شنیدهها حاکی از آن است که بانویی در این حوالی، ملقب به «شیرینخانم»، در
حالی که با ظرافتِ تمام، نقوش اسلیمی را بر تار و پودِ دیوارکوبها میدوزد،
همزمان
با چشمکی نامحسوس، مویِ سرِ خویش را میکند! شاهدان عینی (که البته خودشان
هم کمی مشکوک هستند) قسم میخورند که این عمل، نه از سرِ استیصال، که نوعی
«ترفندِ تمرکز» است. یعنی وقتی گرهِ کلافِ کاموا در ذهنش پیچ میخورد، یک تارِ
مویش را به عنوان قربانیِ نمادین، از بیخ میکند تا تمرکزش صدچندان شود!