معرفی اثر نادیده گرفتن شواهد| Motivated Reasoning

HIIIS

مدیر آز تالار علوم+مقاله‌نویس+مترجم آز+جادوگر سیاه
پرسنل مدیریت
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,010
پسندها
پسندها
15,045
امتیازها
امتیازها
648
سکه
4,331
مقدمه:
در دنیای پر از اطلاعات امروز، ما دائماً در معرض داده‌ها و دیدگاه‌های مختلف قرار داریم. با این حال، توانایی ما برای پردازش عینی این اطلاعات اغلب تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی قرار می‌گیرد. یکی از قدرتمندترین این سوگیری‌ها، “اثر نادیده گرفتن شواهد” یا “استدلال انگیزشی” است که باعث می‌شود ما به طور ناخودآگاه تمایل داشته باشیم شواهدی را جستجو کنیم، تفسیر کنیم و به یاد آوریم که باورها و ارزش‌های فعلی ما را تأیید می‌کنند و شواهد مخالف را نادیده بگیریم یا کم‌اهمیت جلوه دهیم.
 
“اثر نادیده گرفتن شواهد” (Motivated Reasoning) که اغلب با “سوگیری تأیید” (Confirmation Bias) همپوشانی دارد، یک پدیده روانشناختی است که در آن افراد اطلاعات را به گونه‌ای پردازش می‌کنند که باورهای از پیش تعیین شده‌شان را تقویت کند. این فرآیند چندوجهی است و شامل موارد زیر می‌شود:
 
۱.جستجوی گزینشی شواهد:
افراد به طور فعال به دنبال اطلاعاتی می‌گردند که دیدگاه‌هایشان را تأیید کند. برای مثال، کسی که معتقد است یک حزب سیاسی خاص بهترین است، ممکن است بیشتر اخبار و مقالاتی را بخواند که آن حزب را ستایش می‌کنند و از رسانه‌هایی که منتقد آن حزب هستند، اجتناب کند.
 
۲.تفسیر سوگیرانه شواهد:
حتی زمانی که با اطلاعات خنثی یا مبهم روبرو می‌شویم، تمایل داریم آن را به گونه‌ای تفسیر کنیم که با باورهای ما سازگار باشد. اگر دو نفر با دیدگاه‌های مخالف یک مقاله خبری مشابه را بخوانند، احتمالاً هر کدام جنبه‌هایی را برجسته می‌کنند که دیدگاه خودشان را تقویت می‌کند.
 
۳.به خاطر سپردن گزینشی شواهد:
ما تمایل داریم اطلاعاتی را که باورهایمان را تأیید می‌کنند، بهتر به خاطر بسپاریم و اطلاعاتی را که با آن‌ها در تضاد هستند، راحت‌تر فراموش کنیم یا اهمیت آن‌ها را کم کنیم.
 
۴.استدلال انگیزشی:
در این پدیده، نه تنها باورهای ما بلکه “انگیزه‌های” ما نیز بر قضاوت‌هایمان تأثیر می‌گذارند. ما ممکن است به طور ناخودآگاه تمایل داشته باشیم به نتایجی برسیم که از نظر عاطفی یا اجتماعی برای ما مطلوب‌تر هستند، حتی اگر شواهد عینی خلاف آن را نشان دهند. به عنوان مثال، فردی که سرمایه‌گذاری قابل توجهی در یک سهم خاص انجام داده است، ممکن است تمایل داشته باشد اخبار مثبت در مورد آن شرکت را باور کند و اخبار منفی را ناچیز بشمارد تا از احساس پشیمانی جلوگیری کند.
 
این سوگیری‌ها می‌توانند در طیف وسیعی از حوزه‌ها، از روابط شخصی و تصمیمات مالی گرفته تا باورهای سیاسی و علمی، تأثیرگذار باشند. وقتی در مورد موضوعی که عمیقاً به آن باور داریم، با شواهد متناقض روبرو می‌شویم، مغز ما به طور فعال سعی می‌کند این تعارض را کاهش دهد. این کار می‌تواند از طریق رد کردن منبع اطلاعات (“این رسانه قابل اعتماد نیست”)، زیر سوال بردن اعتبار شواهد (“این داده‌ها ممکن است اشتباه باشند”)، یا یافتن نقاط ضعفی در استدلال مخالف صورت گیرد.
 
عقب
بالا پایین