انگیزشی آرامش یعنی

گاهی فکر می‌کنیم آرامش یعنی نبودن مشکلات، یعنی روزی که همه‌چیز همان‌طور که ما می‌خواهیم پیش برود، هیچ دلواپسی‌ای نباشد، هیچ ترسی، هیچ اضطرابی... اما آرامش واقعی در قلب طوفان پیدا می‌شود، درست همان‌جایی که زندگی خودش را با تمام سختی‌ها، پستی‌ها و بلندی‌هایش نشان می‌دهد.
 
آرامش یعنی بپذیری که کنترل همه‌چیز در دستان تو نیست، اما واکنشت به آنچه اتفاق می‌افتد، در دستان توست. یعنی بدانی که نمی‌توانی جلوی باران را بگیری، اما می‌توانی چتری برای خودت بسازی. یعنی قبول کنی که دیگران قرار نیست همیشه مطابق میل تو رفتار کنند، اما تو همیشه می‌توانی انتخاب کنی که چطور به رفتارشان پاسخ بدهی.
 
آرامش یعنی از گذشته فقط درس بگیری، نه اینکه اسیر آن شوی. یعنی آینده را بسازی، اما نگذاری ترس‌هایش امروزت را خراب کند. یعنی یاد بگیری که گاهی تنها کاری که باید انجام دهی، «رها کردن» است؛ رها کردن افکاری که ذهنت را خسته می‌کنند، آدم‌هایی که انرژی‌ات را می‌گیرند و نگرانی‌هایی که هیچ سودی برایت ندارند.
 
آرامش در ساده‌ترین چیزهاست؛ در یک فنجان چای، در صدای باران، در لبخند بی‌دلیل، در نفس عمیقی که میان روزمرگی‌ها می‌کشی. آرامش را باید ساخت، نباید منتظرش ماند. باید یاد بگیری که در میان شلوغی‌های دنیا، در میان تمام خبرهای بد، در میان همه‌ی دویدن‌ها و نرسیدن‌ها، گوشه‌ای از قلبت را برای خودت امن نگه داری. جایی که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نتواند آن را به هم بریزد.
 
آرامش یعنی زندگی را سخت نگیری، کمتر قضاوت کنی، بیشتر ببخشی، کمتر بترسی و بیشتر عشق بورزی. گاهی تنها چیزی که برای رسیدن به آرامش لازم داری، این است که خودت را همان‌طور که هستی، با تمام نقص‌ها و تمام اشتباهات، بپذیری و بدانی که حتی در ناتوانی‌هایت هم زیبایی‌ای پنهان است.

آرامش، مقصد نیست؛ مسیری است که هر روز انتخابش می‌کنی.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 1)
عقب
بالا پایین