چالش تمرین نویسندگی[18]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ایراندخت
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

ایراندخت

منتقد ادبی
منتقد ادبی
نویسنده نوقلـم
مدیر بازنشسته
نوشته‌ها
نوشته‌ها
790
پسندها
پسندها
3,440
امتیازها
امتیازها
288
سکه
6,155
«بسمه رب الجنوب»
.
.
.
جمله‌ی قبل یا بعد از این را بنویسید:
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد...

 
«بسمه رب الجنوب»
.
.
.
جمله‌ی قبل یا بعد از این را بنویسید:
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد...

دنیا برای لحظه‌ای ایستاد... صدایی از تپانچه‌ی عارف بیرون آمد: تق و تمام.
 
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد
و من فهمیدم ابدیت، فاصله ایست کوتاه ، میان نگاه من و لبخند زیبای تو
 
جهان سکوت کرد و تنها صدای غرش مهیبش در رگ‌هایم پیچید؛
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد
سایه‌ سنگین وحشتی ازلی، تمام رؤیاهایم را به یکباره بلعید.
 
با شنیدن آنچه که از حنجره اش خارج می‌شد
دنیا برای لحظه ای ایستاد و من دریافتم هیچ چیز دیگر مانند قبل نخواهد شد
اما این پایان من نبود،بود؟
 
دنیا لحظه‌ای ایستاد وقتی صدایت دیگر از آن‌سوی خط نیامد!
وقتی مانیتور، به جای تپش، یک خط صاف کشید.
ثانیه‌ها یخ زدند و من میان آن مکث سرد فهمیدم
بعضی رفتن‌ها، آن‌قدر سنگین‌ هستند که حتی زمان هم تابِ حرکت ندارد.
 
«بسمه رب الجنوب»
.
.
.
جمله‌ی قبل یا بعد از این را بنویسید:
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد...

دنیا برای لحظه ای ایستاد و من به او خیره شده بودم که ماشین با او برخورد کرد و بعد از آن اتفاق، دگر من او را ندیدم.
 
دنیا برای لحظه ای ایستاد ... لحظه ای که، دیگر نمی‌دانستم چه چیزی حقیقت است و چه چیزی باطل
 
باغبان پیر به تندی درخت توت را بُرید. از خِرخِر ناتمامِ شکوفه‌های توت دنیا برای لحظه‌ای ایستاد.
 

«بسمه رب الجنوب»
.
.
.
جمله‌ی قبل یا بعد از این را بنویسید:
دنیا برای لحظه‌ای ایستاد...

دنیا برای لحظه ای ایستاد، وقتی که برای اولین بار، لرزش دست های پدرم را احساس کردم😊
 
عقب
بالا پایین