مشاعره میز شعر کافه نویسندگان | مشاعره

می روم اما هنوز،باران که می بارد چشمانم تر است.
 
تاریک است،بعد از تو همه شب ها ماه آسمان را ربودند.
 
در شب تمام تارم
تو بیامدی به جانم
 
مرزی ندارد،تا تو نباشی این دنیا رنگی ندارد.
 
دل من فرش شد و نقش تو بر خود بنشاند
و چه زیبا بوَد این دل که فقط رنگ تو بود
 
دنیا بدون تو تاریک است،
تو بگو
من میان این تاریکی چطور ره یابم
 
عقب
بالا پایین