مشاعره |مشاعره با اشعار حسین منزوی|

شکوفـہ بـھـاری

جادوگر سپید
گرافیست
تیم‌تعیین‌سطح
گوینده
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,301
پسندها
پسندها
2,428
امتیازها
امتیازها
273
سکه
2,585
ای که با نامت جهان آغاز شد | دفتر ما هم به نامت باز شد

حسین منزوی زادهٔ ۱۳۲۵ در زنجان است. او که در ۱۴ سالگی شاعری را آغاز کرده بود، اولین دفتر شعرش را با نام «حنجرهٔ زخمی تغزل» به چاپ رساند. از دیگر آثار وی می‌توان به «تیغ و ترمه» و با «عشق تاب می‌آورم» اشاره کرد.

شعر اول:
بال پریدنم هدیه نمی‌دهی اگر
می‌شکنی ز من چرا پای دویدن؟ این مکن

بخشی از اشعار حسین منزوی را مطالعه کنید
.
 
نه اگر تخته پاره قایق باش
بار پارو و لنگر و سکان
بفکن و دور از این علایق باش
هیچ باد مخالف اینجا نیست
با همه بادها موافق باش
 
نه اگر تخته پاره قایق باش
بار پارو و لنگر و سکان
بفکن و دور از این علایق باش
هیچ باد مخالف اینجا نیست
با همه بادها موافق باش

شب اگر باشد و می باشد و من باشم و تو
به دو عالم ندهم گوشهٔ تنهایی را
 
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
 
در بستر مسدودم، با شعر غم آلودم
آشفته‌ترین رودم، در جاری انسان‌ها!
حسین_منزوی
 
اگر باید زخمی داشته باشم، که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را شرحه‌شرحه کنم
 
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
 
دستی که به دست من بپیوندد نیست
صبحی که به روی ظلمتم خندد نیست
 
عقب
بالا پایین