بهنام خالق محافظان تاریکی
آیا آمادهاید پا به سرزمینی بگذارید که در آن خون با جادو درآمیخته، گرگینهها در مه غلت میزنند و ساحران در سایهها ورد میخوانند؟
پس ای سایههای شب، جادوگران سپید و سیاه!
خونآشامان تشنه و گرگینههای وحشی!
قلعه بلکاستون در شب ماهخونی، درهایش را میگشاید.
بیایید زیر نور ماه خونین، پیمان ابدی ببندیم.
طلسمهای ممنوعه، خون تازه و جادوی نابودگر در انتظار شماست.
برای ضعیفان، ورود ممنوع! فقط شجاعان وارد شوند.
زمان: نیمهشب، هنگامی که ستارگان میلرزند.
مکان: دره مهسیاه، جایی که رودخانههای خونین جاریاند و مه ابدی چشمها را کور میکند.
دسترسی فقط با طلسم "شبگشا" ممکن است
راهنمای نوشتن طلسم شبگشا
[ سایهام را میفرستم
(نام) از قبیله (اصالت: جادوگر، خوآشام، گرگینه) ]
ارباب تاریکی، بلکاستون
پس ای سایههای شب، جادوگران سپید و سیاه!
خونآشامان تشنه و گرگینههای وحشی!
قلعه بلکاستون در شب ماهخونی، درهایش را میگشاید.
بیایید زیر نور ماه خونین، پیمان ابدی ببندیم.
طلسمهای ممنوعه، خون تازه و جادوی نابودگر در انتظار شماست.
برای ضعیفان، ورود ممنوع! فقط شجاعان وارد شوند.
زمان: نیمهشب، هنگامی که ستارگان میلرزند.
مکان: دره مهسیاه، جایی که رودخانههای خونین جاریاند و مه ابدی چشمها را کور میکند.
دسترسی فقط با طلسم "شبگشا" ممکن است
راهنمای نوشتن طلسم شبگشا
[ سایهام را میفرستم
(نام) از قبیله (اصالت: جادوگر، خوآشام، گرگینه) ]
ارباب تاریکی، بلکاستون