آموزش‌زبان‌خارجی اسم

HIIIS

مدیر آز تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,010
پسندها
پسندها
14,969
امتیازها
امتیازها
648
سکه
4,325
اسم در زبان عربی:
اسم کلمه‌ای است که بر معنایی مستقل دلالت می‌کند و با یکی از حروف (مانند: س، سوف، قد، لقد، سین) همراه نیست. به عبارت دیگر، اسم، زمان‌دار نیست.
 
نشانه‌های اسم در زبان عربی:

1.جر (کسره):
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های اسم این است که می‌تواند حرف جر (مانند: مِن، إلَی، حتّی، علی، فی، بـ، لـ، کـ) را قبل از خود بپذیرد و در نتیجه حرف آخر آن مجرور (کسره) می‌شود.

*مثال: ذَهَبتُ إلی المَدینَةِ. (به شهر رفتم.) - «المَدینَةِ» اسم است چون حرف جر «إلی» قبل از آن آمده و مجرور شده است.
 
2.تَنوین: تنوین (ـٌ، ـً، ـٍ) که در انتهای برخی از اسم‌ها می‌آید، نشانه اسم است.

*مثال: رَأَیتُ بَیتاً. (خانه‌ای دیدم.) - «بَیتاً» اسم است چون تنوین نصب (ـً) گرفته است.
*مثال: هذا کتابٌ. (این یک کتاب است.) - «کتابٌ» اسم است چون تنوین رفع (ـٌ) گرفته است.
*مثال: مَررتُ بِ قَریَةٍ. (از کنار روستایی گذشتم.) - «قَریَةٍ» اسم است چون تنوین جر (ـٍ) گرفته است.
 
3.حرف نداء (مَنادی): اسم می‌تواند حرف ندا (مانند: یا، أَیَا، هَیَا، أَیْ، یا) را قبل از خود بپذیرد. کلمه‌ای که بعد از حرف ندا می‌آید، «مَنادی» نامیده می‌شود و اسم است.

*مثال: یا أَحمَدُ، اِجْلِسْ. (ای احمد، بنشین.) - «أَحمَدُ» اسم است چون حرف ندای «یا» قبل از آن آمده است.
 
4.مُعَرَّف به «ال» (اَلْ): اسمی که با «ال» (شناسه نکره‌زدایی) شروع می‌شود، اسم است.
*مثال: الشَّمسُ مُشرِقَةٌ. (خورشید درخشان است.) - «الشَّمسُ» اسم است چون با «ال» شروع شده است.

5.نسبت دادن (اضافه): اسم می‌تواند با اسم دیگری ترکیب شود و مضاف‌الیه قرار گیرد.
*مثال: بابُ البَیتِ. (درِ خانه.) - «البَیتِ» اسم است و به «باب» اضافه شده است.
 
انواع اسم در زبان عربی:

اسم‌ها از جهات مختلفی دسته‌بندی می‌شوند:
الف) از نظر جنسیت:
1.اسم مُذَکَّر (نر):
اسمی است که بر جنس نر دلالت می‌کند.

*مثال: رَجُلٌ (مرد)، وَلَدٌ (پسر)، بَیتٌ (خانه - در عربی خانه‌ها مذکر محسوب می‌شوند)، قَلَمٌ (قلم).
 
2.اسم مُؤَنَّث (ماده): اسمی است که بر جنس ماده دلالت می‌کند. برخی از اسم‌های مؤنث علائم مشخصی دارند و برخی ندارند.

