به نام مناسبترین واژهها / به رسم محبت به نام خدا
نام دلنوشته: خیابان زندگیژانر: اجتماعی، فلسفی، روانشناسی
نویسنده: Nazanin
مقدمه:
روی تابلوی مربعی شکل آبی رنگ که بر روی میلهای سفید رنگ خودنمایی میکرد،
حک شده بود: خیابان زندگی.
دستان سردم را دور میلۀ یخزده پیچ دادم و گامی به جلو برداشتم.
قبل از آنکه وارد شوم، رو به آنهایی که منتظر به من خیره شده بودند، گفتم: «شما همراهم نمیاید؟»
پس از لحظهای مکث، انگار که پاسخِ سؤالم را یافته باشند، نجوا کردند: «امروز، این ساعت، این دقیقه و این ثانیه متعلق به توئه. یادت باشه از این به بعد قراره بین آدمها زندگی کنی. اگه قوانین رو از یاد نبری و بتونی بازیکن خوبی باشی، میتونی دووم بیاری و اگر نه... بیخیال، فقط مراقب خودت باش! برات آرزوی موفقیت میکنم.»
آن نیمهشب من بودم که باید راهی خیابانی میشدم که نامش زندگی بود. نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم برای همیشه عطر آنجا را به خاطر بسپارم.
انگشتان قرمز شده از سرمایم را از دور میلۀ سفیدرنگ باز کردم و با قدمی کوتاه به آن خیابان پا نهادم.
آخرین ویرایش: