امروز داشتم همینجوری تو کوچه پس کوچه های «الفکافنون» میگشتم که صدای بزرگی را، مستر @HIIIS را شنیدم که رو به شاگردانش میفرمود:
«شبا که ما میخوابیم،
شخصیتها بیدارن!
ما خوابِ خوش میبینیم؛
(اونا) دنبالِ انتقامن
...»
اینجوری شد که فکرِ این مقاله افتاد تو سرم! اینطوری شروع میکنم که شما تا حالا با خودتون فکر کردین وقتی میخوابین، شخصیتهای داستانهاتون پشتِ سرتون چیا میگن؟ خصوصا اون داستانهایی که تا نصفه رفتین و بعد سرنوشتشون گره خورده به متروکه؛ که آیا نویسنده روزی یادش بیفته که آخ! یک زمانی، یک چیزی نوشته بودمها، گناه داره برم تمومش بکنم؟ یا اینکه برای ابد آن نوشته ی لعنتی، در متروکه بپوسد!
خلاصه که در این مقاله قرار است شبی را با این همه شخصیتِ نصفه نیمه خلق شده توسط نویسندگان «الفکافنون» بگذرونیم
.
«شبا که ما میخوابیم،
شخصیتها بیدارن!
ما خوابِ خوش میبینیم؛
(اونا) دنبالِ انتقامن
...»اینجوری شد که فکرِ این مقاله افتاد تو سرم! اینطوری شروع میکنم که شما تا حالا با خودتون فکر کردین وقتی میخوابین، شخصیتهای داستانهاتون پشتِ سرتون چیا میگن؟ خصوصا اون داستانهایی که تا نصفه رفتین و بعد سرنوشتشون گره خورده به متروکه؛ که آیا نویسنده روزی یادش بیفته که آخ! یک زمانی، یک چیزی نوشته بودمها، گناه داره برم تمومش بکنم؟ یا اینکه برای ابد آن نوشته ی لعنتی، در متروکه بپوسد!
خلاصه که در این مقاله قرار است شبی را با این همه شخصیتِ نصفه نیمه خلق شده توسط نویسندگان «الفکافنون» بگذرونیم
.
آخرین ویرایش:
!
؟