*مؤنث لفظی: اسمی که بر مذکر دلالت دارد اما علائم تأنیث (ـة، اء، ا) دارد. (این نوع کمتر رایج است و بیشتر در قواعد خاصی کاربرد دارد).
*مؤنث معنوی: اسمی که بر مؤنث دلالت دارد اما علائم تأنیث ندارد.
*مثال: زَینَبٌ (اسم شخص)، مَریمٌ (اسم شخص)، شَمسٌ (خورشید).
*مؤنث لفظی و معنوی: اسمی که هم بر مؤنث دلالت دارد و هم علائم تأنیث دارد.
*مؤنث با «تاء مربوطه» (ـة): مَدینَةٌ (شهر)، سَیّارَةٌ (ماشین)، شَجَرَةٌ (درخت).
*مؤنث با «الف مقصوره» (ـی): ذِکرَی (خاطره)، دُنیَا (دنیا).
*مؤنث با «الف ممدوده» (ـاء): صَحراء (بیابان)، حَمراء (قرمز - مؤنث).
 
ب) از نظر تعداد:
1.اسم مُفرَد (مفرد):
اسمی است که بر یک نفر یا یک چیز دلالت می‌کند.
*مثال: وَلَدٌ (پسر)، بَنتٌ (دختر)، کِتابٌ (کتاب)، دَفتَرٌ (دفتر).

2.اسم مُثَنّی (مثنی): اسمی است که بر دو نفر یا دو چیز دلالت می‌کند و با افزودن «انِ» (در حالت رفع) یا «ینِ» (در حالت نصب و جر) به آخر اسم مفرد ساخته می‌شود.
*مثال: وَلَدانِ (دو پسر)، بِنْتانِ (دو دختر)، کِتابانِ (دو کتاب)، رَجُلانِ (دو مرد).
*حالت نصب و جر: رأیتُ وَلَدَینِ. (دو پسر دیدم.)
 
3.اسم جَمع (جمع): اسمی است که بر بیش از دو نفر یا دو چیز دلالت می‌کند. جمع‌ها در عربی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

*جمع مُذَکَّر سالم: با افزودن «ونَ» (در حالت رفع) یا «ینَ» (در حالت نصب و جر) به آخر اسم مفرد مذکر ساخته می‌شود.
*مثال: مُعَلِّمٌ (معلم) → مُعَلِّمونَ (معلمان - رفع) / مُعَلِّمینَ (معلمان - نصب/جر).
*مثال: مُسْلِمٌ (مسلمان) → مُسْلِمونَ / مُسْلِمینَ.

*جمع مُؤَنَّث سالم: با حذف «ة» از آخر اسم مفرد مؤنث و افزودن «اتٌ» (در حالت رفع) یا «اتٍ» (در حالت نصب و جر) ساخته می‌شود.
*مثال: مُعَلِّمَةٌ (معلمه) → مُعَلِّماتٌ (معلمان - رفع) / مُعَلِّماتٍ (معلمان - نصب/جر).
*مثال: سَیّارَةٌ (ماشین) → سَیّاراتٌ / سَیّاراتٍ.

*جمع تَکسیر (شکسته): جمع‌هایی که قاعده خاصی برای ساختشان وجود ندارد و با تغییر در ساختار کلمه مفرد ساخته می‌شوند. این جمع‌ها ممکن است علائم جمع سالم را نداشته باشند و گاهی شبیه به مفرد به نظر برسند، اما از نظر معنایی جمع هستند.
*مثال: کِتابٌ (کتاب) → کُتُبٌ (کتاب‌ها).
*مثال: رَجُلٌ (مرد) → رِجالٌ (مردان).
*مثال: عالِمٌ (دانشمند) → عُلَماءٌ (دانشمندان).
*مثال: مَدینَةٌ (شهر) → مُدُنٌ (شهرها).
 
ج) از نظر معین بودن (شناخت/نکره بودن):

1.اسم نَکِره (غیرمعین):
اسمی است که بر چیز یا شخص نامشخصی دلالت می‌کند و معمولاً تنوین دارد.
*مثال: رَأَیتُ رَجُلاً. (مردی را دیدم.) - مشخص نیست کدام مرد.
*مثال: هذا بَیتٌ. (این خانه‌ای است.) - مشخص نیست کدام خانه.
 
عقب
بالا پایین