شعر اشعار ِمحمدرضا نظری

.مَرزمِه..مَرزمِه. عضو تأیید شده است.

مدیرتالارهنرومذهب+مدیرسوشال‌مدیا+طراح‌وگوینده آز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مقام‌دار آزمایشی
فرشته زمینی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,528
پسندها
پسندها
23,644
امتیازها
امتیازها
813
سکه
387
الهی به امید تو t-icon12


گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد
گیرم که زمان خاطره‌ها را به فنا داد

گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد...

با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی؟
یک بار دلت یادِ منِ خسته نیفتاد؟!

یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلت تنگ نشد خانه‌ات آباد؟!

این بود سزایِ منِ دلخسته‌ی عاشق؟
شیرین رقیبان شده‌ای از لجِ فرهاد؟!

باشد، گله‌ای نیست..! خدا پشت و پناهت
احوالِ خودت خوب، دمت گرم، دلت شاد...

محمدرضا_نظری
 
نوشتی بی تو میمیرم، خرابت میشوم عمری
خلافِ آنچه میگفتی، ببین حالا چه آبادی . .

نه‌پیغامی،نه‌پسغامی چه‌راحت بردی‌از یادَم!
نه حتی نامه ای.. شعری ، برایِ من فرستادی

حقیقت زهر تلخی شد ، که آگاهانه نوشیدم
از این هم‌تلخ تر باشی، همان شیرینِ‌فرهادی

محمدرضا_نظری
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 1)
عقب
بالا پایین