پشت آن خوابیده باشد. افکارم به درازا نکشید…
«بارکددار» (نیم‌فاصله)،
متن: زیر لب به زبان مادریم شروع به فحش دادن، کردم. […] «حداقل موقع فحش دادن، حواست باشه که پاکت رو برداری!»
نکات: «مادری‌ام» (نیم‌فاصله)، حذف ویرگول بعد از «دادن».
متن: سبزی لباس مثل جنگل بعد از بارون بود… توصیفات بسیار زیبا
نکات: «باران» به‌جای «بارون» (برای حفظ لحن رسمی روایت)، «نیمه‌کامل» (نیم‌فاصله)، «بی‌روح» (نیم‌فاصله).
توصیفات شما از رنگ سبز و جزئیات لباس بسیار هنری است. این تضاد بین «خستگیِ راوی» و «ظرافتِ لباس» به متن عمق داده است.
 
پارت بعدی:
پارگراف اول:
نکات: «سر جایم» (دو کلمه)، «به‌آهستگی» (نیم‌فاصله).
آخر پاراگراف چهار: می‌توانم برای مرد تتودار، اسم بذارم…. «اسم بگذارم» (نه اسم بذارم، چون مونولوگ معیاره).
متن:بالاخره سکوت جیکوب رو به پایان رسید و از بازویم گرفت. […] هوای سرد، نوازش‌گونه به موهایم حالت می‌دادند…
نکات: «نوازش‌گونه… حالت می‌دادند» (هوای سرد فاعل است، پس فعل مفرد: حالت می‌داد).
پاراگراف آخر:«سبز‌رنگ» (نیم‌فاصله).
 
پارت بعدی:
متن: زمان در این تاریکی برایم به کندی می‌گذشت و به من فرصت تفکر در مورد قتلی که خودخواسته انجام دادم، می‌دهد. شاید اگر از شر ماشین و جسد با هم، خلاص می‌شدم الان راحت بودم.
نکات: «می‌داد» (زمان فعل گذشته است)، «درمورد» (درباره‌ی)، «می‌گذاشتم» (در پاراگراف قبلی بود، اینجا هم رعایت شود).
لحن: استفاده از فعل‌های «می‌کند/می‌شود» در متنِ روایت (زمانی که در حال بازگویی خاطره هستید) بهتر است به «می‌کرد/می‌شد» تبدیل شود تا با زمان گذشته‌ی داستان همخوانی داشته باشد.
تنش: سکوت جسیکا در لحظاتِ آخر، تعلیق را بیشتر کرده است. این عالی بود.
 
خسته نباشید قلمتون مانا تااخر پارت فعلی چک شد.
 
عزیزم سی‌لاس یه بار اینطوری نوشته شده یه بار سیلاس یکیش باید انتخاب کنی و درکل پاراگراف همینطور باشه
دو نوعه
سیلاس اسمشه ولی دختره با توجه به رفتارش براش اسم سین‌لاس گذاشته که دقت کنی کلاً با اسمش فرق داره
 
خسته نباشی جانا و مه پارت‌ها ادیت شد t-icon12
 
  • heart_eyes
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
عقب
بالا پایین