ای که با نامت جهان آغاز شد | دفتر ما هم به نامت باز شد
نزار قبانی در سال ۱۳۰۲ در شهر دمشق، پایتخت سوریه، چشم به جهان گشود. او که شعر گفتن را از سن شانزدهسالگی آغاز کرده بود، در تمام این سالها، همزمان با انجام امور سیاسی، به سرودن شعر نیز میپرداخت؛ تا جایی که در ۴۳ سالگی تصمیم گرفت میان سیاست و شعر یکی را برگزیند؛ پس جانب شعر را گرفت و از سیاست استعفا داد. از آثار منتشرشدهی این شاعر به زبان فارسی، به طور خلاصه میتوان به کتابهای «باران یعنی تو برمیگردی»، «بیروت، عشق و باران»، «عشق پشت چراغ قرمز نمیماند»، «داستان من و شعر»، «در بندر آبی چشمانت»، «تا سبز شوم از عشق» و... اشاره کرد که توسط مترجمان فارسیزبان به تألیف رسیده.
شعر اول:
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم؛ و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشتهام.
بخشی از اشعار نزار قبانی را مطالعه کنید.
نزار قبانی در سال ۱۳۰۲ در شهر دمشق، پایتخت سوریه، چشم به جهان گشود. او که شعر گفتن را از سن شانزدهسالگی آغاز کرده بود، در تمام این سالها، همزمان با انجام امور سیاسی، به سرودن شعر نیز میپرداخت؛ تا جایی که در ۴۳ سالگی تصمیم گرفت میان سیاست و شعر یکی را برگزیند؛ پس جانب شعر را گرفت و از سیاست استعفا داد. از آثار منتشرشدهی این شاعر به زبان فارسی، به طور خلاصه میتوان به کتابهای «باران یعنی تو برمیگردی»، «بیروت، عشق و باران»، «عشق پشت چراغ قرمز نمیماند»، «داستان من و شعر»، «در بندر آبی چشمانت»، «تا سبز شوم از عشق» و... اشاره کرد که توسط مترجمان فارسیزبان به تألیف رسیده.
شعر اول:
مرا جوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم؛ و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر
که انگار از مرگ بازگشتهام.
بخشی از اشعار نزار قبانی را مطالعه کنید.