مشاعره |مشاعره با اشعار نزار قبانی|

شکوفـہ بـھـاری

جادوگر سپید
گرافیست
تیم‌تعیین‌سطح
گوینده
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,301
پسندها
پسندها
2,427
امتیازها
امتیازها
273
سکه
2,585
ای که با نامت جهان آغاز شد | دفتر ما هم به نامت باز شد

نزار قبانی در سال ۱۳۰۲ در شهر دمشق، پایتخت سوریه، چشم به جهان گشود. او که شعر گفتن را از سن شانزده‌سالگی آغاز کرده بود، در تمام این سال‌ها، هم‌زمان با انجام امور سیاسی، به سرودن شعر نیز می‌پرداخت؛ تا جایی که در ۴۳ سالگی تصمیم گرفت میان سیاست و شعر یکی را برگزیند؛ پس جانب شعر را گرفت و از سیاست استعفا داد. از آثار منتشر‌شده‌ی این شاعر به زبان فارسی، به طور خلاصه می‌توان به کتاب‌های «باران یعنی تو برمی‌گردی»، «بیروت، عشق و باران»، «عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند»، «داستان من و شعر»، «در بندر آبی چشمانت»، «تا سبز شوم از عشق» و... اشاره کرد که توسط مترجمان فارسی‌زبان به تألیف رسیده.


شعر اول:
مرا جوری در آغوش بگیر

که انگار فردا می‌میرم؛ و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر

که انگار از مرگ بازگشته‌ام.

بخشی از اشعار نزار قبانی را مطالعه کنید.
 
محبوب من!
اگر در زندگی‌ِ من نبودی
بانویی چون تو را «خلق» می‌کردم
که قامتش چون شمشیر، زیبا و کشیده
و چشمانش چون آسمانِ تابستان، زلال باشد
 
دوستم داشته باش
از رفتن بمان!
دستت را به من بده
که در امتداد دستانت
بندری است برای آرامش

شعر را از یاد بردم
غافلگیرم کرد
در حالی‌ که خطوط دستانم را می‌خواندم
دستانم را از یاد بردم
 
مثل رگبار، توفانی شو
قلب من همیشه تو را می‌بخشد
 
مثل رگبار، توفانی شو
قلب من همیشه تو را می‌بخشد

دیگر زمان از آن من نیست
تو زمان من شدی
با تو کشور آرزوهای کوچکم تمام می‌شود
چیزی نمانده که به تنهایی صاحبش باشم
 
عقب
بالا پایین