شایعه دیوانه‌بازی در اتاقِ‌فرار| شایعه نویس Z A H R A

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
«به نام خالق خلاقیت»

نام داستان:
دیوانه‌بازی در اتاقِ‌فرار

ژانر:
طنز؛ ترسناک

شایعه نویس:

@Z A H R A

سوژه(اصلی):
@Hanisa

سوژه‌های فرعی:
@HIIIS و @.بَهاران..بَهاران. عضو تأیید شده است.

مقدمه:
گاهی وقت‌ها، یک اتفاقِ به ظاهر ساده همه‌چیز را دست‌خوشِ تغییرات می‌کند، مثلا شاید اینکه یک لحظه حواست پرت شود و تویِ مهم‌ترین عکسِ زندگی‌ات با دهانِ باز و چشمانِ لوچ‌شده بیفتی! و بعد از این سم تمامِ زندگی‌ات از عکسِ کارتِ‌ملی هم زشت‌تر شود.
حال این مقدمه‌ی بی‌محل چه بود؟ ربطش را در وسطِ داستان خواهید فهمید!
 
در شبی بارانی، که شهر در زیرِ سیلابِ غم و سیلابِ شادی در حالِ غرق شدن بود ناگهان اخبارِ سراسری تصویری را در همه‌ی تلویزیون‌های شهر به نمایش گذاشت؛ تصویرِ سه دختر که گویی با چسبِ سه‌قلو آنان را بهم چسبانده بودند.
حنیسا با ژستِ خاصِ خودش و لباسِ سبزی که به تن کرده بود، و چراغِ سوال‌های زیادی که بالای سرش روشن شده بودند شبیهِ یک عدد پلانکتونِ واقعی به نظر می‌رسید.(شما هم اسم پلانکتون براتون آشناست ولی نمیدونین کیه؟ ولی من می‌دونم! اگر تو هم میخوای بدونی کیه برو مثل من توی گوگل سرچ کن^^.)
دالان با لبخندِ یخ‌زده و چشمانِ بسته، محکم لباسِ حنیسا را چسبیده بود و حالتِ صورتش جوری بود که انگار داشت جییییییغ می‌کشید. و هیس! توی عکس از چشمانش شُر شُر آب می‌ریخت و با چشمانِ اشکی به تکه پیازِ توی دستش خیره شده بود.
گویندهٔ خبر با لحنِ جدی‌اش با اشاره به تصویر چنین گفت:
- این صحنه‌ی جذاب که توسط بهترین عکاسِ جهان، شکار شده؛ ( ابهام: چه کسی؟ عکاس‌های محترمه‌ی شهربازی! که منتظرند تو یک لحظه در بدترین حالت باشی، و بعد ناگهان چیکککک!)​
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین