آموزش‌زبان‌خارجی اسم

HIIIS

مدیر تالار علوم+مدیرآز ادبیات+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,853
پسندها
پسندها
18,269
امتیازها
امتیازها
728
سکه
4,770
اسم در زبان عربی:
اسم کلمه‌ای است که بر معنایی مستقل دلالت می‌کند و با یکی از حروف (مانند: س، سوف، قد، لقد، سین) همراه نیست. به عبارت دیگر، اسم، زمان‌دار نیست.
 
نشانه‌های اسم در زبان عربی:

1.جر (کسره):
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اسم این است که می‌تواند حرف جر (مانند: مِن، إلَی، حتّی، علی، فی، بـ، لـ، کـ) را قبل از خود بپذیرد و در نتیجه حرف آخر آن مجرور (کسره) می‌شود.

*مثال: ذَهَبتُ إلی المَدینَةِ. (به شهر رفتم.) - «المَدینَةِ» اسم است چون حرف جر «إلی» قبل از آن آمده و مجرور شده است.
 
2.تَنوین: تنوین (ـٌ، ـً، ـٍ) که در انتهای برخی از اسم‌ها می‌آید، نشانه اسم است.

*مثال: رَأَیتُ بَیتاً. (خانه‌ای دیدم.) - «بَیتاً» اسم است چون تنوین نصب (ـً) گرفته است.
*مثال: هذا کتابٌ. (این یک کتاب است.) - «کتابٌ» اسم است چون تنوین رفع (ـٌ) گرفته است.
*مثال: مَررتُ بِ قَریَةٍ. (از کنار روستایی گذشتم.) - «قَریَةٍ» اسم است چون تنوین جر (ـٍ) گرفته است.
 
3.حرف نداء (مَنادی): اسم می‌تواند حرف ندا (مانند: یا، أَیَا، هَیَا، أَیْ، یا) را قبل از خود بپذیرد. کلمه‌ای که بعد از حرف ندا می‌آید، «مَنادی» نامیده می‌شود و اسم است.

*مثال: یا أَحمَدُ، اِجْلِسْ. (ای احمد، بنشین.) - «أَحمَدُ» اسم است چون حرف ندای «یا» قبل از آن آمده است.
 
4.مُعَرَّف به «ال» (اَلْ): اسمی که با «ال» (شناسه نکره‌زدایی) شروع می‌شود، اسم است.
*مثال: الشَّمسُ مُشرِقَةٌ. (خورشید درخشان است.) - «الشَّمسُ» اسم است چون با «ال» شروع شده است.

5.نسبت دادن (اضافه): اسم می‌تواند با اسم دیگری ترکیب شود و مضاف‌الیه قرار گیرد.
*مثال: بابُ البَیتِ. (درِ خانه.) - «البَیتِ» اسم است و به «باب» اضافه شده است.
 
انواع اسم در زبان عربی:

اسم‌ها از جهات مختلفی دسته‌بندی می‌شوند:
الف) از نظر جنسیت:
1.اسم مُذَکَّر (نر):
اسمی است که بر جنس نر دلالت می‌کند.

*مثال: رَجُلٌ (مرد)، وَلَدٌ (پسر)، بَیتٌ (خانه - در عربی خانه‌ها مذکر محسوب می‌شوند)، قَلَمٌ (قلم).
 
2.اسم مُؤَنَّث (ماده): اسمی است که بر جنس ماده دلالت می‌کند. برخی از اسم‌های مؤنث علائم مشخصی دارند و برخی ندارند.

*مؤنث لفظی: اسمی که بر مذکر دلالت دارد اما علائم تأنیث (ـة، اء، ا) دارد. (این نوع کمتر رایج است و بیشتر در قواعد خاصی کاربرد دارد).
*مؤنث معنوی: اسمی که بر مؤنث دلالت دارد اما علائم تأنیث ندارد.
*مثال: زَینَبٌ (اسم شخص)، مَریمٌ (اسم شخص)، شَمسٌ (خورشید).
*مؤنث لفظی و معنوی: اسمی که هم بر مؤنث دلالت دارد و هم علائم تأنیث دارد.
*مؤنث با «تاء مربوطه» (ـة): مَدینَةٌ (شهر)، سَیّارَةٌ (ماشین)، شَجَرَةٌ (درخت).
*مؤنث با «الف مقصوره» (ـی): ذِکرَی (خاطره)، دُنیَا (دنیا).
*مؤنث با «الف ممدوده» (ـاء): صَحراء (بیابان)، حَمراء (قرمز - مؤنث).
 
ب) از نظر تعداد:
1.اسم مُفرَد (مفرد):
اسمی است که بر یک نفر یا یک چیز دلالت می‌کند.
*مثال: وَلَدٌ (پسر)، بَنتٌ (دختر)، کِتابٌ (کتاب)، دَفتَرٌ (دفتر).

2.اسم مُثَنّی (مثنی): اسمی است که بر دو نفر یا دو چیز دلالت می‌کند و با افزودن «انِ» (در حالت رفع) یا «ینِ» (در حالت نصب و جر) به آخر اسم مفرد ساخته می‌شود.
*مثال: وَلَدانِ (دو پسر)، بِنْتانِ (دو دختر)، کِتابانِ (دو کتاب)، رَجُلانِ (دو مرد).
*حالت نصب و جر: رأیتُ وَلَدَینِ. (دو پسر دیدم.)
 
3.اسم جَمع (جمع): اسمی است که بر بیش از دو نفر یا دو چیز دلالت می‌کند. جمع‌ها در عربی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

*جمع مُذَکَّر سالم: با افزودن «ونَ» (در حالت رفع) یا «ینَ» (در حالت نصب و جر) به آخر اسم مفرد مذکر ساخته می‌شود.
*مثال: مُعَلِّمٌ (معلم) → مُعَلِّمونَ (معلمان - رفع) / مُعَلِّمینَ (معلمان - نصب/جر).
*مثال: مُسْلِمٌ (مسلمان) → مُسْلِمونَ / مُسْلِمینَ.

*جمع مُؤَنَّث سالم: با حذف «ة» از آخر اسم مفرد مؤنث و افزودن «اتٌ» (در حالت رفع) یا «اتٍ» (در حالت نصب و جر) ساخته می‌شود.
*مثال: مُعَلِّمَةٌ (معلمه) → مُعَلِّماتٌ (معلمان - رفع) / مُعَلِّماتٍ (معلمان - نصب/جر).
*مثال: سَیّارَةٌ (ماشین) → سَیّاراتٌ / سَیّاراتٍ.

*جمع تَکسیر (شکسته): جمع‌هایی که قاعده خاصی برای ساختشان وجود ندارد و با تغییر در ساختار کلمه مفرد ساخته می‌شوند. این جمع‌ها ممکن است علائم جمع سالم را نداشته باشند و گاهی شبیه به مفرد به نظر برسند، اما از نظر معنایی جمع هستند.
*مثال: کِتابٌ (کتاب) → کُتُبٌ (کتاب‌ها).
*مثال: رَجُلٌ (مرد) → رِجالٌ (مردان).
*مثال: عالِمٌ (دانشمند) → عُلَماءٌ (دانشمندان).
*مثال: مَدینَةٌ (شهر) → مُدُنٌ (شهرها).
 
ج) از نظر معین بودن (شناخت/نکره بودن):

1.اسم نَکِره (غیرمعین):
اسمی است که بر چیز یا شخص نامشخصی دلالت می‌کند و معمولاً تنوین دارد.
*مثال: رَأَیتُ رَجُلاً. (مردی را دیدم.) - مشخص نیست کدام مرد.
*مثال: هذا بَیتٌ. (این خانه‌ای است.) - مشخص نیست کدام خانه.
 
عقب
بالا پایین